خنداننده برتر و ایده‌پرداز بهتر
محرمانه مستقیم

خنداننده برتر و ایده‌پرداز بهتر

نویسنده : سید مصطفی صابری

موفقیت «خندوانه» به لطف به روزرسانی ایدههایش تمامی ندارد، از تابستان پارسال تا آبان به لطف معرفی پدیدهای به نام نیما شعبان‌نژاد مخاطب را جذب کرد و در خلال ابتکارات سادهای مثل بازی در استودیو و گفتوگوهای صمیمی، محتوای دل نشینی را هم برای مخاطب تامین کرد. در سری جدید هم با حضور جناب خان از دایره تکرار فرار کرد و حالا هم در حالی که حدود یک ماه تا پایان سری دومش زمان باقی مانده با مسابقه «خنداننده برتر» بهطور همزمان خنده و هیجان به برنامه تزریق شد. اما خنداننده برتر دو ویژگی مهم دیگر، غیر از خنداندن و هیجان به واسطه رقابت هم دارد که معمولاً زیر سایه همان خنده ناشی از استندآپ کمدی و هیجان ناشی از پیگیری نتایج قرار گرفتهاند. ویژگی اول این مسابقه آن است که در مقابل آیتمهای طنز مربوط به جناب خان و پیشتر نیما، ثابت کرد خنده صرفاً واکنشی غریزی نیست. حالا با رشد ذائقه مخاطب، خنده واکنشی غریزی نیست که میتواند نسبت به هر ادایی، اتفاق بیفتد و در سطح باقی بماند. خنده واکنشی است جدی نسبت به هر تناقض و ناکارآمدی و نقص که در رفتار فردی و اجتماعی ما وجود دارد و توسط خندانندهها بهخوبی جلوه میکند. اما ویژگی دیگر مسابقه «خنداننده برتر» این است که به همه ثابت کرد محتواي عمیق و در عین حال ساده، کیفیت مطلوبتری برای جذب مخاطب دارد تا اجرای پر از ژست و ادا. نتایج قابل توجه آرای مردم درباره دوئلهای خندانندهها گویای این است که نویسندهها و ایدهپردازها تا به حال از کمدینهایی که به لطف بازیگر بودن اجرای بهتری دارند به طرز معنیداری جلو زدهاند. علی مسعودی پیش از این خودش را ثابت کرده بود و حریف قدری هم نداشت اما واقعیت این است که لطف استندآپ کمدی او بیشتر به ایدههایش است چون غیر از تقلید لهجه مشهدی ابتکار دیگری در شکل اجرا ندارد. امیرمهدی ژوله که در برابر هومن حاج‌عبدالهی هم کم تجربه است و هم ناشناخته، با اختلاف معناداری که با ایدههایش کسب کرد برنده شد. اما سجاد افشاریان که از ژوله هم کمتر شناخته شده بود توانست با تاکید روی خصلتهای شیرین مردم شهرش و خاطراتی که خیلی فانتزی بودند، آرای مردم را در برابر سپند امیرسلیمانی کسب کند. خیلیها عبور شقایق دهقان از سد رقیب قدرش رضا شفیعیجم را هم به ایدههایی که احتمالاً او از شوهرش محراب قاسمخانی  گرفته نسبت میدهند. در بین خندانندههایی که به عنوان فیلمنامه‌نویس و ایدهپرداز شناخته میشدند فقط سروش صحت ناامید کننده ظاهر شد. حالا می‌توان این دو ویژگی مسابقه خنداننده برتر را به هم ربط داد. یعنی مخاطبی که با خنده بیشتر آشنا شده و نگاهش به کمدی تغییر کرده به تقلید صدا و جکهایی که ممکن است مابهازایی هم نداشته باشند کمتر واکنش مثبت نشان میدهد و بیشتر از اجرایی لذت میبرد که محصول ایدههای ملموس و واقعی است. بهنوعی آرای مردم تا اینجای کار هم بر این نکته مهم صحه میگذارد که خنده را باید از یک واکنش لحظهای و فاقد تفکر به ابزاری برای بهتر دیدن زندگی و لمس واقعیتهای جامعه ارتقاء بدهیم و خوشبختانه کلیت «خندوانه» هم در این مسیر موفق بوده است. خنداننده برتر فقط باعث استحکام خندوانه نشد، بلکه موفق شد پنجره تازهای به مقوله خنداندن باز کند و عنصر تفکر را به این فضا اضافه کند تا گامهای بعدی از جایی شروع شوند که این مسابقه تمام شد. بهطور مثال در گامهای بعدی میتوان انتظار داشت مسابقه آیتمی شود تا خلاقیت بیشتری به آن تزریق شود و مقایسهها دقیقتر باشد. بهطور مثال در چند آیتم 5 دقیقهای خندانندهها بداهه و بر اساس سوژه‌های مشترک اجرا داشته باشند، یا پیرامون موضوع مشترکی لطیفه بسازند و ... در چنین حالتی افرادی که ذهن خلاقتری دارند بهتر متمایز میشوند. 

نظرات کاربران
کد امنیتی