ما و آن چای که زهرمان شد
آنتن

ما و آن چای که زهرمان شد

نویسنده : امیر سعید صبا

سلام بر همه شما جیم خوانان عزیز، امیدوارم با این وضعیت بیمه ها، هیچ وقت نشوید مریض! مریض هم اگر شدید امیدوارم پشت در مطب اطباء این پا و آن پا نکنید، این پا و آن پا هم اگر کردید امیدوارم لااقل هیچگاه به در بسته نخوردید، چرا که اصولا در در دریچه افکار آدمی و سرنوشت فردی نقش بسزایی دارد، همین پایان نامه نویس ما را در نظر بگیرد، قطعا می توانست مدارج شغلی زیادی را طی بکشد اما از بس لای در اتوبوس دوکابین خط 10 وکیل آباد، گیر افتاد که مخ و - به گفته خودش - ایضا گیربکسش تاب برداشت و دست آخر فقط پایان نامه نویس شد!

هفته پیش از خراب شدن آن شی کوچک فلزی مان یعنی کیلیت – نخوانید کلید – صحبت کردیم، اما کسی تحویل نگرفت تا این که این هفته کار به خرابی قُلف های درهای جیم کشید! 

ابتدا در آشپزخانه از داخل قفل شد و هر چه زور زدیم، باز نشد که نشد، عاقبت جماعت چای خور جیم (جچ خج) که به دلیل افت محسوس کله مورچه ای خونشان، چیزی نمانده بود از سردرد تلف شوند، در اقدامی ناجیمانه سر صفحه آرای جدید را گولاندند که یکی از وظایف صفحه آرای جدید در این مواقع این است که جستی بزند روی بالکن و از پنجره بپرد داخل آشپزخانه و در باز کند که اتفاقا گول شان مفید افتاد و آنچه خواستند شد ... طفلک بچه مردم!

اما این گول زدن همان و به کار افتادن «کیلیت اسرار» همان! درست ساعتی بعد که جماعت چای-خور جیم به تالار اندیشه نیاز مبرم پیدا کردند، ناغافل در دستشویی که تا آن لحظه مثل موتور پراید کار می کرد یکهو مثل بنز از کار افتاد و از داخل قفل شد! و طبیعتا هر چه زور زدیم باز نشد که نشد! البته جماعت چای خور به دلیل داشتن عذر موجه نتوانستند سایرین را در زدن زور همراهی کنند! نیم ساعت بعد، کار داشت به جاهای نم دار می رسید که بالاخره مجبور شدیم قفل را از جایش دربیاوریم و بگذاریم روی طاقچه! اکنون در دستشویی با سیستم سنتی «کش و میخ» باز و بسته می شود. 

نتیجه اخلاقی: به زندگی ات که به خوردن یا نخوردن یک استکان چای بند است، مناز!

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
عالی بود عالی مخصوصا نتیجه اخلاقی و عذر موجه جماعت چای خور خخخ
حسن
حسن
٩٤/٠٦/١٢
٠
٠
نتیجه اخلاقی2- اول از درست بودن درب تالار اندیشه مطمئن شوید، بعد چای بنوشید.