چرا بعضی از مشهدی ها، سعی در پنهان کردن لهجه خود دارند؟
یَــگ لِهجه چَخچخی!

چرا بعضی از مشهدی ها، سعی در پنهان کردن لهجه خود دارند؟

نویسنده : سحر نیکو عقیده

با تمام وجود به خودش فشار می آورد و به طور اغراق آمیزی واژه ها را می کشد. لا به لای حرف-هایش چند کلمه از زیر زبانش در می رود و لهجه مشهدی اش را رسوا می کند. صحبتش که با فروشنده تمام می شود و پایش را که از مغازه بیرون می گذارد اولین جمله ای که به خواهرش می گوید این است: خوب رَفت نِخِریدمِش! گرون مِداد!

در تاکسی، خیابان، بازار، دانشگاه و ... به وفور با چنین صحنه های مواجه می شویم. بعضی از مشهدی ها یا شاید خراسانی ها به خصوص جوان ترها و دانشگاه رفته ها سعی در پنهان کردن لهجه شان دارند و حتی آن را مایه آبروریزی می دانند. البته بعضی از همشهری هایمان هم هستند که ابایی از مشهدی حرف زدن ندارند، حتی اگر جلوی دوربین برنامه پر مخاطب «ماه عسل» قرار بگیرند. درست مثل چند مهمان برنامه از جمله داماد امسال یعنی آقا حامد دانشجوی حقوق.

اما به راستی چرا بعضی از مشهدی‌ها لهجه‌‌شان را پنهان می‌کنند و از آن فرار می‌کنند؟ بهتر است پاسخش را از زبان مشهدی ها بشنوید:

 

ضایع ترین لهجه

زهرا 21 سال دارد، اصالتا مشهدی است و در حال حاضر در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل. دل پری از لهجه مشهدی دارد، به گفته خودش بابت لهجه اش از حرف زدن در جمع خجالت می کشد و سعی می کند لهجه مشهدی اش را پنهان کند اما تا شروع می کند به صحبت، دوستان خوابگاهی اش می خندند و لهجه اش را مسخره می کنند. تلخ ترین خاطره اش هم مربوط می شود به زمانی که به جای مداد تراش از دوستانش تقاضای سرکن کرده است و هنوز که هنوز است دوستانش او را بابت آن دست می اندازند. می پرسم که مگر دوستان خوابگاهی اش خودشان لهجه ندارند؟ 

-دارند اما خداییش ضایع ترین لهجه، همین لهجه مشهدی است!

-به این فکر نکردی که این لهجه بخشی از هویت تو است؟

- ما باید با فارسی معیار صحبت کنیم. چیزهای بهتری هم هست که می تواند بخشی از هویت ما باشد و به آن افتخار هم کنیم!

- مثلا چه چیزهایی؟

- مثلا ما در خراسان کلی مفاخر علمی و ادبی و... داریم.

 

یک لهجه ، یک هویت

محمد رضا 25 سال دارد و برخلاف دیگر جوانان سعی در پنهان کردن ته لهجه مشهدی اش ندارد و حتی می گوید که به داشتن این لهجه افتخار می کند. خانواده اش همیشه با یکدیگر با همین لهجه صحبت می کنند و او هم از این موضوع مستثنا نیست. وقتی از واکنش دوستانش نسبت به لهجه او می پرسم لبخند روی صورتش بیشتر کش می آید و می گوید اتفاقا دوستانی دارد از شهرهای دیگر که هروقت او را می بینند از او می خواهند که یک خاطره مشهدی برایشان تعریف کند و به قول خودش کلی با این لهجه حال می کنند! می پرسم که آیا هیچ وقت بابت این لهجه مسخره شده است؟ می گوید: «اتفاقا این مسخره است که کسی بابت هویتش مورد تمسخر قرار بگیرد!»

 

از لهجه ام خجالت می کشیدم

می گوید که پدر و مادرش در خانه با لهجه مشهدی صحبت می کردند و او هم بر آن تسلط کامل دارد اما از آن استفاده نمی کند. مریم یک خانم مسن است که حالا دو دختر دارد و دخترهایش مثل خیلی از هم نسل هایشان نمی توانند مشهدی صحبت کنند چون والدین شان از همان ابتدا در گفت و گو با آن ها از این لهجه استفاده نکرده اند. توجیه این مادر این است که نمی خواهد دخترانش مثل او خجالت بکشند و شرمنده بشوند. از او می خواهم که علت خجالت کشیدنش را بگویید: وقتی مادرم به مدرسه می آمد، طبق معمول نمی توانست بدون لهجه صحبت کند و این مرا جلوی دوستانم خجالت زده می کرد. شاید تفکر اشتباهی داشتم اما واقعیت این است که در بیشتر جمع ها استفاده از این لهجه مورد پذیرش دیگران قرار نمی گیرد. در ادامه هم تقصیر را می اندازد گردن جامعه و مدارسی که فقط بر روی فارسی معیار تاکید دارند.  

نظرات کاربران
کد امنیتی