«بله» بگوييد؛ زير قيمت بازار...
ازدواج آسان فقط با 300 هزار تومان

«بله» بگوييد؛ زير قيمت بازار...

نویسنده :

کل ماجرا آن قدرها که مي‌گويند پيچيده نيست. همه چيز حول يک کلمه مي‌چرخد: «ازدواج». اما همين يک کلمه آتشي انداخته ميان خلق جوان که بيا و ببين. فکر کنيد براي يک گزارش ساده عزم مي‌کنيد سراغ همين کلمه برويد که سر از مکان‌هاي مختلفي مثل مراکز همسريابي سيار در آرايشگاه يا روضه پنج‌شنبه اول ماه فلان خانم يا کلاس آموزش حرکات موزون با قيمت نجومي به عروس و دامادها در مي‌آوريد. اما اين وسط هستند آدم‌هايي که آستين‌هاي همتشان را بالا زده‌اند تا جوان‌ها را ارزان‌تر و بي‌دغدغه‌تر راهي خانه بخت کنند. اسم و رسم کارشان را هم گذاشته‌اند: «ازدواج آسان».

اصفهاني‌هاي پيشتاز
کل ماجراي «ازدواج آسان» آن هم از نوع 200 هزار توماني‌اش از نصف جهان کليد خورد. اصفهاني‌ها آذرماه چند سال پيش اولين «کانون ازدواج آسان جوانان» را وسط کف و تشويق مسئولان راه انداختند. هدفشان را هم اين طور تعريف کردند: «مقابله عملي با تهاجم فرهنگي و پيشگيري از اشاعه فساد و فحشا در اصفهان.»

کليت طرح هم ساده بود، اين‌که جوانان مي‌توانستند سر و ته يک مراسم را شامل مراحل ثبت ازدواج رسمي و اجراي عقد، تالار پذيرايي، کارت دعوت مراسم، لباس و آرايش عروس، دسته گل عروس، اتومبيل با تزئين ويژه، خدمات فيلم‌برداري و پذيرايي تا سقف 100 نفر را با صرف کمترين هزينه يعني 200 هزار تومان، جمع و جور کنند.

طرحي که با استقبال جوانان اصفهاني رو‌به‌رو شد و بهانه دست بعضي‌ها داد تا اين طرح را به پايتخت هم منتقل کنند. کمي بعدتر مشابه اين دست مراکز در بعضي از مراکز استان‌ها هم ايجاد شد.

بيخ گوش خودمان
توي همين مشهد خودمان هم مي‌توانيد دو، سه نمونه از اين مراکز را ببينيد. «پيوند آسان» عنوان يکي از اين مراکز است که يک سالي است کارش را در دو شعبه در محدوده طلاب و مصلاي مشهد کليد زده است.

«محمد غلامي» مدير مرکز برايمان توضيح مي‌دهد که تا الان سور و سات ازدواج 300 زوج را فراهم کرده، آن هم تنها با 300 هزار تومان و 150 نفري هم در ليست انتظار هستند.

اين مؤسسه که زير نظر اتحاديه تالارها است و به طور خصوصي اداره مي‌شود، کسب و کار خانوادگي آقاي غلامي را سر و شکل داده و علاوه بر اين‌ها به طور غير مستقيم هم براي 150 نفري شغل دست و پا کرده است.

اين معادله را مدير مؤسسه اين طور توضيح مي‌دهد: «اين مرکز 9 مورد خدمات براي زوج‌هاي جوان پيش‌بيني کرده که شامل مواردي چون ثبت ازدواج محضري، لباس عروس و آرايش، کارت دعوت، ماشين عروس با تزئينات، فيلم‌بردار و عکاس، ورودي آتليه، 10 قطعه عکس و گريم تخصصي داماد است. زوج‌هاي جوان براي ثبت نام 30 هزار تومان مي‌پردازند و بعد فهرستي از کليه مراکزي که کارشان انجام اين امور است در اختيار آن‌ها براي انتخاب قرار مي‌گيرد.»

به بيان او براي تدارک ديدن اين فهرست، اين مؤسسه با حدود 50 آرايشگاه، 40 مزون لباس، 25 مرکز کرايه خودرو و... وارد مذاکره شده تا انتخاب عروس و دامادها محدود نباشد.

آن‌طور که غلامي توضيح مي‌دهد، عروس و داماد در صورت استفاده بيشتر از سه مورد از مجموع خدمات بايد 300 هزار تومان بپردازند. البته اگر آن را مديريت کنند مي‌توانند از تعداد بيشتري از امکانات بهره ببرند.

رمز ارزاني اين خدمات هم همکاري مراکز مرتبط با اين مؤسسه است، که تخفيف‌هاي مناسبي را به آن اختصاص داده‌اند.

خودمان خواستيم!
اسمش رضاست. از اين‌که چطور شماره‌اش را گير آورده‌ام تعجب مي‌کند اما خستي در جواب دادن به خرج نمي‌دهد. او يکي از چند هزار جوان شهرمان است که زندگي‌اش را با کمترين هزينه آغاز کرده است؛ «من تو کاراي گرافيکي‌ام، خانمم دانشجويه. راستش ما خيلي راحت با کمک خانواده‌ها مي‌تونستيم 10، 15 ميليوني خرج عروسي کنيم. خودمم پس‌انداز داشتم اما خوشبختانه خانمم مثل خودم سرش تو حساب و کتاب است، ديديم به جاي اين‌که خجالت زده فاميل بشيم، مي‌تونيم هزينه‌هاي عروسي رو مديريت کنيم. خدا رو شکر عروسي ما هيچي از بقيه فاميل که کلي بريز و بپاش کردن و پول از جيب دادن، کم نداشت.» وقتي مي‌خواهم براي زوج‌هايي از جنس خودشان که قصد آغاز زندگي را دارند، چندتايي توصيه چاشني حرف‌هايش کند، مي‌گويد: «اي بابا خانم. چشم و هم چشمياي فاميلي که با توصيه حل نمي‌شن وگرنه کي حاضره اول زندگي چندين ميليون بره زير باره قرض...»

مي‌رويم يک جاي بهتر
«گفتيم پولي رو که مي‌خوايم خرج عروسي آن چناني بکنيم، باهاش مي‌ريم مکه...» اين چند کلمه آغاز صحبت‌هاي محمد 31 ساله است. حسرت به دلش مانده که حالا که ازدواجش را مادرش نديده و يک سال قبل آشنايي او و همسرش از دنيا رفته است؛ «مکه رفتنم را نيت مادرم کردم.» محمد از کيفيت خوب مراسم عروسي‌شان راضي است و مي‌گويد: کساني که خبر نداشتند ما از خدمات ازدواج آسان استفاده کرديم، فکر مي‌کردند چند ميليوني خرج عروسي‌مان شده، همه چيز عالي و با کيفيت بود. اين دست مراکز تنها با تخفيف‌هاي خوب يک بار سنگين را از دوش جوانان بر مي‌دارند.

متوسط‌ها بيشترند!
غلامي تأکيد دارد: «تا به حال توانسته‌ايم رضايت صد درصدي زوج‌هايي که به ما مراجعه کرده‌اند را کسب کنيم.» براي اثبات اين موضوع حاضر است، شماره تلفن مراجعانش را در اختيارمان بگذارد تا از خودشان بپرسيم. او البته مي‌گويد که اين کار براي او و خانواده‌اش منفعت چنداني نداشته اما اگر تعداد برنامه‌ها به 100 تا در ماه برسد، مي‌تواند سود اندکي از اين کار کسب کند.

مؤسسه «پيوند آسان» به بيان مديرش همکاري خوبي هم با کميته امداد دارد و براي زوج‌هايي که از سوي اين مرکز معرفي مي‌شوند 10 درصد تخفيف درنظر مي‌گيرند. غلامي در پاسخ به اين سؤال که عمده مراجعه کنندگانش از چه قشري هستند مي‌گويد: «بيشتر قشر متوسط هستند و اغلب هم يا کارمندند يا دانشجو. همچنين عمده مراجعان از محدوده قاسم‌آباد، پيروزي و بولوار وکيل‌آباد هستند.»

به بيان او خانواده‌هايي که بنيه مالي ضعيفي دارند به دليل بعضي هراس‌ها از مراجعه به اين مرکز خودداري مي‌کنند و تکليف قشر مرفه هم که روشن است.

عجيب اما ممکن!
اگرچه تعداد مراکز ازدواج آسان در مشهد کم است، بعضي‌هايشان هم به همت خيران اداره مي‌شوند تا هزينه‌ها، بيشتر از اين کاهش يابند.

يکي از اين مؤسسات به روايت آن‌هايي که از خدماتش بهره برده‌اند؛ تمام مراسم ازدواج از شيريني، پذيرايي با سه نوع ميوه، آرايشگاه، لباس عروس، مرکب عروس و داماد، فيلم‌بردار و عکاس، کارت دعوت و تالار عروسي را تنها با 300 هزار تومان جفت و جور مي‌کند. کاري که با توجه به هزينه‌هاي ميليوني بعضي از برنامه‌ها تا حدي عجيب و غيرممکن به‌نظر مي‌رسد. گويا اين مرکز با قرارداد‌هايي که با برخي از اصناف دارد، سعي در مناسب‌سازي هزينه‌ها کرده است. اين مؤسسه هم که شعبه‌اش در تهران فعال است، گويا بيشتر مورد توجه قشر متوسط رو به بالا مي‌باشد.

هر چقدر هزينه کنيم، کسي راضي نمي‌شود!
شانه به شانه هم نشسته‌اند. پسر سرش را انداخته پايين و نمي‌دانم نگاهش به چه خشک شده. دختر سر توي گوشش مي‌کند و چيزي مي‌گويد، در فاصله اين چند کلمه بارها رنگ رخسار پسر جوان سرخ و سفيد مي‌شود. آمده‌اند براي عروسي‌شان کارت انتخاب کنند. دختر چشمش به آلبوم‌ها و کارت‌هاست و گوشش پيش من که برايش از موضوع مصاحبه توضيح مي‌دهم. او يکي از آن عروس‌هايي است که قرار است سر و ته ازدواجش را با 300 هزار تومان هم بياورد. دليل کارش را هم اين‌طور توضيح مي‌دهد: «شما چند ميليونم که خرج کني، باز يک عده مي‌رن پشت سرت مي‌گن؛ مراسمشون ال بود، شامشون بل.»

پسر هم بدون يک کلمه حرف با سر حرف‌هاي دختر را تأييد مي‌کند؛ «منو حميد مي‌خوايم از همين اول زندگي مستقل باشيم. پول و پس انداز حميد و کمک خونواده‌ها رو گذاشتيم رو هم که هزينه رهن يه خونه باشه نزديک مامانم اينا...»

باز هم پسرک بي‌ حرف و حديث، سر مي‌جنباند.

«شما به ماجرا اين جور نگاه کن. حميد که ماهي 300 تومن درآمدشه اگه بخواد عروسي آن چناني بگيره تا 10 سال ديگه بايد قسطشو بده. اين جوري هم يه مراسم آبرومند برگزار کرديم، هم پولمون خرج يک شب پز دادن به ديگرون نشده...»

پسر هنوز چشمش به دهان دختر است و سر تکان مي‌دهد. عروس جوان هم به نشانه خاتمه بحث‌مان آلبوم بعدي را باز مي‌کند و مي‌گويد: «واي حميد جان، اين چه ملوسه...!»

شب‌هاي ميليوني
«30 ميليون!» اين واکنش متعجب من بود وقتي کسي برايم از هزينه ازدواج يک آشناي مشترک مي‌گفت. عقل حسابگر را هم خودتان مي‌شناسيد، فرز و تميز چرتکه دستش مي‌گيرد تا ببيند با اين هزينه مي‌شود چه کارهاي ديگري کرد: هزينه يک ماشين و يک زندگي جمع و جور را داد، سقف مستقلي دست و پا کرد، پس انداز درست و درماني داشت و از همه مهم‌تر 300 مورد ازدواج آسان برگزار کرد. راستش را بخواهيد 30 ميليون مبلغ چنداني نيست، اگر فکر کنيد که هزينه ورودي بعضي باغ و تالارها 200 تا 300 هزار تومان است يا مثلا عروس و داماد براي چند قطعه عکس و مخلفات آن و البته يک فيلم هندي درست و حسابي بايد بيش از 5 ميليون تومان دست به جيب شوند! به اين‌ها هزينه خورد و خوراک ميهمان‌ها را هم اضافه کنيد که اگر دلتان منوي بهتري را بخواهد براي هر نفر دست کم بايد 60، 70 هزار تومان و گاهي حتي بيش از اين‌ها بپردازيد و با توجه به شمار چندصد نفري ميهمان‌هاي عروس و داماد، احتساب هزينه سنگين يک وعده شام کار سختي نيست. عروس خانم هم اگر زير دست مشاطه قابلي سرخاب، سفيداب کند بايد چندصد تومان بپردازد. اين وسط آرايش (شما بخوانيد پيرايش) آقاي داماد هم که تازه مد شده کم از اين هزينه‌ها ندارد. از لباس عروس هم که نمي‌شود نگفت! با 200، 300هزار تومان لباس‌هاي زيبايي را مي‌شود تهيه کرد اما جواب فاميل را چطور بايد داد. يک لباس يک ميليون و 200هزار توماني دهان دوست و دشمن را مهر و موم مي‌کند. سفره عقد حتي از اين هم گران‌تر است. آن‌هايي که مد نظر ماست، از يک تا 5 ميليون خرج روي دست خانواده‌ها مي‌گذارند و هر چيزي هستند الا سفره عقد. به اين‌ها هزينه‌هاي مجلس گرم کني‌هاي عجيب و غريبي چون آتش بازي، گروه موسيقي و البته باحضور «دي‌جي»، منجر مراسم، (با عرض پوزش) شهريه کلاس رقص عروس و داماد و البته کارهاي محيرالعقولي چون استفاده از کالسکه به جاي مرکب عروسي و در بعضي موارد نادر بالگرد(!) را هم اضافه کنيد تا 30 ميليون هزينه پيش چشمانتان ناقابل به نظر بيايد. البته خيلي از ديگر مخلفات عروسي‌هاي امروزي از قلم‌مان افتاد، خودتان بخوانيد باقي اين ماجرا را...

نظرات کاربران
کد امنیتی