اندر حکایت ابن جیم و دوران مال مردم خوری
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و دوران مال مردم خوری

نویسنده : ایمان فروزان نیا - محمد حسین وکیلی

 آورده‌اند که روزی ابوجارچی در غار مراقبه خویش نشسته بود و داشت با تبلتش «پو» بازی می‌کرد. به ناگاه سر و صدای مریدان از ورودی غار به گوش رسید. پس ابن جیم فی الفور تبلت را در کنجی پنهان کرد و برعکس روی زمین نشست، چونان که سرش بر زمین و لنگانش بر هوا بود. مریدان چون به داخل غار آمدند، از کرامات استاد حض بسیار بردند و اندکی کف و خون قاطی کردند و نعره زدند: یا خفن؛ یا استاد؛ تو را سوالی داریم؟ بر ما بگو که مال مردم خوری یعنی چه؟

ابن جیم زیر چشمی به مریدان نگاهی انداخت و گفت: یعنی مثلا پول فروش نفت را بگذاری در جیبت و به دولت ندهی. مریدان گفتند: و دیگر چه؟ ابوجارچی گفت: یعنی مثلا دکل نفت را چنان بپیچانی که کودکان فرفره را. مریدان باز گفتند: و دیگر چه؟ پیرنا گفت: یعنی مثلا پول بیت المال را بدهی فلانی و بهمانی خرج تبلیغات انتخاباتی‌شان کنند. مریدان گفتند: و دیگر چه؟ خفن‌نا گفت: یعنی مثلا 3 هزار میلیارد پول اختلاس کنی و بر بدن بزنی. مریدان گفتند و دیگر چه؟ ابن جیم قاطی کرد و نعره زد: مسخره‌اش رو درآوردین؟ این سوالا رو برا چی می‌پرسین؟

مریدان گفتند: یا استاد؛ پیرنا و مولانا محمود احمدی نژاد گفته: «دوره مال مردم‌خوری به سر خواهد آمد...»

چون این کلام در دهان مریدان منعقد شد، به ناگاه ابن جیم چونان کف و خون بالا آورد که نقل است، شدت خون دماغ وی را چون موشک از زمین جدا کرد و به سقف غار چسباند و این از بازی‌های روزگار بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات