ما در دانشگاه ها واحدی به نام لهجه نداریم!
گفت و گو با قاسم رفیعا، شاعر خراسانی

ما در دانشگاه ها واحدی به نام لهجه نداریم!

نویسنده : سحر نیکو عقیده

شاید بتوان گفت که نقطه شهرت او گره خورده است به لهجه مشهدی و شعری که با همین لهجه سرود. عده زیادی از مردم او را با شعر «بچه محله امام رضا» می شناسند که در جلسات شعر ماه رمضان در حضور رهبر انقلاب خواند. حالا او شعر می گوید، کتاب می نویسد، گاهی فیلم بازی می کند و... اما چیزی که باعث شد برای این گزارش برویم به سراغ او همان لهجه مشهدی اش است:

 

از چه سالی سرودن شعر با لهجه محلی را آغاز کردید؟

سال هفتاد شروع کردم به شعر گفتن و شعرهای متنوعی هم می گفتم. چهارپاره، غزل، مثنوی و... گاه گداری هم شعر محلی می گفتم اما فضای کارم بیشتر جدی، عاشقانه، حماسی و روایی بود. کم کم احساس کردم که باید در فضای شعر محلی بیشتر کار کرد و این موضوع مصادف شده -بود با فوت دو شاعر محلی سرای خراسان. علت دوم و شاید بتوان گفت اصلی هم این بود که من با همین لهجه صحبت می کردم. با خودم گفتم که چرا با همین لهجه شعر نگویم؟ این کار را به-طور جدی شروع کردم حالا شعر های محلی من غلبه می کند بر دیگر کارهایم.

 

واکنش اطرافیان نسبت به این تصمیم شما چطور بود؟

برخوردهای متفاوتی داشتند. رفقای ادبی که در جلسات نقد و بررسی با هم مراوده داشتیم بارها به من گفتند که این اشعار جایگاه تو را نزول می دهد. حتی بعضی از اساتید بنده به صراحت می-گفتند که رفیعا می توانست شاعر خوبی بشود اما با شروع کردن این کار، راه موفقیت را بر خودش بست. 

 

آیا اشعار محلی باعث ترویج لهجه و استفاده از آن در گفتمان روزمره مردم می شود؟

من اصراری بر این موضوع ندارم. لهجه ها و اصطلاحات، لباس کلام هستند. مردم باید راحت تر با یکدیگر صحبت کنند. ولی متاسفانه برخی مشهدی ها برای کلاس گذاشتن لهجه خود را مخفی می کنند. به خصوص دخترخانم ها! این جا بهتر است گریزی بزنیم به حرف آن بنده خدایی که می خواست لهجه خودش را مخفی کند و گفت: مامانم رفته اَبَرده ، منو با خودش نَبَرده! کلاس به لهجه نیست. به رفتارهاست. ما مشهدی ها اگر به جای پنهان کردن لهجه، فرهنگ اصیل خود را حفظ و ارتباطات خود را تقویت کنیم، لهجه مان هم زیبا به نظر می آید. من زمانی که به عنوان شاعر به شهرهای دیگر سفر می کنم و با این لهجه شعر می خوانم مردم خیلی هم استقبال می-کنند و لذت می برند.

 

به نظرتان دانشگاه های مشهد در رشته های مرتبط مثل زبان و ادبیات فارسی چه نقشی می-توانند داشته باشند؟

ما در دانشگاه ها واحدی به نام لهجه نداریم! اما به نظر من لازم است. حتی به نظر من یک استاد زبان و ادبیات فارسی که در دانشگاه فردوسی تدریس می کند، باید تا حدودی اصطلاحات مشهدی را بداند.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠