ما کاراکترهای معمولی دوست داشتنی
شاخ هفته

ما کاراکترهای معمولی دوست داشتنی

نویسنده : v_nahaie - زهیر قذسی

ما کاراکترهای معمولی دوست داشتنی

v_nahaie

11/06/94

یادداشت کاربران – محرمانه

ساعت 12

 

خدا چون دوست‌شان دارد بیشتر خلق می‌کند ازشان، آدم معمولی‌ها را می‌گویم عزیزم... ماهایی که از فلسفه کانت و شوپنهاور سر در نمی‌آوریم، از ژست‌های فمینیستی و حقوق برابر زنان و مردان چیزی نمی‌دانیم چون برابری تنها در دو کلمه معنا پیدا می‌کند، «نگه داشتن حرمت‌ها» و «احترام متقابل». در نظرمان جنس مخالف غولی بی‌شاخ و دم نیست یا گرگی درنده، چون در دسته گرگ‌ها و دیوها و مارهای خوش خط و خال برنددار دنبال آدم زندگی‌مان نبودیم. کتابخانه‌های‌مان رنگارنگ نیست، کتاب کم داریم ولی همان‌ها را می‌خوانیم که نه، می‌خوریم! معمولا دانشگاه‌های دولتی رفتیم. سفرهای اروپایی با آنی و مانی و کاملیا نداشتیم، عوضش سفر به ساحل‌های محمودآباد و فریدون کنار زیاد داشتیم که خاطره‌های خوبش از سواحل ریودوژانیرو هم خفن‌تر است. شاید زیاد گذارمان به بیمارستان‌های دولتی خورده باشد ولی خوب فهمیدیم کارهای دولتی مال رابطه‌دارهاست نه ما که تنها رابطه‌مان با دولت، اخبار دیدن‌های روزی پنج وعده پدرمان است. بعضی‌هایمان مادربزرگی داشتیم که مانند جادوگر شهر اُز بود و نوه‌های دیگرش را از ما بیشتر دوست داشت. بعد از تمام شدن رابطه‌های‌مان منت کش نداشتیم، شاید زیر لب‌شان گفته‌اند گور پدرش، بیچاره پدرمان و گورش. ما غم‌هایمان را می‌بوسیم، بحران‌های عاطفی کمتر داشتیم، به قول بابا بزرگ جانم «آنقدر داشتیم غم توشه آقا جون که عاشقی فراموشه...»

عزیز دلم ما معمولی‌ها حسرت فحش دادن به آدم‌های شنیع زندگی‌مان به دلمان ماند‌. در سطل آشغال موبایل‌مان کلی مسیج سند نشده داریم که دل‌مان نیامد حتی دل آدم بدهای زندگی‌مان بشکند، شاید شب‌هایی تا ابد گریه کردیم ولی ثانیه‌ای به فکر خودکشی نبودیم، مگر زندگی آبنبات قیچیست؟! دنیای ما معمولی‌ها هیچ وقت به آخر نمی‌رسد، می‌دانی چرا عزیزم؟ چون خدایی داریم که هیچ هم معمولی نیست، عجیب و خارق العادست. یک نفس عمیق می‌کشیم و می‌بینیم حالا که خیلی‌ها را نداریم به خیلی چیزها هم نرسیدیم، دنیا همان دنیا، خدا همان خدا، زیبایی‌ها همان‌هاست، آقا اصلا چون خیلی چیزها را به دست نیاوردیم دنیامان خوشگل‌تر هم شده، سادگی شیک‌ترین ژست دنیاست یادت نرود. 

 

زهیر قدسی

دوست معمولي عزيز. آن‌قدر اين معمولي بودن را خوب تعريف كردي كه آدم دوست دارد معمولي باشد و البته با همين اوصاف. با اين نشانه‌هايي كه دادي معمولي بودن نعمت بزرگي است. راستش فكر مي‌كنم معمولي‌ها شايد خيلي كم باشند آن قدر كه نتوان معمولي خواندشان. به نظرم بايد از تعدادي آدم‌هاي معمولي –آن‌هايي كه هنگام رانندگي دشنام نمي‌دهند يا ته سيگارشان را بي‌تفاوت روي زمين نمي‌اندازند- به شكل دقيقي حفاظت كرد تا مهرباني خدا بيش‌تر شامل حال‌مان شود. حس واژه‌هايت آن‌قدر خوب است كه دوست دارم چندبار بخوانم‌شان؛ اما با اندكي جابجايي كلمات بهتر هم مي‌شد. اميدوارم اين حس خوب نوشته‌هايت بهتر و معمولي بودنت هم بيش‌تر شود!

نظرات کاربران
کد امنیتی