مزد محسن شهادت بود که نصیبش شد
گفت وگوی جیم با برادر شهید حاج حسنی قاری بین المللی کشورمان

مزد محسن شهادت بود که نصیبش شد

نویسنده : مازیار حکاک

حادثه منا و پرواز تعدادی زیادی از حاجیان روزهای سختی را برا همه ما رقم زد و داغ سنگینی را بر دل همه گذاشت. در بین قربانيان حادثه منا حاج محسن حاج‌حسنی قاری جوان، نورانی و با استعداد کشورمان هم که به تازگی و همین چند وقت پیش توانسته بود در مسابقات بین‌المللی مالزی رتبه نخست را کسب کند حضور داشت که بسیار تالم برانگیز بود. جوان 27 ساله‌ای که تا قبل از حادثه در اینستاگرامش عکس‌هایی از حضورش در مکه مکرمه را منتشر می‌کرد و تلاوت زیبایش در کنار خدا بسیار تاثیرگذار بود. برای شنیدن خاطرات او 3-2 روز بعد از شهادتش به منزل پدری‌اش در حوالی میدان طبرسی مشهد مراجعه کردیم و با برادرش مصطفی که به نوعی یک از اساتید قرآنی او هم محسوب می‌شد هم کلام شدیم که البته این گفت‌و‌گو هم از نظر حس و حال خانواده حاج حسنی و هم از این حیث این که در اتاق کوچک اما پر از خاطره او برگزار شد شرایط سخت و غم‌باری را داشت.

از اخوی شهید حاج حسنی خواستیم تا نحوه ورود ایشان به بحث تلاوت را بیان کند، که در این‌باره گفت: «محسن خیلی کوچک بود که ما متوجه استعداد او در بحث تلاوت شدیم. در سن 3 یا 4 سالگی به اشتباه با ضبط صوت قدیمی روی صدای «طارق شحات» و ادامه تلاوت او خوانده بود که شباهت صوت و لحن باعث شد ما به استعداد ایشان پی ببریم. روی ایشان خیلی کار کردیم تا این که در سال‌های 79-80 ایشان توانست مقام اول مسابقات اوقاف و مسابقات کشوری را کسب کند و همان سال‌‎ها توانست به خاطر قرائت عالی در مسابقات بین‌المللی عربستان مقام افتخاری قرائت را به دست آورد.» 

مصطفی حاج‌حسنی در خصوص نحوه ورود برادرش و اتفاقاتی که باعث شد به مسابقات مالزی برود، ادامه می‌دهد: « حاج محسن مدت‌ها بود که در مجالس می‌خواند و اصطلاحا خوشخوان شده بود اما برخی اساتید قرآنی این ایراد را وارد می‌کردند که مقام ایشان مربوط به قبل از سن 16 سالگی است و ایشان نمی‌تواند در مسابقات بزرگسالان مقامی کسب کند این شد که محسن تصمیم گرفت اول برای رضای خدا و بعد برای خوشحال کردن پدر و مادرمان در مسابقات حاضر شود که بعد از کسب مقام چهارم استانی و مقام دوم کشوری نماینده کشورمان در مالزی شد.»

این استاد قرآنی در خصوص رتبه اول براردش و خاطرات زیادش از این سفر گاهی با بغضش و گاهی با گریه می‌گوید: «در مسابقات مالزی قوانین به لحاظ صوت و لحن موسیقایی کمی متفاوت است برای همین ما خیلی روی این موضوع کار کردیم و قرائت حاج محسن را بر اساس معنای آیاتی که خواند، قرار دادیم. در هر حال با توجه به شرایط میزبانی و داوری‌ها در مالزی، اخوی من خواند و تلاوت بی‌نظیری هم داشت. آنجا روال مخصوصی برای اعلام نفرات برتر وجود دارد و در روز اهدای جوایز از آخر به اول نفرات را معرفی می‌کنند. وقتی که حاج محسن در بین نفرات پنجم تا سوم نبود ما خوشحال بودیم که او به عنوان نفر دوم انتخاب شده است اما نفر دوم هم اعلام شد و خبری از برادرم نبود. این بود که من و ایشان گریه کردیم و فکر می‌کردیم حق ایشان خورده شده است. در همین حین وقتی نام ایشان به عنوان نفر اول اعلام شد گریه ناراحتی ما به اشک شوق تبدیل شد.»

وقتی از برادر شهید حاج حسنی می‌خواهیم از خصوصیات برادرش برای ما بگوید، بی‌درنگ می‌گوید: «حاج محسن به نماز اول وقت خیلی اهمیت می‌داد و برایش یک هدف بود، به غیر از این به پدر و مادر هم خیلی احترام می‌گذاشت و حتی پای مادر را به شوخی می‌بوسید که این موضوع برای من که برادر بزرگترش هستم کمی سخت است.» او ادامه می‌دهد: «شاید اگر اخوی ما فوتبالیست بود هم وضع بهتری داشت و هم خبری بیشتری از او در رسانه‌ها بود اما هدف او رضای خدا بود که به نظر به آن رسیده است. به نظر من مزد حاج محسن نفر برتر مسابقات مالزی نبود بلکه مزد او شهادت بود که نصیبش شد و محسن آسمانی شد.»

از او درباره گریه برخی از خردسالان حاضر در مراسم ختم برادرش می‌پرسیم، که می‌گوید: « من به اتفاق برادر و چند تن از قاریان مشهدی طرحی به نام «انوار المصطفی» را داشتیم که 150 نفر از بچه 6 ساله تا مرد 30 ساله در این طرح به تلاوت مشغول بودند که حالا بارفتن برادرم ادامه کار برای‌ام سخت شده است.»

پدر شهید حسنی هم در آخر گفت‌و‌گو به ما اضافه شد و او هم از ویژگی‌های خوب پسرش و رضایتش از او گفت که قطعا همین رضایت پدر برای حاج محسن حاج‌حسنی چنین تقدیر ویژه‌ای را رقم زد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات