افتخاري بالاتر از کشتن

افتخاري بالاتر از کشتن

نویسنده :

اين روزها نوشتن و معرفي کتابي از دفاع مقدس مثل انتشار خود اين آثار به يک اتفاق تبديل شده و همين دليلي است که کارهاي نويسندگان بزرگ و برجسته اين عرصه مغفول بماند. «احمد دهقان» يکي از اين نويسندگان است، کسي که اغلب خوانندگان او را با مجموعه داستان «من قاتل پسرتان هستم» مي‌شناسند. مجموعه داستاني که به دليل نگاه جسورانه به دفاع مقدس بحث و جدل‌هاي زيادي را دامن زد و موجي متفاوت در ادبيات جنگ به راه انداخت و حتي باعث شد «مازيار ميري» با برداشتي از اين کتاب فيلم «پاداش سکوت» را بسازد. البته کارنامه دهقان تنها محدود به اين اثر نيست و او که سال‌هاي جواني خود را در جنگ سپري کرده خاطراتش را در دو کتاب «ستاره‌هاي شلمچه» و «روزهاي آخر» به تصوير کشيده و دو کتاب «سفر به گراي 270 درجه» و «دشت‌بان» از جمله رمان‌هاي اويند که اولي يکي از شاهکارهاي حوزه دفاع مقدس است. آخرين اثر دهقان کتابي است متفاوت که سعي دارد نسل جديد خوانندگان را با ادبيات دفاع مقدس همراه ‌کند.

رمان «پرسه در خاک غريبه» يکي از کتاب‌هاي مجموعه 30 جلدي ‌است که کتاب نيستان منتشر کرده‌است. اين کتاب به عکس تمام کتاب‌ها که جنگ را از خطه جنوب با فضاي گرم وآتشين نشانه رفته‌اند به عملياتي در غرب کشور اشاره دارد که در آن با سرما و برف و طبيعتي خشن روبه‌رو هستيم؛ رمان «پرسه در خاک غريبه» داستان گروه يا دسته‌اي است که براي کمک به مردم منطقه به عملياتي در ماوت عراق اعزام مي‌شوند. عبدا... و زکريا(پسرک سبزه‌رو) شخصيت‌هاي اصلي کتاب دهقان‌اند که گاه گاهي در کتاب، نگاه و زاويه ديد، زاويه ديد عبدا... است و حتي بازگشت‌هايي به زندگي شخصي او درقبل از انقلاب وجود دارد که همگام با عمليات و فضاي داستان پيش مي‌رود. علاوه بر اين دو شخصيت، شخصيت‌‌هاي فرعي نظير بهرام، جمال و پيرمرد روستايي وجود دارند که در جاي جاي داستان نقش خاصي را ايفا مي‌کنند. کتاب «پرسه در خاک غريبه» ويژگي‌هاي خاص و متفاوتي دارد اما شايد بارزترين ويژگي کتاب جذابيت داستاني‌اش باشد که اين کار را فارغ از موضوع مطبوعش، خواندني مي‌کند.

پسرک سبزه‌رو لبخندي زد و از سرما دست‌هايش را به هم ماليد:

- تازه آدم مي‌فهمد که خدا عجب صبري دارد! حالا که مرگ و زندگي اين‌ها افتاده دست ما، ببين چه‌طور مي‌خواهيم براي اين‌که روبه‌رومان ايستاده‌اند، سر به نيست‌شان کنيم. فکرش را بکن، خدا که آن بالا هر روز گندکاري ماها را مي‌بيند، بايد روزي چند بار به روي‌مان تفنگ بکشد و بد و بي‌راه نثارمان کند!

پسرک راهش را کشيد که برود و شکم مجروح اسير را ببندد. عبدا... همراهش راه افتاد.

- اگر ما هم بخواهيم بکشيم، به خدا با آن‌ها هيچ فرقي نداريم.

عبدا... يک کم مکث کرد. نگاهش افتاد به آرپي‌جي‌زن شهيد. کلمات را در دهانش چرخاند و بالاخره طاقت نياورد و گفت: «تنها چيزي که از جنگ شما دستگيرم شده، اين است که افتخار مردن در آن خيلي خيلي بيشتر از افتخار کشتن است!».

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧