به خاطر یک مشت خاک قدس!
جاکتابی

به خاطر یک مشت خاک قدس!

نویسنده : الهام یوسفی

سرزمین زیتون و انجیر. سرزمین پیامبران الهی. سرزمین یک تاریخ به بلندای عمر بشریت. فلسطین! سرزمینی که شاید جز در روز قدس و در لا‌به‌لای موسیقی- تصویرهای رسانه ملی در جای دیگری او را ندیده‌ایم، او را که جزئی از پیکره جهان بزرگ ماست و پاره‌تن جهان اسلام. فلسطین در پس سال‌های سختی که بر او گذشته است بغض‌های فروخورده و داستان‌های شنیده نشده فراوان دارد. در میان هیاهوی رسانه‌های جهان که جز دروغ‌پردازی کار دیگری نمی‌کنند، مردمان این سرزمین، زخم‌خورده‌های داستان اشغال و تحقیر، قلم به دست گرفته‌اند تا تراژدی فلسطین را برای جهانیان، بی‌دروغ و بی‌نقاب ترسیم کنند و چه کسی می‌تواند جز آن‌که در میانه آتش و خون و اشغال، محاصره و حکومت نظامی و تحقیر زیسته‌ است، داستان فلسطین عزیز را بازگو کند؟!

 

درباره داستان و نویسنده‌اش...

«جایی که خیابان‌ها نام داشت» عنوان سومین کتاب «رنده عبدالفتاح» است. کتابی داستانی از زندگی مردم فلسطین در شرایط اشغال و حکومت‌نظامی‌های مکرر اسرائیل. قهرمان قصه عبدالفتاح دختری نوجوان به نام حیات است. کسی که نامش هم به معنای زندگی است و زندگی چیزی است که در سراسر رمان با همه سیاهی و اندوه و ناامیدی جریان دارد. نویسنده در این رمان با یک روایت شفاف و صمیمی و گاه طنزآلود شرایط سختی را ترسیم می‌کند که فلسطینی‌ها سال‌هاست در آن به سر می‌برند. حیات، می‌خواهد مادربزرگش بی‌بی زینب را به آخرین آرزوی خود برساند از همین روی با دوستش سامی، یک مسیحی فلسطینی، به سفری کوتاه اما پرمخاطره می‌رود. به قدس! برای آوردن تنها یک مشت از خاک آن سرزمین محبوب. این داستان حکایت این سفر کوتاه اما خطرناک است و داستانی است در ستایش مبارزه، امید و عشق به وطن... خواننده هم در همه مسیر با حیات و سامی همسفر است، در همه ایستگاه‌های ایست و بازرسی و در همه لحظات نفس‌گیر و خطرناک دست‌وپنجه نرم‌کردن مرگ با زندگی.

«رنده عبدالفتاح» از پدر و مادری فلسطینی و مصری در استرالیا متولد شده است و در سیدنی به کار وکالت مشغول است. او چند سالی است که خیلی جدی به کار نوشتن اشتغال دارد. در ایران به غیر از این کتاب، کتاب دیگری تحت عنوان «بهم میاد؟» از او به چاپ رسیده که داستانی است درباره انتخاب حجاب. 

 

بریده‌ای از کتاب:

«... من قدس را از دست دادم حیات! غم و اندوه به گلویم چنگ انداخته. همه‌اش روستا و خانه‌ام که از سنگ آهک ساخته شده بود جلو چشمم است. همه‌اش رادیویی را که پدربزرگت از بازار قدیمی شهر خرید می‌بینم... می‌توانم بوی درخت‌های یاس و بادام باغم را حس کنم... شش مایل بیشتر با قدس فاصله ندارم ولی نمی‌توانم آن‌جا بروم...»

 

مشخصات کتاب: 

عنوان: جایی که خیابان‌ها نام داشت

نویسنده: رنده عبدالفتاح

ناشر: آرما

تعداد صفحه:260

قیمت: 11000 تومان

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧