ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟

نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد

چشم بیهوده به آیینه شدن دوختهای

اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد

فاضل نظری 

***

هرگز به دستش ساعت نمی‌بست، روزی از او پرسیدم 

پس چگونه است، سر ساعت به وعده می‌آیی؟

گفت: ساعت را از خورشید می‌پرسم

پرسیدم: روزهای بارانی چه‌طور؟

گفت: روزهای بارانی همه ساعت‌ها ساعت عشق است !

راست می‌گفت، یادم آمد که روزهای بارانی، او همیشه خیس بود

 واهه آرمن

**** 

بعضی ترانه‌ها را

میتوان، بارها و بارها

گوش داد

بعضی انسان‌ها را

می‌توان، بارها و بارها

دوست داشت ..

 ایلهان برک 

**** 

گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا

ویران اگر نمی‌کنی، آباد کن مرا

 حیف است اگر چه کذب رود بر زبان تو

از وعده‌ی دروغ، دلی شاد کن مرا

 پیوسته است سلسله‌ی خاکیان به هم

بر هر زمین که سایه کنی، یاد کن مرا

صائب تبریزی

**** 

تاجری ارّه برقی آورد

پای یک منظره را

امضا کرد

 سید حسن حسینی

**** 

سرزد به دل دوباره غم کودکانهای

آهسته می‌تراود از این غم ترانهای

باران شبیه کودکی‌ام پشت شیشههاست

دارم هوای گریه خدایا بهانهای!

قیصر امین‌پور

**** 

حالا که رفتهای

بهانه خوبی است

«شب، سکوت، کویر»

فقط صدای این هق هق را

کم کنید

 محمدرضا عبدالملکیان 

***

وقتی تلفن زنگ میزند

یعنی از یاد نرفتهای

حتی اگر به اشتباه شمارهات را گرفته باشند

ببین دوست من!

در این دنیا خیلی از آدم‌ها هستند که

شماره‌شان حتی به اشتباه گرفته نمیشود... 

رسول یونان

نظرات کاربران
کد امنیتی
n_roointan
n_roointan
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
بسیار زیبا متشکرم