الگوی مدونی برای تبلیغات تلویزیونی وجود ندارد
یک منتقد سینما و تلویزیون:

الگوی مدونی برای تبلیغات تلویزیونی وجود ندارد

نویسنده : سارا سروش

یک منتقد سینما و تلویزیون معتقد است نفسِ جذب اسپانسر برای ساخت برنامه در صدا و سیما، مشکلی ندارد و این موضوع در دیگر کشورها هم مرسوم است اما نبود الگویی مدون برای بهره‌گیری از این امکان در صدا و سیما باعث شده تا هر برنامه و هر بخش در تلویزیون ایران، به یک نهاد و ارگان دولتی یا اقتصادی برای تبلیغ سپرده شود و قضاوتی منفی را نسبت به کیفیت این برنامه‌ها منجر شود.

 

خصوصی یا دولتی؟! مسئله این است

رضا استادی در گفت و گو با جیم عنوان می کند: در دیگر کشورها، شبکه های وابسته به بخش خصوصی از سرمایه گذاری های تبلیغاتی بهره مند می شوند و شبکه هایی که ساختارشان به بخش های دولتی پیوند می خورد و به نوعی نقش حاکمیتی دارند؛ به مثابه صدا و سیمای ما عمل نمی کنند و زمان‌شان را به این حجم از تبلیغات نمی سپارند.  

این کارشناس نقبی می زند به آگهی هایی که چند صباحی وقت آنتن صدا و سیما را پُر کرده بودند اما نهایتا محصولشان مشکل دار و فاقد استاندارد از آب درآمد. او تاکید می کند که چنین اقدامی باعث می شود تا در بلند مدت مخاطب، نسبت به آنچه بر آنتن سیما می نشیند، بی اعتماد شود. 

به گفته او چون صدا و سیما در حقیقت مسیر ارتباطی حکومت هم تلقی می شود، اصالت تبلیغاتش هم مبنای قضاوت از سوی مردم قرار می گیرد و این بی اعتمادی برای رسانه ملی یک ضعف خواهد بود. از طرفی وابستگی به این منبع درآمدی خود آسیب هایی به همراه دارد.

 

اصرار صاحبان کالا به تبلیغات درشت محصول‌شان مشکل زاست 

این منتقد گوشه چشمی دارد به تجربیات مشابه جهانی برای انجام تبلیغات در متن و بطن سریال-های تلویزیونی و می گوید: نمونه آشنایش برای ایرانی ها سریال هشدار برای کبری11 است که مشخصا به تبلیغ کارخانه های اتومبیل سازی آلمان و محصولات آن ها می پردازد اما در ایران، چالش یک کارگردان و تهیه کننده با یک مجموعه تولیدی که نقش اسپانسر یا سفارش دهنده تبلیغ را دارد، در حجم تبلیغات است. صاحب کالا مصّر است تا جنسش به بهترین نحو و در بیشترین حجم به نمایش درآید. موضوعی که ساختار روایی اثر را با مشکل مواجه می سازد. 

 

به جای کالا و خدمات؛ تبلیغ افراد صورت نگیرد

به زعم وی، هنرمندی در تبلیغ، ارائه دوز مناسب اطلاعات است. یعنی معرفی غیرمستقیم کالا و تمرکز بر کیفیت آن، متناسب با واقعیت موجود و بی اغراق.

 استادی در عین حال متذکر می شود: نفس بعضی تبلیغات تلویزیونی هم مثبت است. مثلا اگر در برنامه ای استفاده از مترو تبلیغ می شود، چون نتیجه اش جامعه را منتفع می سازد؛ حتی اگر در حاشیه اش تبلیغ یک مجموعه را هم بکند، ایرادی ندارد. البته خط قرمز در چنین تبلیغاتی آنجاست که مدیر یک مجموع از بیت‌المال استفاده کند و به بهانه معرفی خدمات و فرهنگ‌سازی، به تبلیغ خود بپردازد. سازندگان برنامه های پُرمخاطب باید نسبت به این خطر، هشیار باشند.

 

شفاف سازی شود تا اعتماد شکل بگیرد

این منتقد تلویزیون و سینما معتقد است که؛ جریان نقدی که به انجام تبلیغات در سریال ها و مجموعه های تلویزیونی وارد می شود، با انجام شفاف سازی قابل رفع و رجوع است. مثلا صدا و سیما از هزینه ای که شرکت «تاژ» از بابت تبلیغ در سریال پایتخت 4 پرداخته به مخاطبانش بگوید یا دلیل حمایت شهرداری تهران از خندوانه را بیان کند. همین خود نوعی اعتمادسازی را رقم می زند. 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی