این مدرسه برای همه جا دارد

این مدرسه برای همه جا دارد

نویسنده : الهام یوسفی

مدرسه امام حسین با بقیه مدرسه‌ها زمین تا آسمان فرق دارد. یک فرق بزرگش این‌که سر کلاس‌هایش همه جور آدمی می‌شود دید. آن‌جا کسی نمی‌آید ببیند موهایت از چهار انگشت بلندتر نباشد یا شلوار لی به پا نداشته باشی. اصلا به سن و سالت هم کار ندارند. خودمانی‌اش می‌شود این‌که درِ مدرسه امام حسین روی همه باز است. 

 

پرده اول: این مدرسه لباس فرم نمی‌خواهد

ماه محرم به حقیقت، ماه بنی‌آدم است. ماه همه فرزندان بشر... ماه ما که خسته‌ایم از این همه در ترازوی سنجش خوب و بد دیگران قرار‌گرفتن. ما که خسته‌ایم از این همه سبک و سنگین‌شدن در نگاه دیگران و رانده‌شدن از صف خوبان. این ماه برای همه آن‌هایی ست که خیلی وقت است در همه آزمون‌ها رد شده‌اند. این جا دیگر برای آمدن در مدرسه او به فرم و مصاحبه و گزینش نیازی نیست. این‌جا تنها جایی ست که از تو هیچ سوالی نمی‌کنند. به رنگ و جنس و نژادت نگاه نمی‌اندازند. مدل لباس و مویت را ملاک قرار نمی‌دهند. گذشته‌ات را چماق نمی‌کنند. یک کلام... تو را آن‌گونه می‌پذیرند که هستی. حتی اگر از همه جا رانده و مانده شده باشی. حتی اگر هیچ کس تو را به رسمیت نشناسد. در این ماه- در هیبت عزادار حسین(ع) و اهل‌بیتش- تو محترم‌ترین میهمان اباعبداللهی. امام با همان آغوش مهربان به استقبال تو می‌آید که به استقبال همه خوبان می‌آید. با همان دست نوازشت می‌کند که همه خوبان عالم را نوازش کرده. این جا بی‌دعوت تو را راه می‌دهند، اشکی را که به حرمت اندوه قصه سیدالشهدا ریخته‌ای با انگشت نوازشی از گونه‌ات می‌زدایند. این‌جا به تو خواهند گفت: هر آن‌که هستی بازآ...

 

پرده دوم: به نام عیسی(ع)؛ به عشق حسین(ع)

موکب عزای‌شان به نام «عیسی‌بن مریم» است، اما سال‌هاست که در همین موکب، سیاه عزای حسین(ع) بر تن می‌کنند و میزبان مهربان زائران حرم و عزادارن امام شهید‌اند. مسیحی‌اند اما آزاده‌، که در هر لباس و در هر آیینی می‌توان آزاده زیست که خود امام فرمود: «ای مردمان! اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.» که آزادگی مسیر رستگاری است. آزاده که باشی فرقی نمی‌کند مسیحی و مسلمان، شیعه و سنی. آزاده که باشی داستان عاشورا، این خط روشن تاریخ و مسیر نورانی انسانیت و ظلم‌ستیزی ست که امام حسین(ع) سردمدار و قافله سالار همیشگی آن است، این نهضتی که در هماره تاریخ لرزه بر پیکر مهیب ظلم می‌افکند، قلبت را می‌لرزاند، دلت را بیدار می‌کند و چشم و دلت از آن قصه، پر از آب چشم و خون می‌شود. 

این کاروان بزرگ آزادگی برای همه جا دارد، حتی اگر در عاشواری سال 61 هجری نباشی، راه حسین به تو می‌آموزد که تا ظلم هست و تا بی‌عدالتی هست، می‌توان چون حبیب و وهب و حر و زهیر بود؛ فارغ از سن و مذهب و گذشته... وقتی به حسین لبیک گفتی دیگر در قافله عشق جای داری، حتی صدها سال پس از او. و حالا سال‌هاست که اگر گذرتان در بیست روز نخست ماه محرم الحرام به کربلا بیافتد، چشم که بچرخانید موکب عیسی بن مریم را می‌بینید که عکس عیسی(ع) در کنار شمایل حسین(ع) بر پرده‌اش خودنمایی می‌کند، موکبی که زائران را آب و غذا می‌دهد تا پاسدار راه حسین(ع) باشد، در زیر پرچم پیامبر مهربان مسیحیت، که حسین متعلق به همه بشریت است. 

 

پرده سوم: رسم دنیا با سر مردان خدا چنین می‌کند

 قصه یحیی(ع) را شنیده‌ای؟! پیامبری که سرش را ظالم زمانه از تنش جدا کرد. چه شباهت جان‌کاهی است میان قصه او و حسین(ع)! انگار رازی است در این حقیقت، سر مردان خدا را در تشتی زرین به ظالمان زمان هدیه می‌دهند. قرن‌ها از قصه آن پیامبر و آن امام می‌گذرد. سال‌هاست که شیعیان عزادار امام خویش‌اند و صابئی‌ها غم یحیی را در دل دارند. اما مدرسه عاشورایی مکتب عجیبی ست. مدرسه حسین تنها به شیعیانش اختصاص ندارد. حتی محصور در میان مسلمانان نیز نیست. امام، روح بخشنده‌ای ست که هم خون خویش را برای هدایت انسان‌ها نثار کرد و هم در ادامه تاریخ، خط سرخ خونش مسیر هدایت همه بشریت شد. مگر نه این است که هر جا عَلَمی برای قیام علیه ظلم بلند است، می‌توان رد پای حسین را یافت. باز هم اگر ماه محرم زیارت کربلای حسین نصیب‌تان شد تعجب نکنید اگر دست یک صابئی- پیروان دین توحیدی حضرت یحیی-  هدیه‌ای به سوی‌تان دراز کرد. تعجب نکنید اگر هیئت عزاداری مسیحی‌ها و صابئی‌ها همراه شیعیان ذکر مصیبت عاشورا گفت. صابئی‌ها سال‌هاست که به عشق حسین و قصه پرشکوهش به رسم و آیین شیعه عزاداری به پا می‌کنند و موکب‌های‌شان میزبان زائران حسین‌اند. دریافت‌اند که خون حسین(ع) ادامه خون یحیی(ع) است و هر خونی که مقابل ظلم بریزد، ادامه خون حسین(ع) است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

ساده نویسی یا محاوره نویسی؟

٩٥/١٠/٢٩
کافه جهان نما

هلند، گل سرسبد اروپا

٩٥/١٠/٣٠
شاخ هفته

دندان‌های نا اهل

٩٥/١٠/٣٠
مینی‌ها

مینی ترفند 471

٩٥/١٠/٣٠
روایت‏هایی ازآداب زندگی با پوششی به نام چادر

شیک، به روز، با وقار... چتدری

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

تلگجیم 471

٩٥/١٠/٣٠
شوخی با پریسلی، تعطیل کردن فارسی1، نامه به پوتین و دیگر شاهکارهای حسام نواب صفوی

#آقای_یقه

٩٥/١٠/٣٠
ناصرخان آکتور سینما

كلا بستگى داره!

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیسم در فوتبال ما چه تفاوتی با فوتبال جهان دارد؟

محبوبیت یعنی دو هیچ از بقیه جلوتری!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

فتوچاپ 471

٩٥/١٠/٢٩
جارچی

سرکار خانم رئیس جمهور

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

اندر باب مریدان و دستگیری ع.ز

٩٥/١٠/٣٠
آنتن

خواب کم و لگد قوی

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

همه اش زیر سر کارمندان است

٩٥/١٠/٣٠
مروری بر تکرار ملال آور موضوع قصاص در آثار سینمایی کشورمان

نکشی مارو!؟

٩٥/١٠/٣٠
چهره هفته

هر برگی که محیط زیست نمی شود!

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیست کیست و چرا در جامعه ما جواب می‌گیرد حتی در ورزش؟!

حکمت پوپولیست پروری

٩٥/١٠/٣٠
پایان‌نامه

مصوبه‌ای برای بابای بچه!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

پهنای باند فراخ می شود

٩٥/١٠/٣٠
به بهانه مهم‌ترین ترانسفر دهه ۹۰ فوتبال ایران که به نام «انصاری فرد» ثبت شد کریم تو عالی هستی!

کریم تو عالی هستی

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات