علی آقای ضیاء ما خبرنگار نیستیم، چون...
محرمانه مستقیم

علی آقای ضیاء ما خبرنگار نیستیم، چون...

نویسنده : سید مصطفی صابری

تلویزیون کشورمان بنا به وظیفهاش به مناسبتهای مختلف تقویم واکنش نشان میدهد و اگر بهطور مثال امروز روز ورزش باستانی و فرهنگ پهلوانی است برنامههای پربینندهاش مثل «خندوانه» را تبدیل به ویژه برنامهای برای آن مناسبت و آدمهای مرتبط با آن میکند تا از آن‌ها تجلیل شود. به همین فراخور به نظر میرسید برنامه «امشب» با اجرای علی ضیاء هم به مناسبت روز خبرنگار با دعوت از یک چهره رسانهای کارکشته میخواهد همین هدف را دنبال کند. اما اتفاقی که افتاد شگفت‌انگیز بود، علی ضیاء در اظهارنظری عجیب گفت: «پس از آنكه بسياري به حرفه خوانندگي روي آوردند، حال به نوعي شده است كه هركس از مادرش قهر میکند خبرنگار میشود زيرا فكر ميكنند به تخصص نياز ندارد.» البته خبرنگار در معنای دقیقش با گزارشگر و روزنامهنگار و یادداشت نویس و... فرق دارد اما امروزه بهطور کلی به همه اهالی رسانه از حسینیبای گزارشگر تلویزیون که در عراق و سوریه است تا بنده که مثلاً زیر باد کولر کار می‌کنم خبرنگار میگویند، اما همه این آدمها تخصص، استرس، نگرانی و دغدغههایی دارند که نقطه مشترک حرفه آنهاست. همین رسانهایها بودند که در موقعیتهای مختلف مثل ماجراهای مربوط به سریال «در حاشیه» و... دیگران را دعوت به سعهصدر و تحمل نقد و شوخی میکردند اما در صحبتهای آقای مجری نه نقدی بود نه شوخی. حتی نقد و شوخی هم جای خود را دارد. نمیشود من روزنامهنگار به مناسبت «روز پزشک» شروع به نقد کنم و همه گلایههای یک سالم را در همین روز که این عزیزان شاد هستند به مخاطب منتقل کنم. اگر من چهره رسانهای باسوادی باشم وقت‌شناس هم هستم. لذا نمیشود در برنامهای که بهانهاش سالروز شهادت مرد بزرگی چون شهید صارمی است که جانش را فدای اطلاع‌رسانی کرد و وقت تجلیل از رسانهای هاست اینچنین جملهای را بگویم. ضمناً کار رسانهای چندین و چند رشته دانشگاهی مرتبط دارد اما علی آقای ضیاء که دانش‌آموخته رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه آزاد است چه تخصصی در کار خود یعنی اجرا و چه دانشی درباره کار رسانه دارد که اینچنین اظهار نظری میکند؟ اساساً چرا بعضیها باید فکر کنند کار خبرنگار ساده است که بعد از قهر با مادرشان (!) جذب این کار شوند؟ لااقل خودِ علی ضیاء خوب میداند که خبرنگار به احترام سلیقه و علاقه مخاطب و به نمایندگی از آنان چه مرارتی را برای یک مصاحبه ساده با آدمهای معروف اعم از هنرمند و غیر هنرمند متحمل میشوند؟ علی ضیاء در برنامهاش به راحتی به برانکو توهین میکند، برخورد نامناسبی با خانواده شهداء دارد، حتی یکبار در رسانه ملی از سعید حدادیان پرسید: «راسته میگن با محمد طاهری قهر هستی؟» و به نظر میرسد بابت رفتارهای غیر حرفهای اش هم به کسی پاسخگو نیست چون خیلی راحت دوباره آن رفتار را تکرار میکند، اما همین علی ضیاء برای یک مصاحبه شرط‌های عجیب میگذارد، به هر سئوالی که دلش نخواهد جواب نمیدهد اما در پخش زنده که بر خلاف رسانه مکتوب امکان اصلاح کار نیست مصاحبه شونده را در هر موقعیتی که بخواهد قرار میدهد، حالا کار کدامیک سخت‌تر است؟ کار خبرنگار با مسئولانی است که به راحتی تکذیب میکنند، با هنرمندانی که به راحتی با فشار وکیل و... تهدید و شکایت میکنند، اما علی ضیاء میهمان برنامهاش را گوشه رینگ میبرد و به پشتوانه رسانه ملی هر کار بخواهد انجام میدهد تا در رقابت با دیگر مجریها که این روزها گوی سبقت را در دیده شدن و محبوبیت از او ربودهاند دوباره به چشم بیاید، اما با چه قیمتی؟ حقوق چهار ماه یک خبرنگار فعال که بیشتر روزهای تعطیلش هم سر کار است گاهی به زحمت معادل حق الزحمه یک اجرای علی ضیاء در همایشهای دولتی میشود که از بیت‌المال خرج میکنند تا با حضور امثال ضیاء سمینارشان دیده شود. با این اوصاف چرا عدهای باید مجری شدن، شهرت و پولش را رها کنند و به تصور راحتی خبرنگار شوند؟ راستی آقای ضیاء، بنا به تعریف شما ما خبرنگار نیستیم چون با مادرمان هم قهر نکردهایم! 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 513

٩٦/٠٩/٠٢
راه نیافتن لاجوردی‌پوشان به جام جهانی باعث شد این مسابقات دروازه‌بان افسانه‌ای ایتالیا را از دست بدهد

جانِ جانانی به نام بوفون!

٩٦/٠٩/٠٢
درباره کارنامه هنری چند بازیگر دهه شصتی دیگر در سینما و تلویزیون

هم سن های نوید کجان؟

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

جلوتر از همه، حتی خودش!

٩٦/٠٩/٠٢
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و آیفون 10

٩٦/٠٩/٠٢
بـررسـی اینـترنـت نامحـدود در ایـــران و دیگر کـشـورهـای جـهان

#اینترنت_نامحدود

٩٦/٠٩/٠٢
جام جهانی 2018 روسیه با فقدان کلی ستاره رنگارنگ همراه خواهد بود

ستاره‌های خاموش!

٩٦/٠٩/٠٢
درباره «نهنگ عنبر 2» که به تازگی در شبکه نمایش خانگی عرضه شده است

سلکشن موقعیت‌های بامزه و بی ربط

٩٦/٠٩/٠٢
شگرد

چگونه از کروم به فایرفاکس کوانتوم مهاجرت کنیم؟

٩٦/٠٩/٠٢
چهره هفته

حواسمان به دل جوانان مملکت باشد

٩٦/٠٩/٠٢
پایان نامه

صورتی‌ها وارد می‌شوند

٩٦/٠٩/٠٢
مینیمال

سعدیا گفتی که مهرش می‌رود از دل ولی مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد*

٩٦/٠٩/٠٢
کافه جهان نما

بلژیک، سرزمین سرخوشی‌های بی‌پایان

٩٦/٠٩/٠٢
مینی

مینی 513

٩٦/٠٩/٠٢
نگاهی مختصر به کارنامه فعالیت حرفه‌ای نوید محمدزاده در سینما، تلویزیون و تئاتر

پُر کار و پُر جایزه

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

سه اپیزود از یک احساس

٩٦/٠٩/٠٢
جارچی

جارچی 513

٩٦/٠٩/٠٢
روایت‏هایی در مورد باید و نبایدهای داشتن حیوان خانگی که گاهی فراموش‌شان می‏کنیم

پت ما یا مای پت؟!

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

پاییز تابستانی

٩٦/٠٩/٠٢
فتوچاپ

فتوچاپ 513

٩٦/٠٩/٠٢
تبلیغات