ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

دریا و من چقدر شبیهیم، گرچه باز

من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست 

 با او چه خوب می‌شود از حال خویش گفت 

 دریا كه از اهالی این روزگار نیست 

 ای كاش از تو هیچ نمی‌گفتمش ببین 

دریا هم اینچنین كه منم بردبار نیست

محمدعلی بهمنی/ 1321


تنگ آب از روزهای قبل خالیتر شده است

زندگی در دوستی با مرگ عالیتر شده است

هر نگاهی میتواند خلوتم را بشكند

كوزه‌ی تنهایی روحم سفالیتر شده است

آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب

ماهِ در مرداب این شبها هلالیتر شده است

فاضل نظری/1358


زمانی با تكه‌ای نان سیر میشدم

و با لبخندی به خانه میرفتم

اتوبوسهای انبوه از مسافر را دوست داشتم

انتظار نداشتم كسی به من در آفتاب 

صندلی تعارف كند

در انتظار گل سرخی بودم ...

احمدرضا احمدی /1319


از روزهای رفته نگو

روزهای مانده را تعریف کن

با چند ماه خداحافظی کنم

به چند خورشید سلام

تا بیایی .... ؟!

فریبا عرب‌نیا /1346


من دلم برای آن شب قشنگ

من دلم برای جادهای که عاشقانه بود

آن سیاهی و سکوت

چشمک ستارههای دور

من دلم برای «او» گرفته است...

محمدرضا عبدالملکیان /1331


به من آموخت

آن‌که خنجر در دست ندارد

هنوز به مدرسه نرفته‌ است...

و آن‌که دروغ نمی‌گوید

لال به دنیا آمده‌ است...

او زیاد درس خوانده‌ بود

و خوب حرف می‌زد...

مژگان عباسلو/1357


 سجاده ام كجاست 

مي خواهم از هميشه‌ي اين اضطراب برخيزم 

اين دل گرفتگی مداوم شايد، 

تأثير سايه‌ی من است، 

كه اين سان گستاخ و سنگوار 

بين خدا و دلم ايستاده‌ام

سجاده‌ام كجاست؟ 

سلمان هراتی/13381365 

نظرات کاربران
کد امنیتی