اگه خون آریایی توی رگاته بخون!
وقتی شوخی شوخی نژادپرست می‌شویم

اگه خون آریایی توی رگاته بخون!

نویسنده : ایمان فروزان نیا

«روزی یک زن وارد چادر نادرشاه افشار شد و روسری‌اش را از سر برداشت و روی سر نادر شاه گذاشت (در آن زمان گشت ارشاد نبوده). نادر شاه گفت: این کارا چیه زن حساب؟ زن هم گفت: اون شاهی که در سرزمینش چند عرب به یک زن ایرانی تجاوز می‌کنن باید روسری سرش کنه! نادر شاه هم حسابی قاطی کرد و رفت به عربستان حمله کرد و دمار از روزگار اعراب در آورد. اعراب گفتند: نادر شاه، نوکرتیم؛ ول کن دیگه؛ همه رو کشتی! نادر شاه هم گفت به یک شرط: به شرطی که از این به بعد روسری سرتون کنین. و از آن روز بود که پوشش عرب‌ها این شکلی شد. حالا اگر خون آریایی در رگ‌هایت است این پیام را کپی کن تا به دست همه دنیا برسد و...»

این پیامی بود که چند روز قبل در تلگرام خواندم؛ البته به نثر قدیمی نوشته شده بود ولی محتوایش دقیقا همین بود که این‌جا آوردم. یک لحظه صبر کنید؛ کجا؟! دارید می‌روید پیام را کپی کنید؟! می‌دانم خون آریایی داخل رگ‌های‌تان به جوش آمده ولی خواهشا قبل از این کار با ما همراه شوید؛ چند کلام حرف حساب داریم، حرف حساب برای من، شما و مایی که گاهی رفتارمان بوی نژادپرستی می‌گیرد.

 

این پیام‌های دروغ با چاشنی تحقیر

خدایی من تا به حال نشده با جوان‌های دور و برم -که کم هم نیستند- در مورد نژادپرستی صحبت کنم و کسی بگوید نژاد پرستی خوب است! همه بالاتفاق گفتند نژاد پرستی اَخ و تف و فین است و هنگام دیدن فیلم «12 سال بردگی» گروپ گروپ اشک درشت ریختند و فریاد وا عمو تم سر دادند. اما مگر نژاد پرستی فقط برده‌داری است؟ هر پیش‌داوری، تبعیض و تحقیری که به خاطر تفاوت‌های نژادی انجام شود نژادپرستی است و به نظر من ساختن یک پیام تاریخی دروغ (همان ماجرای نادرشاه و روسری که در مقدمه تعریف کردم) و انتشار آن با هدف تحقیر نژاد عرب اگر 100 در صد نژاد پرستی نباشد، 99 درصد روی شاخش است، آن یک درصد را هم گذاشتم برای نفهمی. آخر نادر شاه کی رفت به عربستان حمله کرد؟! کتاب تاریخ مگر نخواندید؟ مسخره کردن پوششی که در جنوب کشور خودمان استفاده می‌شود چطور می‌تواند ما را بالا ببرد؟! تازه ماجرای بد و بیراه در پیچ رامبد جوان به خاطر این‌که مهمانان برنامه‌اش افغانستانی بودند را هم باز نمی‌کنم ولی شوخی شوخی داریم نژادپرست می‌شویم و تازه این‌ها قسمت خوب ماجراست(!)...

 

ایران کلش واس ماس

بعضی وقت‌ها کار از حرف و پیام دادن در دنیای مجازی می‌گذرد و شاهد هستیم که یک عده در محیط کار، کوچه و خیابان دارند با یک نفر که شبیه خودشان نیست، تبعیض‌آمیز رفتار می‌کنند. نمی‌توانم در این‌جا اسم و رسم بیاورم چون باید مستنداتش را هم رو کنم ولی همین مثال بس است که در بخشی از همین مشهد، مدارس از پذیرفتن دانش‌آموزان افغانستانی سر باز می‌زدند و خیلی اتفاقی(!) همه دانش‌آموزان افغان سر از یک مدرسه مشخص در می‌آورند و کلی محرومیت و تحقیر و بقیه ماجرا که اگر دل‌تان خواست دقیقش را بخوانید می‌توانید در گوگل علیه رحمه جست‌وجو کنید. خلاصه کار به جایی می‌رسد که رهبر انقلاب می‌گوید بگذارید این بچه‌های افغانستانی تحصیل کنند، آن هم تحصیل رایگان. در مورد کلی برخورد بد در محیط کار با کارگران افغانی هم هیچ چیزی نمی‌گویم ولی اعتقادم این است اگر سیستم بازار کار ما داغان است و اتباع خارجی فرصت‌های شغلی را تصاحب می‌کنند و ایرانی‌ها بیکار می‌مانند، باید به خودمان بد و بیراه بگوییم و دلیل بر این نیست که شروع کنیم یک قوم و نژاد را فحش دادن و القاب زشت به آن‌ها بچسبانیم.

 

چاقویی که دسته خودش را هم می‌برد

بعضی وقت‌ها این خون آریایی، ما را چنان جوگیر می‌کند که به همسايه‌هاي خودمان که در زمان کوروش هم هموطن ما بودند، توهین می‌کنیم و برای‌شان جک می‌سازیم یا اگر جک نسازیم آن جک‌ها را پخش می‌کنیم. نمی‌دانم این خون آریایی چیست و چه خاصیتی دارد ولی فکر می‌کنم گاهی از رسیدن اکسیژن به مغز جلوگیری می‌کند و نتیجه‌اش می‌شود رفتارهایی که هیچ عقل سلیمی آن را تایید نمی‌کند. اصلا چرا این خون آریایی در قانون مداری، در ادب، در نزاکت و نظافت ما تاثیر ندارد؟! 

این قصه سر دراز دارد؛ پس همچنان همراه ما باشید.

 

 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی