بالاتر از سینمای ایران، پائینتر از حد انتظار
روی پرده

بالاتر از سینمای ایران، پائینتر از حد انتظار

نویسنده : سید مصطفی صابری

نوشتن درباره فیلم «محمد رسول‌ا...» از جنبههای مختلفی سخت است، مدتها برای اکران فیلم انتظار کشیدهایم، موضوع فیلم برایمان جذاب است، فیلمساز را بهخاطر آثار قبلیاش همچون «بچه‌های آسمان» و ... دوست داریم، اثر با همکاری بهترینهای جهان ساخته شده و از همه اینها مهمتر با فیلمی طرفیم که سرمایه فرهنگی ایران است در جهان و قرار است در این اوضاع و احوال، چهره خوبی از اسلام به دنیا نشان دهد. کم لطفی در حق چنین اثری در رسانه باعث میشود مردم روی خوش به فیلم نشان ندهند و سینما از تولید آثار مشابه محروم شود به خصوص اینکه قرار بوده خود همین فیلم سه گانهای باشد و بخش زیادی از هزینه حدود 120 میلیاردی فیلم برای دکور و... با ساخت قسمتهای بعدی توجیه پیدا میکند. هرچند فیلم به دلایل مختلف، پیش از اکران، انتظارها را از خودش بالا برد اما باید در معرفی فیلم هم انصاف داشت و اثر را بیشتر از آنچه هست معرفی نکرد. «محمد رسول‌ا...» با داستان شعب ابی‌طالب و محاصره و تحریم مسلمانان آغاز میشود و بعد از چند دقیقه با فلش بکی از زاویه دید عموی پیامبر مواجهیم به یک ماه قبل از میلاد پیامبر رحمت، یعنی زمانی که ابرهه و سپاهش به قصد فتح مکه به آن دیار هجوم آوردند. فیلم تا دقایق پایانی به زمان اول بازنمیگردد و روایتی است از تولد، نوباوگی و کودکی پیامبر و.... از یک سوم ابتدایی اثر با غافلگیریهای فراوانی مواجهیم که لااقل برای سینمای ایران دستاوردهای بزرگی به خصوص در حوزه فنی هستند و حتی بهاندازه بودجه 40 میلیون دلاری فیلم هم خوب از کار درآمدهاند. هلاکت ابرهه فیل سوار و سپاهش توسط ابابیلهایی که سنگهایی از جهنم را بر سر آن ریختند، تولد پیامبر و ستارهباران فاران و فراری شدن شتر حلیمه و همسرش هر کدام از جنبه چشم‌نوازی و تاثیرگذاری عاطفی، مخاطب را بهخوبی همراه میکنند. فیلم تا انتهای زمان طولانی‌اش به دفعات از این غافلگیریهای شیرین و احساسی دارد. اما در پایان مخاطب را با چند ابهام تنها می‌گذارد:

* گویا دغدغه عوامل برای ارائه اثری که مورد توجه مخاطب جهانی باشد باعث شده تاکید زیاد و گاهی آزار دهندهای روی بُعد رحمانی اسلام داشته باشند که چون منطق داستانی ندارد و ارتباط دراماتیک بین آنها برقرار نمیشود شبیه کولاژی شده از رفتارهای خوب پیامبر با بردگان، ضعفا و حتی دخترکی که در حال زنده بهگور شدن است. انگار با اثری اپیزودیک مواجهیم که اتفاقاتش چندان بهم مرتبط نیست و نخ تسبیحی كه به لحاظ داستانی آنها را بهم وصل کند ایجاد نشده. گویا اثر به شدت متاثر از زمانه خودش بهخصوص پدیدهای مثل داعش است و برای همین ماندگاری آن برای همه زمانها و شرایط کم میشود. 

* ریتم فیلم به خصوص در میانه کار بسیار کُند است و زمان زیادی به دویدنهای پیامبر در کوه و دشت و ... میگذرد بدون آنکه اتفاقی در پیشبرد داستان بیفتد. هر چند همین نسخه هم بنا به ادعای مجیدی بسیار کوتاه شده، اما به نظر میرسد بدون آنکه خللی در روند اتفاقات فیلم بیفتد میتوانست بسیار بسیار کوتاه شود. بهخصوص آنکه در قسمت اول، مقطعی از زندگی پیامبر انتخاب شده که اوج و فرود کمی برای تهیه یک اثر بلند سینمایی دارد. فیلم در دقایق بسیاری، روی شخصیتهای دیگر چندان توقفی ندارد تا از دل روابط آنها ملالت مخاطب کم شود.  

* شخصیتی که قرار است بار درام و تعلیق داستان را بکشد و از زاویه ذهن و تخیل گروه عریض و طویل فیلمنامهنویسی وارد داستان شده تا فیلم از اثری صرفاً تاریخی تبدیل به فیلمی جذاب شود یک یهودی است به نام ساموئل که نقشش را تنابنده بازی میکند و گریم نچسبی بهخصوص در ریشهایش دارد. ساموئل با ستاره باران آسمان متوجه میشود منجی موعود بهدنیا آمده پس به دنبال او میرود و عجیب اینکه وقتی پیدایش میکند تصمیم به قتل او میگیرد و در نهایت هم دوباره به پیامبر ایمان میآورد. 

* شخصیتهایی در فیلم هستند که قابل درک نیستند، به طور مثال حمزه عموی پیامبر خیلی جوانتر است از آنچه باید. آمنه مادر پیامبر خیلی شبیه مریم مقدس شده، بیدلیل لبخندی همیشگی و قدیسوار دارد، حتی در شرایطی که نوزادش بدون شیر مانده و دایهای برای او پیدا نشده است. 

* موسیقی فیلم تاثیرگذار است اما ماندگار به نظر نمیرسد چون برخلاف آثاری مثل امام علی(ع) ریتمي در ذهن مخاطب به جا نمیگذارد که تکرار کند. در ضمن هویتی اسلامی و حتی عربی هم ندارد و مخاطب را مدام به یاد سکانس غسل تعمید و کلیسا در فیلمهای دینی غربیها میاندازد. 

* مقایسه این فیلم با «الرساله» مصطفی عقاد به نظر اشتباه میرسد چون آن فیلم شورانگیز و حماسی بود، اما فیلم مجیدی بیشتر لطیف و شاعرانه، و به طور مطلق نمیتوان یکی را بهتر معرفی کرد. اما در دقایق بسیاری می‌توان در مقایسه با همان اثر به این نتیجه رسید که مجیدی کارگردان چنین آثار بزرگی نیست و باید در دنیای زیبای خودش فیلم بسازد. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧