این مردمِ نازنین
جاکتابی

این مردمِ نازنین

نویسنده : زهیر قدسی

از جاهای دیگر خبر ندارم؛ اما باید قبول کرد که ما مردم عجیب و غریبی هستیم. آن‌قدر که خودمان هم در فهم خودمان مانده‌ایم و نمی‌دانیم در واقع چند-چندیم! در جایی برخی رفتارهای خودمان را ستایش می‌کنیم و جایی دیگر از همان خصلت بیزاری می‌جوییم. گاهی وفاداری‌هایمان را یگانه می‌دانیم و لحظه‌ای بعد جایی دیگر آن را حماقت می‌نامیم. جایی مهمان‌نوازی ایرانی را با افتخار بر سر جهانیان می‌کوبیم و گوشه‌ای دیگر از آن به شکلی دیگر یاد می‌کنیم. در گذشته بهترین زمان مشاهدات این تناقض‌ها هنگام صرف وقت، در صف‌های گوشت و تخم‌مرغ و نان و شیر یارانه‌ای بود. حالا شاید در تاکسی و ایستگاه اتوبوس از این فرصت‌ها گاهی به دست آید؛ اما...

*** حالا كتابي به نام «چه قدر خوبيم ما» توسط انتشارات مرواريد منتشر شده كه شايد به نوعي گردآوري همان حرف و حديث‌ها است. كتابي كه با طنزي ژورناليستي تلاش مي‌كند تا رفتارهاي جامعه ايراني را زير ذره‌بين نقد ببرد. نويسنده كتاب «ابراهيم رها» در مقدمه اعلام مي‌كند كه اين نوشته‌ها گرچه به شكل طنز آمده‌اند در واقع جدي‌ترين حرف‌هايي است كه او مي‌خواسته با مخاطب خود در ميان بگذارد. حرف‌هايي با موضع ارتباط و اعتقاد مردم درباره مسائلي چون: نفت، تعارف، نق‌نق، پول، خواب و خوراك، رانندگي، كتاب و...

*** ابراهيم رها روزنامه‌نگار فعالي است كه تا كنون كتاب‌هايي از جمله: «چسب زخم»، «دوئل»، «هفت‌كفترون»، «شرلوك هولمز خالي‌بند»، «نگاتيو»، «پايان» را نوشته است.

 

یعنی اگر داغ و درفش‌مان کنند و به میخ و سیخ‌مان بکشند و از دروازه شهر آویزان‌مان فرمایند و... اگر سر به سر تن به کشتن دهیم عمرا اگر کتاب بخوانیم. ما اصلا یکجور مقاومت عجیبی در برابر کتاب خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ته ماهیتابه ندارد. چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست. یعنی حاضریم وقت‌مان را با خاراندن پس سر و شوره‌های روی شانه‌مان تلف کنیم اما دو صفحه یا چهار خط کتاب نخوانیم... 

 

مشخصات كتاب:

عنوان: چه قدر خوبيم ما

نويسنده: ابراهيم رها

ناشر: مرواريد

تعداد صفحه: 94

قيمت: 7500 تومان 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
همه چیز درباره مهم ترین اتفاق شبکه های اجتماعی در سال 2018

#رسوایی_فیسبوک

٩٧/٠١/٣٠