جای خالی آموزشگاه لهجه مشهدی
بچه چغک تنها از دغدغه هایش می گوید

جای خالی آموزشگاه لهجه مشهدی

نویسنده : سحر نیکو عقیده

در سن 25 سالگی دغدغه ای را دارد که شاید خیلی ها آن را نداشته باشند و از کنارش بگذرند. او به لهجه مشهدی تسلط کامل دارد و صفحه ای در اینستاگرام دارد به نام چغکی که با نامی مستعار (بچه چغک تنها) در آن شعر و داستان و... می نویسد. داستان های معروف مثل ای‌کیوسان و پینوکیو را به چغوکیوسان و چغوکیو تغییر می دهد و چاشنی طنز را هم به آن اضافه می کند. به واسطه همین خلاقیت عده زیادی خواننده پر و پا قرص شعرها و داستان های او شده اند. به همین دلیل تصمیم می گیریم با محمدرضا ناصری به عنوان یک جوان دغدغه‌مند مشهدی گفت وگویی داشته باشیم.

 

چطور شد که تا این حد به لهجه شهرتان علاقه مند شدید؟ 

در خانواده و جمع های دوستانه همیشه با همین لهجه صحبت می کنیم. حتی برادرزاده هایم که کم سن و سال هستند خیلی از اصطلاحات مشهدی را می دانند. من هم از همان ابتدا با آن آشنا بودم و به آن علاقه داشتم. شش سال پیش که در اینترنت به دنبال یک وبلاگ با لهجه مشهدی می گشتم چیزی دستگیرم نشد و تصمیم گرفتم خودم دست به کار شوم. بعد از فعالیت در آن وبلاگ برای جذب مخاطب بیشتر تصمیم گرفتم که در اینستاگرام هم صفحه ای ایجاد کنم. و الان یک سال می شود که با نام مستعار بچه چغک تنها در آن فعالیت می کنم. 

 

واکنش اطرافیان نسبت به این حرکت شما چه بود؟

دوستان و آشنایان خیلی استقبال کردند. حالا خانواده و بسیاری از دوستانم من را بچه چغک صدا می زنند (می خندد) عده ای هم بودند که آن اوایل در صفحه اینستاگرام شروع می کردند به مسخره کردن اما حالا خیلی از آن ها علاقه مند شده و حتی به لهجه مشهدی کامنت می گذارند. دوستان شیرازی، اصفهانی ، بوشهری حتی دوستانی مجازی پیدا کردم که خارج از کشور زندگی می کنند و به واسطه این صفحه به لهجه مشهدی علاقه مند شدند و آن را یاد گرفتند.

 

هدف نهایی شما در ترویج لهجه مشهدی چیست؟

ما آموزشگاه زبان انگلیسی، عربی و... داریم. به نظر من باید آموزشگاه لهجه مشهدی هم داشته باشیم. این لهجه قدمت زیادی دارد و این راه خوبی است برای حفظ آن و ترویج آن بین مردم.

در آخر هم کاغذی در می آورد و شعری را می خواند که به گفته خودش آن را در عرض چند ثانیه و در تاکسی سروده است:

هر پنجشنبه که بابام از سر کار میه

با سلام شخله موروم و می گیروم کیفش ر

روزنامه خراسانش ر در میارومو

از لا برگه هاش سوا موکونوم جیمش ر

نگا! تو خانه ما سر جیم همیشه دعوایه

در حد همو عاشقی که ناجور مخه عشقش ر

همه مخنش، مثل یک یرگیه گشنه ای که

به چشماش مکشه حتی یک دانه کشمش ر

چون ما رو همه چیز شهرمان غیرت درم

حتی اگه دشمنا بهما بزنن تیر و ترکش ر

راستی بچه چغک تنها بودن فقط یگ اسمه

مو دروم از رفیقای مشهد یگ شهرش ر

نظرات کاربران
کد امنیتی