آهاي پرسپوليسي! عاشق باش حتي در روزهاي سخت
محرمانه مستقیم

آهاي پرسپوليسي! عاشق باش حتي در روزهاي سخت

نویسنده : سید مصطفی صابری

هواداری حس غریبی است، یکجور عشق است که خیلی وقتها دلیل نمیخواهد. حتی اگر دوست داشتنِ پرسپولیسی باشد که تا زمان نگارش این مطلب (قبل از بازی سه شنبه) دو هفته را در ته جدول جا خوش کرده و به قولی ته نشین شده است. فوتبالیها روی این ماجرا اتفاق نظر دارند که هواداران پرسپولیس به نسبت استقلال بیشتر است و نظرسنجیهای 90 و سکوهای دربی هم این نکته را تایید میکنند. البته دلیل هم دارد، دهه 60 و 70 که بسیاری از ما تازه به فوتبال علاقهمند شده بودیم پرسپولیس در فوتبال موفقیتهای بیشماری داشت، پرسپولیس پروین و استانکو در چند مقطع مختلف، چنان لیگ تهران، جام حذفی و لیگ آزادگان را با اقتدار تمام میکرد که گاهی چند هفته مانده به پایان لیگ، تکلیف قهرمانی مشخص بود و بازیها تشریفاتی برگزار میشد. ستارههای تیم ملی هم بیشتر پرسپولیسی بودند، در مقطعی پیوس، پنجعلی، محرمی، و ناصر محمدخانی و... بعدها عابدزاده، دایی، باقری، مهدویکیا، شاهرودی و بالاخره علی کریمی. هر چند در همان مقطع هم موفقیتهای آسیایی استقلال بیشتر بود اما موفقیتهای داخلی و حضور کسی مثل علی پروین باعث میشد بچههای شهرستانی که فوتبال را از تلویزیونهای سیاه سفید دنبال میکردند و شهرشان یا تیم نداشت یا تیم بازیکن نامداری نداشت، جذب یکی از تیمهای پایتخت شوند که سهم پرسپولیس بیشتر بود؛ هر چند شاید برای بچههای امروزی این اتفاق برعکس رقم بخورد و سالها بعد موازنه به نفع آبیها باشد. 

هواداری حس خوبی است، به آدمها هویت میدهد، حس خوب تعلق به گروهی که میتوانی در موفقیت‌هایشان شریک باشی. هواداری تعقیب فوتبال را شیرینتر میکند، دلبسته که بشوی دل کندن سخت است، هر چند امثال نیکبخت، هاشمی‌نسب، اولادی و... پیدا شوند که پیراهن‌شان را عوض کنند، اما هوادار چون پول نمیگیرد دل داده است و دلش را عوض نمی‌کند. یاد «عمو موسی» افتادم، جانباز 70 درصدی که برای رئیس‌جمهور نامه نوشته و از اوضاع تیم محبوبش گله کرده، همان عموموسی که قبل از شروع فصل میگفت به مهدی طارمی گفتم حاضرم یک کلیهام را بفروشم و پولش را به تو بدهم تا در پرسپولیس بمانی و به قطر نروی. عمو موسی تا نزدیک شهادت رفته، همرزم شهید همت بوده، برای خودش آدم بزرگی است، اما اتاقش پر است از عکس بازیکنان پرسپولیس. این همان حس غریبی است که شبیه عشق میشود. امثال عموموسی از پرسپولیس هویت نمیگیرند، به این تیم و هوادارانش هویت میدهند، که عاشق باش و روزهای سخت کنار معشوقت بمان. 

آهای هوادار، داور یکی دوتا اشتباه کرد اما بازیکن خودی توپ را جلوی دروازه خالی به بیرون زد، امید فشفشه دوتا تک به تک و یک پنالتی خراب کرد. اشکالی هم ندارد، روزهای خوب نزدیک است، جوانگرایی هزینه دارد، فوتبال سرحال و تهاجمی هزینه دارد، با فوتبال پاک نتیجه گرفتن سخت است، بدشانسی هم که جای خودش. این روزها بازیکن به عشق علی پروین سفید امضاء نمیکند، مدیرعامل ثابتی بالای سرش نیست که مشکلش را حل کند. از این بازیکنان کسی مثل کریمی و محرمی بیرون نمیآید، چون قواعد فوتبال عوض شده، چون مناسبات تغییر کرده، چون بازیکن ترجیح میدهد سوت و کف من و شما را با پول بیشتر عوض کند. از این بازیکن به اندازه خودش توقع داشته باش. همین که خطر میکند و در تیمی که به زمین و زمان بدهکار است بازی میکند خودش اتفاق مهمی است. جوانان امروز پرسپولیس میتوانند با حمایت هواداران، به زودی محبوب شوند و خاطرات خوب ما را بسازند. 

راستی استقلالیها، کل کل کنید، کری بخوانید، اما نابودی پرسپولیس را نخواهید، چون بدون قرمزها، آبی بودن هم مزه نمیدهد، تیم بزرگ و با ریشه، رقیب گنده میخواهد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
n_roointan
n_roointan
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
اتفاقا بعنوان یه استقلالی موافقم . هرچی پرسپولیس قوی تر باشه برا ما هم بهتره یه تیم ضعیف رو شکست بدی مهم نیس که اگه تونستی یه تیم قوی رو شکست بدی کار کردی