محرم بهانه است، راه را بچسب!
5 گام برای رسیدن

محرم بهانه است، راه را بچسب!

نویسنده : وجیهه محمدپور

تنها ماهی که همه ملت ناخودآگاه سبک زندگی شان یک دست می شود، لباس پوشیدن ها یکی می-شود، زمزمه زیر لب ها شبیه هم می شود، رفتارها تغییر می کند، و غم و شادی دل ها به هم نزدیک می شود و تازه تمام شهر و همه کوچه و خیابان ها هم یکرنگ می شود همین ماه محرم است. برای همین آدم کیف می کند توی شهر راه برود و آدم ها را ببیند. اصلا امام حسین(ع) در کنار همه بزرگی ها و استکبارستیزی هایش سبب خیر می شود که آدم ها برای یک ماه هم که شده است شبیه هم شوند برای همین توی این ماه دل ها بیشتر از هر زمانی به هم نزدیک‌تر می شوند. بنابراین اصلا قرار نیست بگوییم چه بپوشید که همه همرنگ می پوشند، قرار نیست بگوییم چه بشنوید که ترانه ها تقریبا یکی است، قرار نیست بگوییم کجا بروید که مقصد همه مشخص است، به نظرم باید برای این ماه که ماه سبک زندگی یک دست و با صفا است کارهایی انجام دهیم از جنس یکسان سازی قلب-ها. یعنی علاوه بر همه ظواهری که شبیه شده است درون مان را هم صفایی دهیم و شبیه سازی کنیم. پیشنهاد سرویس سبک زندگی برای این ماه پیشنهادات متفاوتی است از جنس درونی. لطفا به مطلب این شماره به دید شعار نگاه نکنید و فقط برای دل هایتان کاری کنید کارستان.

 

قدم اول

کدام طرفی هستید؟

واقعه عاشورا معنی جداسازی خودی از ناخودی داشت. یعنی درست وسط کارزار عاشورا مشخص شد چه کسانی دشمن هستند و خائن و چه کسانی رفیق و همراه. درست وسط میدان عاشورا بود که دین دار از بی دین راهش را جدا کرد و مومنین واقعی شناخته شدند. بنشینید برای یک بار هم که شده است با خودتان حساب و کتاب کنید که کدام طرفی هستید اهل حق هستید یا باطل؟ دارید به طبل دشمنان می کوبید یا در مسیر حق قدمی برمی دارید. با خودتان رو راست باشید و وضعیت خودتان را در این عالم مشخص کنید. لطفا حزب باد هم نباشید چون هیچ چیز بدتر از این دورنگی ها و نفاق نیست و به گفته امام حسین(ع) اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید. خیلی راحت ببینید قرار است جوان مومن انقلابی باشید یا قرار است یک جوان بی دین و لامذهب باشید یا... خط و مشي خودتان را کامل دربیاورید. خرجش هم چند روزی فکرکردن است. خط و مش دینی تان که مشخص شود آن وقت به راحتی خط و مش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تان هم مشخص می شود چون اصل و منبع که مشخص شود همه چیز شفاف می شود.   

 

قدم دوم

حق بودن‌تان را ثابت کنید

در ذات همه آدم ها هست که به دنبال حق و درستی می گردند برای همین همه گروه ها و حزب ها و تیم ها تصورشان بر این است که حق هستند و در مسیر حق قدم می گذارند. برای همین از دوران-های قدیم تا همین الان همه کسانی که راه را کج رفته اند از دشمنان حضرت علی(ع) تا خود روز عاشورا و دشمنان امام حسین(ع) با تصور این که آن ها حق هستند وارد میدان مبارزه با ائمه شده اند. فهم اشتباه ما از حق بودن باعث می شود تا مسیر را اشتباهی برویم برای همین اگر به دنبال حق هستید آن را در بین حرف های دوستان و نزدیکان‌تان پیدا نکنید بروید حق را از منشا و سرچشمه-اش بگیرید. در پیدا کردن مسیر درست به حرف کسی اعتماد نکنید بروید همه اطلاعات را خودتان پیدا کنید و به آدم های بزرگ و مرجع رجوع کنید و بعد حق بودن مسیری که می روید را در بیاورید. واقعه عاشورا و مسیری که امام حسین (ع) طی کردند معیار خوبی برای تشخیص حق از باطل دارد.

 

قدم سوم

روی خودتان دقیق شوید

حالا که فهمیده اید این مسیر شما را به ناکجا آباد می برد یا به آبادانی بهشت! روی خودتان دقیق شوید و ذره‌بین بیندازید و ببینید دقیقا با چه کسانی دوست هستید با چه کسانی می نشنید و بلند می شوید، ببینید کجاها می روید، صحبت چه کسانی را گوش می دهید، چه آدم هایی را بزرگ می-کنید و چه آدم هایی را کوچک!  چه کتاب هایی می خوانید، چه سبکی لباس می پوشید، حتی چه چیزهایی می خورید، برای چه کسانی خودتان را خرج می کنید، برای چه کارهایی وقت می گذارید، اصلا برای چه چیزهایی می نویسید، چه کامنت هایی را لایک می کنید، به نظر چه کسانی فحش می-دهید و... خلاصه خودتان را خیلی ریز بررسی کنید آن وقت ببینید این سبک زندگی با خط و مشی كه مشخص کرده اید یکی هست یا نه؟ یعنی قلب تان با عمل تان برابری می کند یا نه؟ 

 

قدم چهارم

دست به تغییر بزنید

تا حالا حتما تکلیف تان با خودتان مشخص شده و فهمیده اید چه کاره اید و فهمیده اید دقیقا زیر پرچم چه کسی سینه زده اید! یعنی یک کارنامه دقیق از خودتان دارید و تازه متوجه شده اید که ادعای تان برای حق بودن با اعمال و رفتار و سبک زندگیتان یکی هست یا نه؟! و حتما به این جا رسیده اید که ما آن چیزی که ادعایش را داریم نیستیم! یا حداقل آن قدر که فکر می کنیم در مسیری که به نظرمان حق است قدم برنداشته ایم در این مرحله باید دست به تغییرات بزنیم همه رفتارها و اعمالی که بررسی کرده ایم را با توجه به آرمان و هدف زندگی مان تغییر دهیم. بهترین روش هم این است که از ظاهر شروع کنیم یعنی دقیقا از چی بپوشیم چی بخوریم کجا برویم و چگونه صحبت کنیم و چه چیزهایی بگوییم! شروع کنیم و همه چیز را برمبنای حق در ظاهرمان تغییر دهید و بعد کم کم به درون مان برسیم. آن وقت کتاب هایی که می خوانید سخنرانی هایی که گوش می دهید و آدم بزرگ هایی را که مورد اعتماد هستند تغییر دهید و مطابق با مسیر حق گزینه-های جدید انتخاب کنید. یعنی در یک کلام منبع تغذیه فکری و ذهنی تان را تغییر دهید. غذای فکر و روح تان که تغییر کند زندگی تان هم تغییر می کند و یکهو متحول می شوید.

 

قدم پنجم

مراقبت کنید

در آخرین مرحله مراقب خودتان باشید. راستش را بخواهید ما هر چی می کشیم توی زندگی مان از همین است که مراقب خودمان نیستیم. شما با خودتان فکر کنید وقتی با عدم مراقبت در برابر یک هوای سرد پاییزی آدم چنان سرماخوردگی می گیرد که از پا در می آید و مجبور می شود چند روزی را توی خانه بستری شود با عدم مراقبت های فکری و ذهنی چه بلایی سر زندگی آدم می آید. پس حالا درست مثل مادربزرگ ها با اجازه تان می روم روی منبر و می گویم مراقب پوشیدنی ها، خوردنی-ها، گوش دادنی ها، دیدنی ها، گفتنی ها و... باشید. و دائم خودتان را با مسیر حق تان دائم چک کنید. مراقبت معنی پیشگیری دارد برای پیشگیری باید حواس مان خیلی جمع باشد که اشتباه نکنیم. این ماه را بهانه کنید برای مراقبت از خودمان. لطفا کمی دل‌مان برای خودمان بسوزد و نگران خودمان باشیم. 

نظرات کاربران
کد امنیتی