ای که دستت می رسد  برای حیوانات کاری بکن
گزارشی در آستانه سرد شدن هوا و حیواناتی که چشم به رفتار ما دوخته اند

ای که دستت می رسد برای حیوانات کاری بکن

نویسنده : سحر نیکوعقیده

این که انسان با واژه اشرف از دیگر مخلوقات جدا شده و مثل یک تافته جدا بافته شده است، حس خوبی به آدم می دهد. حسی مثل غرور یا افتخار. البته همه چیز به همین جا ختم نمی شود. اشرف مخلوقات بودن مسئولیت هایی را هم به دنبال دارد. مسئولیت هایی که رعایت کردن آن شامل کوچک ترین و بزرگ ترین مخلوقات خدا می شود. از گل و گیاه بگیرید تا ماهی توی آب و مرغ روی هوا. خیلی وقت ها هم هزینه چندانی ندارد. مثلا می توان با پسماند غذایی که همیشه حواله سطل زباله می شوند شکم چند گربه را سیر کرد و یا با یک ظرف آب پرنده ای را از تشنگی نجات داد.اما این مسئولیت های ریز و درشت با سرد شدن هوا بیشتر می شود و پررنگ تر و متفاوت تر. بهانه این گزارش هم شروع شدن یک فصل سرد و نگاهی به همین مسئولیت هاست.

 

لطفا به این گربه گرسنه کمک کنید

اگر یک گربه گرسنه را در خیابان ببینید چه می کنید؟

میومیو کنان دنبالم راه می افتد. در پارک بانوان پارک ملت وقتی که برای کمی استراحت یک گوشه می نشینم ، دوان دوان خودش را به من می رساند. با چشم های عسلی رنگش جوری نگاه می کند که دل آدم آب می شود.کنجکاوانه به دست هایم که داخل کیفم را برای پیدا کردن اندکی خوراکی می-کاویدند، خیره شده است. اما تلاشم بی نتیجه می ماند. وقتی از من و کیفم ناامید می شود، خودش را بیشتر برام لوس می کند. رهگذرها را با نگاه دنبال می کند. آدم هایی که بی تفاوت می گذرند، گاهی فقط نگاهی می اندازند و گاهی هم ...

تصمیم می گیرم همان جا و در پی یافتن خرده نانی برای گربه، گزارشم را آغاز کنم.

از آدم هایی که به حیوانات کمک می کنند خوشم نمی آید

-خانم! خانم!

دختر جوان هندزفری را از گوشش در می آورد، نگاهی به من و گربه می اندازد و با تعجب می گوید: بله؟!

-این گربه گرسنه است. منم چیزی پیدا نکردم توی کیفم. 

هنوز حرفم را تمام نکرده ام که با چهره ای جدی به سمت دیگری نگاه می کند و می رود. هنوز چند قدم بیشتر برنداشته است که می گویم درحال تهیه کردن یک گزارش هستم . به سمت من برمی-گردد. بدون آن که تغییری در چهره اش دیده شود می گوید که اصلا از آدم هایی که به حیوانات کمک می کنند خوشش نمی آید ، چون ما در همین فصل پاییز و زمستان کلی آدم گرسنه و کارتون خواب در اطرافمان می بینیم و آن ها در اولویت هستند نه حیوانات. برایش توضیح می دهم که هم می توان به آدم ها کمک کرد و هم به حیوانات و این دو منافاتی با هم ندارند. توضیحاتم به درازا می کشد. بی-حوصله به ساعتش نگاهی می اندازد و می گوید که باید برود و بی هیچ حرفی راهش را می کشد و می رود.

 

یک خاطره بد

دو پسر پرسر و صدا تا گربه را می بینند دوان دوان به سمتم می آیند. با هیجان به گربه نگاه می کنند و می خندند. یکی از آن ها از داخل ساندویچش یک تکه کالباس بیرون می کشد و می اندازد جلوی گربه. گربه هم با خوشحالی انگار که بعد از مدت ها چیزی برای خوردن گیر آورده باشد، در عرض چند ثانیه آن را می بلعد. مادر که نفس نفس زنان تازه از راه رسیده است می ایستد و بازی بچه هایش را تماشا می کند. با او وارد گفت و گو می شوم. به حیوانات علاقه زیادی دارد و کمک به آن ها را کاری می داند که هر انسانی باید انجامش بدهد تا دنیای بهتری داشته باشیم. از خرده نان هایی می گوید که در فصل های سرد لب پنجره می گذارد و پس از یک روز پرنده ها همه را می خورند. و گربه هایی که حالا به غذایی که هر روز بالای پشت بام می گذارد عادت کرده اند.می پرسم دلیل این کمک و رسیدگی چیست. پس از کمی سکوت می گوید: یک خاطره بد! وقتی تعجبم را می بیند ، ادامه می-دهد: یک شب زمستانی که هوا هم سرد بود گربه ای را در حیاط دیدم که یک گوشه مچاله شده بود و میومیو می کرد. فهمیدم سردش شده است اما نمی دانم چرا هیچ کاری نکردم. فردا صبح بدن بی-جانش را داخل حیاط پیدا کردم و عذاب وجدان شدیدی سراغم آمد. آنقدر که تا امروز از کمک به هیچ حیوانی دریغ نمی کنم.

 

کمک به گربه های مریض در زمستان

با ورود دختر به پارک بانوان از هر گوشه و کناری یک گربه می خزد بیرون و خودش را می رساند به او که یک ظرف یک بارمصرف در دست دارد و با دستکش پلاستیکی اش تکه گوشت های باقیمانده مرغ را می ریزد جلوی گربه ها. چشم های دختر جوان برق می زند و لبخند روی لبش محو نمی شود. انگار مدت هاست که آن ها را می شناسد و هرکدام را به یک اسم صدا می زند. سلام شهرزاد، آقا بیلی چطوره؟ و.... بعد از این که برای همه گربه ها غذا می ریزد و مشغول خوردن می شوند تصمیم ، می-گیرم که گفت و گویی با او داشته باشم. سوگول و سرور دو خواهر هستند که از همان دوران کودکی علاقه وافری به گربه ها داشتند. همه گربه های پارک و محله خودشان را می شناسند و غذارسانی می کنند. می پرسم فقط به گربه ها کمک می کنی؟

-نه، کلاغ ها سوسیس و کالباس دوست دارند. در زمستان برای پرنده ها ارزن وگندم پشت پنجره می-ریزم و گربه ها هم گردن و ضایعات مرغ را بیشتر دوست دارند.همین الان دوکیلو ضایعات مرغ گرفتم که 1800 تومان بیشتر نشد. با همین 1800 تومن شکم ده گربه را سیر کردم. این کمترین کاری است که یک انسان می تواند انجام بدهد.

-حالا که تجربه خوبی در این زمینه داری، به نظرت در فصل های سرد چه کاری برای این حیوانات می شود انجام داد؟

گربه های مریض و ضعیف در زمستان زیاد پیدا می شود. دامپزشک هایی هستند که رایگان این حیوانات را معالجه می کنند.هر وقت حیوان مریضی را می بینم آن را به دامپزشک نشان می دهم و بعد از بهبودی رهایش می کنم. یکی از آرزوهایم هم این است که در آینده در فصل سرد یک سرپناه  و یا جای گرمی برایشان تهیه کنم.

داد و فریاد یک خانم ما را از ادامه گفت و گو باز می دارد.( این گربه ها رو از این جا ببرید بیرون. مردم می آیند پارک تا آرامش داشته باشند. بچه ها از این گربه ها می ترسند. همین کارها را می کنید که این گربه ها اینقدر پررو شده اند. این ها را ببرید توی خانه هایتان ولی تو را به خدا توی پارک بهشان غذا ندهید)

  

مادر گربه ها

آن خانم بی راه هم نمی گفت. درخانه هم می توان به نوعی به این حیوانات کمک کرد. البته منظور، نگهداری حیوانات خانگی نیستند. مثلا می توان در حیاط خانه جلوی یک گربه و بچه های کوچکش ظرف شیری بگذاری. این بچه ها بزرگ بشوند و باز بچه های خودشان را به همان زادگاه امنشان بیاورند و... این چرخه همین طور ادامه داشته باشد و هشت سال مداوم حیاط خانه ات تبدیل به یک پاتوق خوب بشود برای گربه های آشنا و ناآشنای رهگذر. این جملات وصف صحنه هایی بود که حالا برای مرضیه خانم و اهالی خانه تبدیل به روزمرگی های هرروزشان شده است. با شنیدن این شرح-حال از زبان دیگران تصمیم می گیرم که حتما به این خانه سری بزنم. در می زنم. دختر جوانش زینب در را باز می کند. با اولین صحنه ای که می بینم چشم هایم از تعجب گرد می شود. یک حیاط جمع و جو و کوچک، پر از گربه های قد و نیم قد. مرضیه خانم می گوید: اول عکس ها را بگیر. چون بعد از غذا خوردن از این جا می روند. بعد می رود یک ظرف پر از گردن مرغ می آورد و گربه ها با خوشحالی مشغول خوردن می شوند.

به گفت و گو می نشینیم. گربه ها را می شناسد و سن بیشترشان را می داند. یکی از گربه ها که ازهمه بزرگ تر به نظر می آید را نشان می دهد و می گوید. این اسمش لوس است. بس که خودش را لوس می کند. مادربزرگش هم می آمد این جا. شب های زمستان می آمد پشت در پنجه هایش را به در می-کشید. در را باز می کردیم و داخل راهرو می خوابید. صبح ها هم در را برایش باز می کریدم و دوباره می رفت. می پرسم با سرد شدن هوا دیگر چه کارهایی می توان برای این گربه ها انجام داد؟

در زمستان در انباری را باز می گذاریم. شب ها می روند آن جا. جاکفشی دم در هم شب های زمستان تبدیل می شود به یک تخت چندطبقه گرم و نرم برای گربه ها.  

البته این نگهداری گربه ها بی تلفات هم نبوده است. اگر لباسی روی بندِ داخل حیاط پهن بشود، گربه-ها برای بازی با پنجه هایشان از آن آویزان می شوند و دیگر لباسی باقی نمی ماند و... اما با همه این ها مرضیه خانم هر روز غذای گربه ها را می دهد. با همان عشق و علاقه همیشگی که هنگام نگاه کردن به گربه ها ر نگاهش دیده می شود.

 

چند راه کارساده برای کمک به حیوانات

با سرد شدن هوا و با انجام چند کار ساده، کم هزینه و یا بدون هزینه می توان حیوانات زیادی را حتی از خطر مرگ نجات داد. در ادامه چند نمونه را بخوانید:

1)یکی از نیازهای حیوانات در فصل های سرد، که شاید کمتر به آن توجه شود ، آب و دلیلش هم یخ زدن آب ها است. همیشه یک ظرف آب برای پرنده ها، گربه ها در حیاط و پشت-بام و... بگذارید. دقت کنید که جنس ظرف فلزی نباشد  تا آب زود یخ نزند.

2)گربه ها معمولا برای گرم کردن خود به هرگوشه و کناری می خزند. موتور خودروهای پارک شده در کوچه و خیابان هم یکی گرم ترین و در دسترس ترین مکان ها برای گربه ها است. پس همیشه قبل از به راه انداختن وسیله، سر و صدای مختصری روی کاپوت ایجاد کنید تا گربه از همه جا بی خبر از موتور خارج شود و آسیبی نبیند.

3)خودتان هم می توانید با راه کارهایی ساده مکانی گرم و یا شاید نرم هم برای گربه ها فراهم کنید. روی جاکفشی قدیمی و بلااستفاده داخل حیاط یک پتو بکشید و مطمئن باشید که از طرف این حیوانات مورد استقبال واقع می شود.قرار دادن یک جعبه خالی در حیاط و تراس هم موثر است.

4)یکی از راه کارهایی که احتمالا همه ما می دانیم ریختن پسماندهای غذا برای پرنده ها و گربه-هاست. پسماندهایی که می تواند حواله سطل زباله شود و یا با ریختن آن در یک ظرف و قرار دادنش در حیاط و بالکن و کوچه شکم چندحیوان را سیر کند. توجه داشته باشید که بهترین پسماندها برای گربه ها پس از پاک شدن مرغ، ماهی و گوشت فراهم می شود.

5)گندم برای پرنده های بزرگ تر مثل کبوتر  و یاکریم و ارزن برای پرنده های کوچک تر مثل گنجشک، بسیار مناسب است. دانه ریزی را هم در اول صبح و عصرها انجام دهید چون معمولا در این ساعت پرندگان برای بدست آوردن غذا تلاش می کنند. مخلوط خرده های نان و آب هم یکی از بهترین خوراکی ها برای پرندگان است. البته باید مراقب باشیم که نان کپک نزده باشد چون در غیر این صورت به جای ثواب، کباب می کنیم و حیوان زبان بسته را به کشتن می دهیم.

6)محفظه های سرپوشیده و حاوی ارزن و گندم و... در حیاط و بالکن یکی از بهرتین سرپناه ها برای پرنده های گرسنه و سرما دیده است.پرنده های بی حال و به ظاهر مرده در سرما گاهی اوقات با انتقال به جایی گرم جان دوباره می گیرند.

 

حق و حقوق حیوانات از منظر اسلام

بسیاری از افراد هستند که کمک به حیوانات را کاری بیهوده می دانند. اما دین اسلام به کامل بودن و رعایت اعتدال معروف است. همان اندازه که از حفظ کرامت انسان سخن گفته است به احترام گذاشتن و کمک به حیوانات هم توصیه کرده است. بی دلیل نیست که احادیث و آیات و روایات متعددی درمورد حق و حقوق حیوانات میتوان از دل آن بیرون کشید. از به جهنم رفتن شخصی که گربه گرسنه ای در خانه اش می میرد بگیرید تا ثواب آب دادن به یک سگ تشنه. 

در مورد پاداش آب دادن به حیوان تشنه از حضرت رسول اکرم(ص)نقل شده است که فرمودند:

در سفر معراج چون به بهشت مي‌نگريستم، زن گنهكاري را ديدم و از حالش پرسيدم. گفته شد: وي از كنار سگي تشنه بر لب چاه آبي مي‌گذشت. وي [براي سيراب كردن آن حيوان] چادر خود را به درون چاه آويخت و چون آب چاه به آن نفوذ كرد، با فشردن آن در دهان سگ آن را سيراب كرد و خدا هم او را با اين عمل آمرزيد. 

امام باقر (سلام الله علیه) هم مي‌فرمايد: خداي متعالي سيراب كردن تشنگان را دوست دارد و کسي که حيواني تشنه‌كام يا جز آن را سيراب كند خدا او را در روزي كه سايه‌اي جز سايه او نيست در سايه عرش خود جاي مي‌دهد.

منبع: مفاتیح الحیات

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
arwen
arwen
٩٤/٠٨/٠٩
٢
٠
ممنون که بلاخره یه گزارش درباره حیوانات رفتید. متاسفانه در ایران و به خصوص در مشهد به حیوانات ظلم زیادی میشه. ماها یاد گرفتیم که به صرف اشرف مخلوقات بودن حق زندگی داریم و بقیه ندارن لطفا گاهی از این مطالب بگذارید شاید کمکی بکنه به تغییر فرهنگ کشوری که درش سوله سگ کشی دارن و حیوانات رو با اسید میکشن