انوش معظمی: امان و جهان وجدان قنبر دیزل هستند
گفت وگو با بازیگر نقش امان سریال«دندون طلا»

انوش معظمی: امان و جهان وجدان قنبر دیزل هستند

نویسنده : مریم ضیغمی

خرداد ماه امسال 39 بهار زندگی خود را سپری کرد. او دانش‌آموخته رشته تئاتر است و کتاب «یونس و بلقا» وی در بازار موجود است. با وجود این که «انوش معظمی» برای رسیدن به این جایگاه سالها خاک صحنه خورده و برای تئاترهایی هم نوشته و کارگردانی کرده است، اما همگان او را به خاطر بازیاش در سریال «مختارنامه» و نقش حرمله می‌شناسند. او با سریال «دندون طلا» در نقش امان مهمان خانه‌های مردم است. نقشی شیرین که از قسمت سوم سریال کمرنگ هم شده اما به مخاطبان خیلی چسبیده، به بهانه بازیاش در این سریال با وی گفت و گویی انجام دادیم. 


همکاری مجددتان با میرباقری چگونه صورت گرفت؟

 سال  1378  بود که سه ورسیون از نمایش «دندون طلا» کار شد. من هم چند نقش را بازی کردم. یک ورسیون آن را داوود میرباقری و دو قسمت دیگر را فرید سجادی‌حسینی کارگردانی می‌کرد. آقای میر باقری زمان ساخت سریال اولویت را گذاشته بود تا از همان بازیگران استفاده کند و قرعه به نام من هم در آمد و بازی در نقش امان را پذیرفتم.

همان شخصیت لمپنی که در قهوه‌خانه آواز می‌خواند، امان بیشتر تیپ است تا شخصیت؟

بخشی از شخصیت تیپ است اما پشت آن تفکری وجود دارد یعنی امان و جهان (با بازی فرزین صابونی) دو بال وجدانی قنبر دیزل هستند. در واقع وجدان قنبر دیزل هستند که به موقع تلنگر می‌زنند و نفس عماره این شخصیت هستند، یعنی تجسم برچیده شده به صفات رذیله و خوب یک انسان هستند. 

شخصیت امان غلوشده است. کار در تئاتر با تصویر تفاوت دارد و شما بازی در هر دو را تجربه کرده‌اید. شخصیت امانی که در تئاتر بازی کردید با این یکی که در تصویر خلق کردید چه تفاوت‌هایی دارد؟

بله، غلو شده است. آن تیپ‌سازی که اشاره کردید به لحاظ فیزیکال است. تلاش ما بر این بود که این شخصیت با تمام غلوهایی که میگویید مانند آثار دیگر لوده و غیر قابل باور نشود. معتقدم تماشاچی هم پس نمیزند یعنی تماشاچی نمیگوید که این شخصیت لوس است یا نمیگویند که چرا ادا در می‌آورد. سعی ما بر این بوده که ادا در نیاوریم و این شخصیتها خودشان باشند. آن غلوی که شما میگویید یک موجی است که در درام ایرانی وجود دارد در صورتی که ما نمونههایش را در درام هالیوودی میبینیم، مثلا آدم‌های مافیایی و گانگسترها. اگر بخواهی آنگونه بازی کنم خیلی بر چسب غلو به من میزنند در صورتی که این یک سیستم در بازی است و تا اگر توی ذوق نزند جای بازی دارد. اینها شخصیت هستند و از هر کدامشان فاکتورهایی در این شخصیتها میبینیم. خودم به شخصه نخواستم امان تیپ باشد و کارگردان هم راهنماییهایش در جهت تیپ نبود. 

فرزین صابونی و شما که نقش‌های امان و جهان را ایفا کردید هر دو از تئاتر آمدهاید. چه بده بستانهایی در کار با هم داشتید؟

فرزین از دوستان  و همکاران خیلی خوبم در تئاتر است. در این سالها پیش نیامده بود که کنار یا مقابل هم بازی کنیم. همان روزی که به دفتر تهیه «دندون طلا» دعوت شدم و فرزین را دیدم خیلی خوشحال شدم و در کنار هم این تجربه خوب را داشتیم و از مشورت یکدیگر نیز استفاده می‌کردیم و با هم هماهنگ بودیم و حس میکنم این دو نفر یکی هستند یعنی یک روح هستند در دو کالبد که این گونه توسط داوود میرباقری طراحی شدند و نوع واکنشهایی که نشان میدهند از یک جنس است. درونیات آن ها مانند بچههاست. من و فرزین در بعضی از حرکتهای خود با یکدیگر مشورت می‌کردیم و حرکات را با یکدیگر هماهنگ میشدیم.


آواز خواندن در سریال با توجه به اینکه ضرب هم میزدید، چطور بود؟

کار خیلی سختی بود به این دلیل که ما فرصتی هم نداشتیم و این شعرها را سرکار خانم مفید داغ داغ مینوشت و ما فقط نیم ساعت فرصت داشتیم تا آماده شویم؛ در صورتی که اگر منصفانه بخواهم قضاوت کنم برای هر کدام از ترانهها یک هفته باید تمرین میکردیم. بیشتر اکتهایی هم که شاهدید بداهه صورت گرفت. در این بداهه و شکار هم من حسرت خوردم چون فکر میکنم اگر اجرای این بخشها با آن تنبک و ضرب و حرکتها زمان بیشتری برای تمرین داشتیم، میتوانستیم خیلی بامزهتر و پرو پیمانتر کار کنیم.

در اغلب کارهایی که بازی کرده‌اید گریم بسیار سنگینی داشتید و در این سریال البته نسبت به دیگر بازی‌های‌تان نسبتا گریمتان کمتر بود. آیا راضی بودید؟

آقای خلج روز نخست تستی را روی چهرهام زد و سیبیل‌هایم چخماقی و رو به بالا بود  که داوود میرباقری نپذیرفت و سپس سیبیل را پُرتر کردند و خط ریش‌ها را از توی ریش خودم در آورد و سایه کاری هم روی چهرهام انجام داد و کار سختی نبود. من چون در کارهای گذشته گریم‌های 4-3 ساعته روی چهرهام داشتم، اين 10 دقیقه گریم ساده بود کما این‌که حالت سیبیلی که روی چهره‌ام کار کرده خاص است و روی چهرهام نشسته است. چنین سیبیلی را در دنیای رئال ندیدهام.

چه شد که مورد علاقه کارگردان مطرحی مثل میرباقری هستید؟

نظر لطف داوود میرباقری عزیز نسبت به من است. از این بابت خوش شانس بودم که در خیلی از آثارش نقشی به من سپرده میشود و باعث افتخار هر بازیگری است و آرزو دارند در کنار او نقشی را تجربه کنند. معتقدم کار در کنار کارگردانهای بزرگ لذت و حسی دارد که قابل بیان نیست. هر کدام از کارگردانهای بزرگ نقاط قوتی دارند. من در کنار احمدرضا درویش فیلم «رستاخیز» را در نقش شمر تجربه کردم که به نوعی تجربه دیگری برایم بود یا سریال «جلال الدین» را با شهرام اسدی کار کردم. داوود میرباقری دارای فاکتورهای بسیاری است و رابطه خوبی بین بازیگر و او وجود دارد. هم‌چنین داغ داغ دیالوگ مینویسد و آدم حیرتزده میشود که این کلمات و واژهها را چگونه در آن شلوغی مینویسد؛ چون خودم نویسنده هستم میبینم که برای نوشتن این دیالوگها دو هفته زمان میخواهم البته مثل او نمیتوانم بنویسم و 20 مرتبه باید بازنویسی کنم اما میرباقری به راحتی می‌نویسد.   

نظرات کاربران
کد امنیتی
پانیذ
پانیذ
٩٤/٠٩/١٣
٤
٠
کار آقای معظمی در دندون طلا عالی بود من عاشق نقش امان شدم و به نظرم از جهان بامزه تر بود و دلنشین تر .من خیلی نقش رو دوست داشتم.امیدوارم آقای معظمی همیشه شاد و سلامت باشن و ما هم کارای قشنگی مثل دندون طلا از ایشون ببینیم.
مریم
مریم
٩٤/١٠/٢٠
٠
٠
باسلام خدمت آقای اوش معظمی واقعانقشتون توسریال دندون شکن عالی بود
حمیدعلیزاده
حمیدعلیزاده
٩٥/٠٨/٠٤
٠
٠
اقای انوش معظمی شما واقای فرزین گل کاشتید چقدر من این سریاله دندون طلا رو دوووست دارم عاشقتوونم دمه همه عواملش گرم واقعا دسته همه تان را باید بپسید من خوذم به شخصه ۱۰بار بیشتر شدهفیلمو.دوباره از نو شروع کردم به دیدن و هر دفعه هم برایم جذابتر و جدید تر بود