خيلي از‌سوژه‌ها را نمي‌شد عکاسي‌کرد
«اميرمهدي حکيمي» معتقد است عکاسي در حج جسارت مي‌خواهد

خيلي از‌سوژه‌ها را نمي‌شد عکاسي‌کرد

نویسنده :

 آدم وقتي مي‌رود حج بايد به چه مفهومي برسد و اين عکس‌ها چه بخشي از اين مفهوم را منتقل مي‌کنند؟

نمي توانم بگويم آدم وقتي مي‌رود بايد به چه چيزي برسد چون آدم‌هاي مختلف به چيزهاي مختلفي مي‌رسند اما وقتي خودم به اين عکس‌ها نگاه مي‌کنم مي‌بينم که حج يک جايي يعني شعور يعني معرفت يعني سرگشتگي و... در عکس‌هايم يک جاهايي مي‌خواستم گمشدن در ازدحام‌ها را نشان دهم، يک جايي تضادهاي امروز و ديروز را، يک جايي خلوت و تنهايي انسان‌ها و يک جايي شورها را نشان دهم. مثلا در آن فرم‌هايي که از خانه کعبه گرفتم مي‌خواستم سرگشتگي انسان در گرد خانه خدا را نشان دهم شايد بيشتر به آن چيزي که در درونم مي‌گذشت پرداختم.

دوست داشتيد مخاطبان بعد از ديدن عکس‌ها به چه حسي برسند؟

خيلي از اين حس‌هايي که گفتم اتفاق افتاد مثلا وقتي کسي در نمايشگاه مي‌آمد و حس مي‌کرد دلش براي خدا تنگ شده خيلي ارزشمند بود. حالا اگر درونش را غلغلکي داده بود و حال و هوايش را عوض کرده بود به نظرم نمايشگاه کار خودش را کرده بود. البته لازم نبود همه اين قاب عکس‌ها اين کار را بکنند بعضي وقت‌ها يک قاب عکس هم کافيست کار خودش را بکند و انسان را به آن معبودي که همه در وجود خودشان مشتاق او هستند؛ متصل کند. که براي خيلي‌ها اين اتفاق افتاد و همين براي من کافي بود. حالا اگر کسي به لايه‌هاي بعدي اين عکس‌ها هم رسيده بود خب بهتر.

تفاوت عکاسي حج با جاهاي ديگر در چيست؟

يک تفاوت عمده به دليل ممنوعيت‌هاي شديد عکاسي است که اصلا اجازه عکاسي نداري و نمي‌توانيد عکاسي کنيد. نه من و نه آقاي جلاليان دوربين حرفه‌اي نبرده بوديم حتي آقاي جلاليان يک جاهايي با موبايل عکاسي کرده‌اند و دليل دوم اينکه شما بايد سريع تصميم بگيري و عکس بگيري بدون قاب‌بندي و زاويه، نمي‌تواني از چيزي که دلت مي‌خواهد عکس بگيري. سوم اين که عکاسي در حج جسارت مي خواهد.

سوژه‌ها را بر چه مبنايي انتخاب مي‌کرديد؟

بعضي عکس‌ها را برمبناي مفاهيمي که توي ذهنم بود عکاسي کردم مثلا اگر مي‌خواستم بگويم يک جايي هست که امروز در آنجا پيامبر و انديشه پيامبر حصر شده است آن فرم مسجد پيامبر پشت نرده ها را گرفته ام و...

مفهومي در حج هست که نتوانسته باشيد از آن عکس بگيريد و يا قابل تبديل شدن به عکس نباشد؟

آره خيلي چيزهاست که قابل تبديل به عکس نيست خيلي حس و حال‌هاي انساني که آدم نمي‌تواند سراغ‌شان برود. من به خودم اجازه نمي‌دادم به حس و حال بعضي آدم‌ها وارد شوم و از آن عکس بگيرم براي همين تنها چيزي که توي ذهنم بود اين بود که از زاويه‌هايي عکس بگيرم که انسان‌هاي ديگر را در حس و حال‌هاي حج با خودم شريک کنم.

چيزي هست که دلتان مي‌خواست از آن عکس بگيريد اما نتوانستيد و اگر دوباره برويد حتما از آن عکس مي‌گيريد؟

من موقع محرم شدم دوربين با خودم نداشتم اگر اين بار بروم حج حتما از آن لحظاتي که انسان ها دارند محرم مي شوند عکاسي مي‌کنم. فکر مي‌کنم آن لحظات جاي‌شان توي نمايشگاه خالي بود. چون هنگام احرام همه تشخص‌هاي فردي و قومي کنار مي‌رود و همه در برابر معبود خود به يک رنگ در مي‌آيند و هيچ کس خودش نيست و تنها تشخصي که باقي مي‌ماند انسان بودن است انساني که عبد است و به دور معبود مي چرخد.

عکس‌هاي شما عکس‌هاي ديني هستند؟

عکس ديني داريم و عکس از دين. بين اين دو تفاوت وجود دارد. بعضي وقت‌ها ما يک عکسي داريم که مي‌گوييم اين عکس از مراسم و آيين ديني گرفته شده است اما لزوما به اين معني نيست که اين عکس ديني باشد و در خدمت مفاهيم ديني باشد. ممکن است از آيين ديني باشد اما خودش ضد دين باشد. اما عکس‌هايي هستند که ما به آن‌ها مي‌گوييم عکس ديني. عکس‌هايي که از نظر قالب‌بندي، ترکيب و فضا و هر چيزي شما را به لايه‌هاي ديني مي‌رساند حتي اگر در ظاهر از يک مراسم ديني نباشد در باطن معاني ديني دارد. که عکس هاي اين نمايشگاه بخشي عکس‌هاي ديني هستند که به يک مفهوم ديني پرداخته اند و بخشي عکس‌هايي از مراسم و مناسک حج که به نقد برخي از اتفاقات در حج مي پردازد.

عکس‌هاي ديني مخاطبان خاص دارد؟ مثلا همين نمايشگاه؟

نه اين جوري نيست که عکس‌هاي ديني فقط متعلق به آدم‌هايي باشد که درد دين دارند اگر به طور کلي عکس زبان هنري داشته باشد؛ يک اثر هنري محسوب شود و مخاطب خود را دارد. همچنان که خيلي از عکس‌هاي ديني را روي سايت‌هاي بزرگ جهان مي بينيم. از اين نمايشگاه هم آدم‌هاي مختلف با ديدگاه‌هاي مختلفي آمدند و بازديد کردند چه آن‌ها که دغدغه دين داشتند چه آن‌ها که نداشتند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

یازده سالگی‌ها

٩٦/٠٩/١٣
جارچی

جارچی 515

٩٦/٠٩/١٦
جواد طوسی، منتقد سینما از قاتل اهلی، مسعود کیمیایی و اتمسفر دنیای متفاوت او می‌گوید

کیمیایی به معنای واقعی کلمه یک فیلم‌ساز مولف است

٩٦/٠٩/١٦
چهره هفته

ورود آقايان ممنوع!

٩٦/٠٩/١٦
تلگجیم

تلگجیم 515

٩٦/٠٩/١٦
آنتن

این شماره؛ جیم ننویسان!

٩٦/٠٩/١٦
بهترین بازی های سال 2017 امشب معرفی می شوند

The Game Awards

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت موافق

چرا هنوز از سینمای کیمیایی لذت می‌برم؟

٩٦/٠٩/١٦
به بهانه قرعه سخت تیم‌ ملی‌مان در جام‌جهانی روسیه، درباره تیم‌هایی نوشتیم که در ۵ دوره‌ گذشته این جام ش

زندگی در گروه مرگ

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

نکند موکت‌پوش باشد؟!

٩٦/٠٩/١٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 515

٩٦/٠٩/١٦
روایت هایی درباره وقف های کوچکی که فراموش می کنیم

بخشندگی به توان بی‌نهایت

٩٦/٠٩/١٦
قرعه سخت ایران در جام جهانی 2018 بازی‌های تدارکاتی خوبی می‌خواهد که باید دید فدراسیون از پس آن بر می‌آید ی

تنگه جبل الطارق!

٩٦/٠٩/١٦
درباره ویژگی‌های سینمای مسعود کیمیایی با بررسی کوتاه 50 سال فعالیتش در سینما

دیروز و امروز رئیس

٩٦/٠٩/١٦
اکران «قاتل اهلی» بار دیگر این سوال را مطرح می‌کند که واقعا چرا مسعود کیمیایی با دوران اوج خود فاصله دارد

بی کیمیایی

٩٦/٠٩/١٦
درباره «زیر نور کم» مجموعه کامل داستان‌های کوتاه مصطفی مستور

چند روایت معتبر تکراری

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

یازده سال، جیم، جوانی و سینما

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

دوباره سلام

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

ممنون پیرمرد

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت مخالف

قتل در حمام نمره!

٩٦/٠٩/١٦
تبلیغات