آشنایی با برنده گران‌بهاترین جایزه ادبیات

آشنایی با برنده گران‌بهاترین جایزه ادبیات

نویسنده : هانیه تند هوش

به رسم هرساله در نیمه‌های مهرماه، آکادمی نوبل در سوئد، نویسندهای را به عنوان برنده جایزه 5/1 میلیون دلاری ادبیات در جهان معرفی می‌کند و امسال نیز این جایزه همان‌طور که در خبرها شنیده‌اید به «سوتلانا الکسیویچ» نویسنده و روزنامهنگار 67 ساله اهل بلاروس رسیده است. خانم الکسیویچ موفق شد امسال در رقابت با نویسندههای بزرگی چون «هاروکی موراکامی» که کتاب‌هایش در بین ایرانیها نیز از محبوبیت بالایی برخوردار است، «نگوگی وا تیونگو» کنیایی، «فیلیپ راث» که به عنوان بزرگترین رماننویس در قید حیات آمریکا شهرت دارد، «جویس کرول اوتس» نویسنده پرکار آمریکایی و «آدونیس» شاعر معروف سوری، جایزه گران‌بهای نوبل را به عنوان چهاردهمین زن برنده ادبیات نوبل، از آن خود کند. البته قابل ذکر است که خانم الکسیویچ در سال ۲۰۱۳ نیز برنده جایزه صلح اتحادیه ناشران و کتابفروشیهای آلمان در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شده بود و در سال‌های اخیر رشد فروش کتابهایش در جهان افزایش داشته است.

 

راوی رنج زندگی انسان‌ها

سوتلانا الکسیویچ روزنامه‌نگار بلاروس در مراسم اهدای جایزه در استکهلم، به گفته «سارا دانیوس» دبیر جدید آکادمی به خاطر نوشتههای چند صداییاش که یک نماد رنج و شجاعت در دوران ماست، برنده جایزه نوبل ادبیات امسال شد. او در کتابهای خود مانند «صداهایی از چرنوبیل، تاریخ شفاهی یک فاجعه اتمی» که مشهورترین اثر او میباشد و همچنین «پسران روئین چهره» که به خاطرات سربازان جماهیر شوروی در افغانستان میپردازد، در حقیقت راوی زندگی و رنج انسانهایی بوده که به اجبار در شرایطی سخت و ناخواسته، روزگار میگذراندند. در حقیقت خانم الکسیویچ برخلاف بیشتر برندگان ادبیات نوبل که بابت آثار داستانی و شعر خود نوبل گرفتهاند، به دلیل مستند نویسی‌اش از رنج انسانها و در حقیقت آثار غیر داستانیاش، این جایزه بینالمللی را از آن خود کرده است. خانم الکسیویچ در کنفرانس مطبوعاتی خود در «مینسک» که ساعتی پس از اعلام نامش بهعنوان برنده جایزه ادبی نوبل برگزار شد، گفت: «طجای تاسف است که شخصیتهای واقعی کتاب «صداهایی از چرنوبیل» اکنون نیستند تا خبر جایزه بردن او را بشنوند.»

 

«رمان جمعی» شیوه نوشتاری الکسیویچ

خانم الکسیویچ در وبلاگ خود نوشته که با تاثیر از «الس آداموویچ» نویسنده بلاروس، شیوه نوشتاری خود را در ژانری موسوم به «رمان جمعی» پیدا کرده است که روایت کردن زندگی آدمها از زبان خودشان است. او میگوید: «من دنبال یک شیوه ادبی بودم که بیشترین نزدیکی را به دنیای واقعی داشته باشد. واقعیت همواره همانند یک آهنربا مرا به خود جذب میکند. بنابراین من بلافاصله این شیوه را برای روایت صدای واقعی انسانها، اعترافات و مدارک شاهدان مناسب یافتم. با این شیوه من در آنِ واحد هم یک نویسندهام، هم یک گزارشگر، هم یک جامعهشناس و هم یک روانشناس. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

بخند و بترس

٩٧/٠١/٢٥
آنتن

جیم و ناپایداری هوا

٩٧/٠١/٢٥
نگاهی به چهار برنامه نوروزی سیما که با سبک زندگی ما ارتباط دارند

سبک زندگی تلویزیونی

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

در تشریح مختصر رابطه پیچیده خشم با تصمیم‌های مهم ما

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

لطفا حواس‌تان نباشد

٩٧/٠١/٢٥