مردم و پرفورمنس
گزارشی میدانی از حال و هوای مردم زمان اجرای پرفورمنس

مردم و پرفورمنس

نویسنده : زهرا خنداندل

کار گریم بازیگرها تمام شده است و در دسته‌های دوتایی به مناطق مختلف شهر می‌روند، پارک ملت شلوغ است، و بازیگران هنوز نرسیده دورشان حسابی شلوغ می‌شود، عده‌ای خانم عرب زبان از کنار این بازیگران رد می‌شوند و به محض اینکه آن‌ها تکان می‌خورند فرار می‌کنند و به عقب می‌روند، با کمی پرس و جو از آقایی که همراه¬شان است می‌فهمم که اهل کربلا هستند و اولین باری است که پر فورمنس می‌بینند. بچه‌ها که بازیگران را می‌بینند داد می‌زنند و می‌دوند در آغوش مادرشان و بعضی‌هایشان گریه می¬کنند، از کمی دورتر دو پسر نزدیک می‌شوند و وقتی که بازیگران تکان می‌خورند بلند می‌خندند و می‌گویند: «آدمه!» محمدعلی کیانی و مهدی غلام‌نیا 15 و 16 ساله اولین بار است پرفورمنس دیده‌اند. محمدعلی می‌گوید: «داشتیم رد می‌شدیم دیدیم مردم دور دو تا مجسمه جمع شده‌اند، با هم رفتیم جلو ببینیم چه خبر است اول فکر کردیم که مجسمه واقعی هستند و خیلی خوشحال رفتیم نزدیک‌شان تا ببینیم جریان از چه قرار است اما وقتی دیدیم چشم‌هایشان تکان می‌خورد واقعا ترسیدیم. ولی کمی بعد فهمیدیم یک نمایشی چیزی است، خیلی باحال بود، واقعا کیف کردیم.»

 

فهمیدیم مجسمه نیستند

دو تا دخترخانم که به قیافه‌شان می‌خورد دانشجو باشند جلوی بچه¬ها می‌ایستند و با یکدیگر مشغول پچ پچ می‌شوند، زهراسادات سلطانی و مژگان داغستانی درباره اجرای بازیگران با هم می‌گویند: «کارشان عالی است» و زهراسادات ادامه می‌دهد: «کمی تکان می‌خوردند برای همین فهمیدیم مجسمه نیستند و نترسیدیم، اما الان که ثابت ایستاده‌اند واقعا با یک مجسمه واقعی هیچ فرقی ندارند.» می‌پرسم موقعی که داشتند اجرا می‌کردند به چه چیز می‌خندیدید؛ مژگان در پاسخ به سوالم می‌گوید: «کارشان واقعا جالب است و اصلا واکنشی به رفتار مردم ندارند، برای همین ما هم داشتیم با هم صحبت می‌کردیم که اگر برویم پشت سرشان و با صدای بلند پخ کنیم می‌ترسند یا نه؟ که البته فقط درحد شوخی دوستانه بین خودمان بود.»

 

نمی‌دانم پرفورمنس چیست

امیرمحمد 15 ساله است و به دوستانش می‌گوید: «به نظرتان چند ساعت می‌توانند اینطور بایستند؟» از او می‌پرسم تا به حال پرفورمنس دیده‌ای؟ می‌گوید: «نمی‌دانم درمورد چه چیز حرف می‌زنید؟» بعد از این‌که توضیحات را درباره نمایش می‌شنود می‌گوید: «اولین بار است که پرفورمنس می‌بینم و برایم سوال است که چند ساعت می‌توانند اینطور ثابت بایستند، واقعا کار سختی باید باشد. اجرایشان خیلی طبیعی است، من از دور که داشتم می‌دیدمشان واقعا شبیه مجسمه بودند مخصوصا که مردم ایستاده بودند و عکس می‌گرفتند با این‌ها، احساس کردم که دو مجسمه تازه نصب هستند، اما وقتی نزدیکشان شدم تازه فهمیدم آدم هستند.»

خانم دیگری که مشغول پیاده روی در پارک است مدتی اجرا را تماشا می‌کند و دوباره می‌خواهد پیاده‌روی را شروع کند که از او درمورد پرفورمنس می‌پرسم، جواب می‌دهد: «با این نوع تئاتر آشنایی دارم و در فیلم‌های خارجی هم زیاد دیده‌ام که گاهی این شخصیت‌ها را نشان می‌دهند، اما تا به حال از نزدیک ندیده بودم، کارشان واقعا خوب است اما چون من قبلا این سبک کار را دیده بودم، متوجه شدم که یک پرفورمنس درحال اجرا است.» 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ناصرخان آکتور سینما

عقب‌گردات قشنگه!

٩٦/٠٣/٢٥
برگزیده سایت

لُبّ مطلب را زود رو نکنید

٩٦/٠٣/٢٥

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

٩٦/٠٣/٢٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 490

٩٦/٠٣/٢٥
مینی

مینی 490

٩٦/٠٣/٢٥
آنتن

جان مدیر اجرایی در خطر است!

٩٦/٠٣/٢٥
شاخ هفته

این آینه دل نشکن

٩٦/٠٣/٢٥
حکایت هفته

اندر باب مریدان و احوال استادنا مایلی کهن

٩٦/٠٣/٢٥

لوگان، ابرقهرمانی بدون شنل و ناامید

٩٦/٠٣/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 490

٩٦/٠٣/٢٥
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 490

٩٦/٠٣/٢٥
درباره 4 صعود دشوار و سخت تیم ملی ایران به جام جهانی

معجزه تخصص ماست!

٩٦/٠٣/٢٥
گفت وگوی «جیم» با مریم نوابی‌نژاد، ایده‌پرداز سابق «ماه عسل» که حالا برنامه «هزارداستان» را برای شبکه ن

جامعه ما عشق و امید کم دارد

٩٦/٠٣/٢٥
کافه جهان نما

یاسوج، دیاری که بوی گل یاس می‌دهد

٩٦/٠٣/٢٥
جانونی

به احترام نان! مادر غذاها...

٩٦/٠٣/٢٥
پایان‌نامه

یک یادآوری سخت

٩٦/٠٣/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 490

٩٦/٠٣/٢٥
مینیمال

رو دریافت اول دقت کنید

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات