روشن از داغ تو ظلمت کده ماست حسین
تو هم به مدرسه حسینی بیا

روشن از داغ تو ظلمت کده ماست حسین

نویسنده : ایمان فروزان نیا

آدم در طول زندگی‌اش درس‌های زیادی یاد می‌گیرد. هر کسی هم به فراخور زندگی‌اش این درس‌ها را از جایی می‌آموزد. ولی بعضی از درس‌ها هستند که برای یاد گرفتن‌شان باید حتما بروی مدرسه. منظورم درس مدرسه، مکتب و این مدرسه‌هایی که همه‌مان رفتیم نیست، منظورم از درس هم حساب و هندسه نیست، این‌ها را می‌شود در غیر از مدرسه هم آموخت. منظورم از درس، درس زندگی است یا باید بهتر بگویم درس درست زندگی کردن، درس آزادگی، درس انسانیت و درس رستگار شدن. برای یاد گرفتن این‌ها راهی نیست مگر این‌که هر طور شده خودت را زیر سقف مدرسه اهل بیت جا بدهی و در این ایام چه مدرسه‌ای بهتر از مدرسه حسینی. 

چشمانم را که باز می‌کنم خودم را وسط راهروی مدرسه می‌بینم. درست یادم نیست کی به این‌جا آمدم! سرم را می‌چرخانم و به دور و برم نگاه می‌کنم. دیوارها سیاه پوشيده‌اند، راهرو پر از کلاس است و صداهايي از کلاس‌ها به گوش می‌رسد. به يكي‌شان نزدیک می‌شومم. صدایی می‌گوید: «قصد جانان کرد و جان بر باد داد / رسم آزادی به مردان یاد داد.» گويا داخل کلاس از صاحب مدرسه حرف می‌زنند. می‌گویند پدرش هم مثل خودش بزرگ بوده و همان کسی ست که بر مردم تمام دوران نهیب زده: «که آیا آزاده‌ای نیست که این خرده طعام در دهانش (دنیا) را بیاندازد و برای آن‌ها که درخور آن هستند بگذاردش، جان‌های شما را بهایی جز بهشت نیست، پس به جز به آن نفروشیدش» چند قدم به عقب می‌روم، دوباره به کلاس نگاه می‌کنم. کنار آن نوشته، «کلاس حریت» و بالای چهار چوب آن با خط خوش حک شده: «بنده دیگری مباش در حالی که خداوند تو را حر آفریده است.» 

به سمت در بعدی می‌روم. در باز است و صداها شنيده مي‌شوند، کسی می‌گوید: ارباب خودش گفته برای چه قیام کرده، نگفته؟ دیگري دنباله حرفش را می‌گیرد و می‌گوید درست همین‌جا نوشته؛ بعد صدایش را صاف می‌کند و می‌خواند: «همانا من برای تباهگری و خودخواهی و فساد و ستمگری قیام نکرده‌ام، و تنها برای اصلاح امت جدم قیام کرده‌ام.» کمی به فکر فرو می‌روم. صاحب این مدرسه کیست؟ این ارباب کیست که چنین پدر و جدی دارد. در فکر فرو رفته‌ام و حواسم از بحث داخل کلاس پرت شده است، به خودم که می‌آیم یکی‌شان دارد می‌گوید: ای به قربان جدت ارباب. همین جدت گفته: «هر کس حاکم ستمگری را مشاهده کند که حرام‌های خدا را حلال می‌سازد، عهد و پیمان الهی را زیر پا می‌گذارد... با بندگان خدا با دشمنی و از سر گناه رفتار می‌کند، ولی در برابر چنین حاکمی با زبان و عمل نشورد و قیام نکند، بر خداوند است که او را با همان ستمگران در یک جایگاه عذاب کند». انگار خودم از درون دارم به خودم یادآور می‌شوم که چقدر کلاهم پس معرکه است. حسابی گیج شدم، این مدرسه و این کلاس‌ها و این هیاهو هم بیشتر از پیش گیجم کرده است. اصلا این مدرسه کجاست؟ صاحب این مدرسه کیست؟ چطور اینقدر بدون ترس قیام کرده است؟ چطور از مردن نترسیده. مگر می‌شود از مرگ نترسید، از درد نترسيد، از رنج و سختی و هزار چیز دیگر... یکی در انتهای راهرو دارد زیر لب شعری می‌خواند: «بر زمین کربلا بارید و رفت / لاله در ویرانه‌ها کارید و رفت / تا قیامت قطع استبداد کرد / موج خون او چمن ایجاد کرد».

چشمانم را می‌بندم، دستم را مقابل صورتم می‌گیرم، همان‌جا روی زمین می‌نشینم. دور و برم شلوغ می‌شود، چشمانم را که باز می‌کنم، همه در جنب و جوش هستند، چند نفر دارند روی سینی چای می‌آورند، یک نفر پشت سرشان کاسه قند را به دست گرفته است، بعضی‌ها دارند سینه می‌زنند و من، آن وسط ساکت نشسته‌ام و دارم فکر می‌کنم. این‌جا هئیت اباعبدا... است، این‌جا مدرسه حسینی ست.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات