اندر حکایت ابوجارچی و اصلاح مالیاتی
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و اصلاح مالیاتی

نویسنده : ایمان فروزان نیا - محمد حسین وکیلی

در زمان‌های قدیم داروغه‌ای بود به نام ابوجارچی ابن جیم ابن خراسانی، کارش جمع‌آوری مالیات از مریدان بود و در این راه از هیچ خشونت و حیلتی دریغ نمی‌کرد. روزی مریدان در گوشه‌ای گرد هم جمع آمده بودند که ناگاه ابن جیم همچو بختک بر آنان وارد شد و با مشت و لگد به جان‌شان افتاد و طلب مالیات کرد. مریدان گفتند: یا خفن؛ ما هیچ پول نقدی نداریم و همه پول‌مان در حساب‌های بانکی‌مان است، پس برو که از ما چیزی عایدت نمی‌شود. ابن جیم گفت ای مریدان نادان، مگر نمی‌دانید بانک مرکزی قصد چک کردن حساب‌ها را دارد تا از آن‌ها مالیات بگیرد؟ مریدان با شنیدن این خبر شکه شدند و نعره‌ها زدند و جامه‌ها دیریدند و به سمت بانک دوان شدند تا پول‌های‌شان را بردارند. ناگاه صدای نعره‌ای بلند شد که: «ای مریدان؛ دست نگه دارید، این خبر حیلتی بیش نیست. آگاه باشید که مدیرکل اعتبارات بانک مرکزی اطمینان داد که هدف از اجرای قانون اصلاح مالیات‌های مستقیم، سرک کشیدن به حساب‌های سپرده گذاران نیست بلکه شفافیت بیشتر فعالیت‌های اقتصادی است.»

ابن جیم با شنیدن این سخن گفت: ای صاحب صدا کیستی؟ صاحب صدا گفت: رابین هودم...

ابن جیم گفت: حواست نبود که صدایت در نعره مریدان گم بود و نشنیدند چه گفتی و رفتند؟ سپس ابن جیم رابین هود بخت برگشته را به 47 روش سامورایی مورد ضرب و شتم قرار داد و با پوره سیب‌زمینی یکی‌اش کرد. بعد به سراغ مریدان رفت و مالیات بسیار از حلقوم ایشان بیرون کشید و این از کرامات ابن جیم بود. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات