سانس یک
شاخ هفته

سانس یک

نویسنده : محبوبه عظیم‌زاده-صدیقه سادات بهشتی

سانس یک

محبوبه عظیم‌زاده

صفحه اصلی – جادوی کاغذی – یادداشت کاربران

تاریخ انتشار : 05/06/1394 (17:30)

 

سانس یک، از دل وکیل‌آباد!

ایستگاه شلوغ متروی شهر

می‌روم سمت مقصدی که تویی...

مثل یک قطره در پی یک نهر

***

سانس دوم، کنار پنجره و

غرق رؤیای دیشبی که گذشت:

که به عشقت پیاده آمده بود...

که به عشقت پیاده برمی‌گشت....(1)

***

سانس بعدی، عروج نزدیک است

ایستگاه بهشتِ این دنیا!

وارث هفت عشق پی در پی

شاد کرده دل خراسان را

***

سانس آخر، که می‌شود اینجا...

خلسه‌ی اشک و عشق با جادو

السلامُ علیکَ یا دلبر

السلامُ عَ... ضامن آهو

 

(1) غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت/ پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت (محمدکاظم کاظمی) 

 

صدیقه‌سادات بهشتی

سانس دیگر

اگر توي شهري به اسم مشهد زندگي کني‌، حتما يکي از مهم‌ترين تکه‌هاي زندگي‌ات زيارت است، اگر چند وقت بگذرد و زيارت نرفته باشي‌، انگار چيزي را گم کرده‌اي‌ و خدا نکند گم کرده باشی، توی شهر مانده باشی و دور باشی و من گم کردم تا رسیدم به سانس‌های یک اتفاق دل‌انگیز و بعد از سانس آخر برای من سانس دیگری اتفاق افتاد...

سانس دیگر، نمی‌شود تنها

اجرت کارِ کارِگرها را

کسی که همیشه می‌داده ست

به تو هم می‌دهد اجر دوری را 

نظرات کاربران
کد امنیتی