بیایید کیسه هایمان را زمین بگذاریم ...
پایان نامه

بیایید کیسه هایمان را زمین بگذاریم ...

نویسنده : سعید برند

تا حالا یک کیسه سیب زمینی سنگین و گندیده را بر دوش خود حمل کرده اید؟ دو تا کیسه سیب-زمینی سنگین و گندیده را چطور؟ سه تا؟ چهار تا؟ شاید هم بیشتر!

یک لحظه آدمی را تصویر کنید که چهار تا کیسه بزرگ سیب زمینی را با خود حمل می کند، آن هم سیب زمینی های گندیده که بوی مشمئز کننده اش فضا را پر کرده است. این آدم چطور می تواند، شاداب باشد، بخندد و از زندگی اش لذت ببرد؟! 

***

- نمی تواند ببخشد. برای یک اشتباه همسرش ماه هاست که زندگی را بر خود و خانواده اش تلخ کرده است. نمی تواند همسرش را ببخشد چون می ترسد پر رو شود!

- نمی تواند ببخشد. بیست دقیقه است دنبال خودروی جلویی افتاده، تا درست سر بزنگاه با سرعت بپیچد مقابلش، تا شاید تلافی حرکت مارپیچ او را کرده باشد. نمی تواند آن غریبه را ببخشد چون نمی خواهد کم آورده باشد.

***

این بار که کسی کفش مان را در مترو یا اتوبوس لگد کرد، این بار که دوستی درشت گویی کرد  یا دلمان را شکست و ... تمرین کنیم که ببخشیم. ببخشیم آن هم نه از سر ترس، از سر قدرت ببخشیم تا بخشیده شویم.

روانشناس ها می گویند وقتی نمی توانیم کسی که در حق ما بدی کرده است را ببخشیم، و به جای دفاع قاطع از حق خود فقط کینه آن شخص را در دل و ذهن خود نگه می داریم مثل این است که یک کیسه سیب زمینی سنگین و گندیده را دائماً با خود حمل کنیم. خیلی از ما زیر بار این کیسه ها مشمئز کننده زندگی می کنیم، بیایید کیسه هایمان را زمین بگذاریم ...

***

این روزها که شهر سیاه پوش عزای امام حسین (ع) است، همه چیز برای حسینی شدن مهیاست. وقتی ایشان حر بن یزید ریاحی، کسی که راه را بر کاروان ایشان بسته است می بخشند، چرا ما نمی-توانیم همکارمان، همسرمان و دوست مان را ببخشیم؟!

 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات