بر سر میز مذاکره
12 راهکار موثر برای رسیدن به یک توافق خوب!

بر سر میز مذاکره

نویسنده : زهرا نخعی

# این_ یک_ مطلب_ سیاسی_ نیست!

اختلافات، همیشه سیاسی نیست! توافق ها و مذاکرات هم همیشه سیاسی نیست! گرچه آدم باید  «سیاست»ی هم داشته باشد. اختلاف می تواند بین دو دوست، بین دو همکار، بین همسران تا همین طور اختلافات بین المللی باشد. درست است که هرچیزی جای خودش را دارد و باید متناسب با مسئله مورد اختلاف تصمیم‌گیری کرد، اما مهم نحوه برخورد با این اختلافات و مدیریت آن است. چرا که به هر حال این اختلافات همیشه هست و اجتناب‌ناپذیر و چیز بد و موهنی هم نیست و جزو طبیعت آدمی است.

ما هم بهانه این‌که این چند وقت حرف اختلاف و مذاکره و توافق زیاد شنیده می شد، رفتیم سراغ مهارت‌هایی برای توافق بر سر اختلاف های پیش پا افتاده ای که گاهی آدم می ماند چه طور جمع و جورش کند.

 

1

همان اول کار جلویش را بگیرید

در اولین قدم آن را حل کنید. همیشه پیش‌گیری بهتر از درمان است. نگذارید زمان بگذارد و هی سو تفاهم پشت سو تفاهم و اختلاف پشت اختلاف. اگر حرفی دارید، شکایتی دارید، نقدی دارید، به محض به وجود آمدن شرایط مناسب؛ حرف‌تان را بزنید. تا زمانی که شما حرفی نزنید، این انتظار را هم از طرف مقابل نداشته باشید که بفهمد از چه ناراحت شده اید. اگر مسئله پیش آمده برای‌تان چیز کوچکی است و برای‌تان مهم نیست و می توانید ازش بگذرید که هیچ! اما اگر نمی توانید از آن بگذرید هر چند مسئله پیش پا افتاده ای باشد، خودخوری نکنید و حرف تان را بزنید. نگذارید همه حرف هایتان جمع شود و یکباره فوران کند. اگر زمان بگذرد ممکن است دیگران به رفتاری که باعث ناراحتی شما شده است، هم چنان ادامه دهند.

 

2

شما برنده نیستید!

این را هم اول کار مدنظر داشته باشید. این که شما نیامدید که برنده شوید چرا که در زمین بازی، بازی نمی کنید. شما آمده اید که اختلافات را رفع کنید و راه حلی پیدا کنید. یعنی برای توافق جلو آمده اید. این هدف و نیت شما در ادامه کار خیلی موثر است. اگر هدف شما برنده شدن باشد، شما احتمالا به هیچ وجه از حرف خود کوتاه نمی آیید و به هر چیزی برای حرف خود متوسل می شوید تا آن را به کرسی بنشانید. اما اگر فقط به نیت رفع اختلاف آمده باشید، اگر جایی دیدید که حق با شما نیست و اشتباه کرده اید، سریع می توانید مرد و مردانه معذرت خواهی کرده و قضیه را تمامش کنید.

 

3

سپر دفاعی تان را زمین بگذارید

درست است که باید از حق خودتان دفاع کنید اما طرف مقابل را هم در نظر بگیرید و خودتان را جای او بگذارید. اگر می خواهید جبهه گیری بیجا نکنید، شنونده خوبی باشید و به همه حرف ها و انتقادهای طرف مقابل تان گوش دهید. گاهی اوقات ما به جای این که به حرف های طرف مقابل مان گوش دهیم، فقط به این فکر می کنیم که در جواب این حرف او چه بگوییم و این جاست که مذاکره و گفتگو تبدیل به جدل و به اصطلاح یکی من بگم، یکی تو بگی می شود.

 

4

با هم کوتاه می آییم!

بحثِ درست و نادرست نیست. این طور فکر نکنید که همیشه دو راه است: درست و نادرست، و راه من هم «درست» است. انتظار نداشته باشید که طرف مقابل این «درست» شما را بپذیرد. اصلا ممکن است هر دو نقطه نظر متفاوت، «درست» و معتبر باشند. به هر حال هر کس، عقیده و دید متفاوتی دارد و شما نمی توانید نگرش او را به یکباره تغییر دهید. همیشه به دنبال مصالحه و توافق بر سراختلافات باشید. توافق هم یعنی یک جاهایی من کوتاه می آیم و مدارا می کنم و یک جاهایی هم تو کوتاه بیا و مدارا کن.

 

5

معامله کنید

یک جاهایی آدم یا حرفش «حق» نیست یا این‌که نمی تواند حرف حق اش را ثابت کند. یک راه برای این جور وقت ها این است که معامله کنید. یعنی دو طرف بر سر یک سری اختلافات معامله یا مصالحه کنند. مثلا دو نفر که در خوابگاه هستند و یک میز تحریر وجود دارد یا یک تختخواب مناسب هست، بهتر است معامله کنند که مثلا یک روز یک نفر استفاده کند و روز بعد نفر دیگر. یا اگر در آپارتمان همه سهمی از جای پارک مناسب ندارند، یک ماه یک ماه جای پارک خودروها را تغییر دهند.

 

6

سکوت به وقتش!

درست است که سکوت خوب است اما بعضی جاها نشانه بی احترامی است. اگر در اختلافات حق تان را نمی خواهید و سکوت می کنید که هیچ. اما اگر برایتان مهم است و می خواهید نتیجه ای از آن بیرون آید، سکوت شما بی معنی است. حتی گاهی ممکن است طرف مقابل را به مرز انفجار برساند. چرا که این سکوت به نوعی او را خوار و بی اهمیت جلوه می دهد.

 

7

خاطرات گذشته را شخم نزنید

اگر در گذشته کدورتی داشته اید، باید همان جا حل می کردید و اگر نه، یک بار برای همیشه آن را حل کنید. نگذارید هر زمان که بحثی شد پای اختلافات قدیمی هم وسط بیاید. این دلخوری های گذشته مثل غذای هضم نشده ای است که سر دل می ماند. در بعضی از خانواده ها دیدید تا اختلافی پیش می آید سریع به گذشته برمی گردند که ۵ سال پیش شما چه کردید و ۱۰ سال پیش پسر تو با پسر من چه کرد و... . این ها همه نتیجه اختلافات حل نشده است. می توانید خواسته تان را به صورت نیاز مطرح کنید که مثلا من دوست دارم به من توجه بیشتری کنی و یا... . نه این که بروید و بگردید و مصداق بیاورید از گذشته که کجاها و درچه زمان هایی به شما بی توجهی شده است. این دلخوری های قدیمی، گره روی گره می-زند.

 

8

نقطه جوش تان را پایین بیاورید

اگر دیدید در زمان گفتگو، آمپرتان بالا رفته است و دارید به نقطه جوش نزدیک می شوید، هیچ تصمیم گیری و قضاوتی نکنید. اگر توانستید برای چند لحظه، محل را ترک کنید و راهی بروید و آبی بنوشید و ذکری بگویید تا آرام شود. حتی شده بعد از چند ساعت یا چند روز. به وقتش که آرام شدید تصمیم‌گیری کنید. این کلام حضرت علی(ع) بی راه نیست که خشم و تندی شعبه ای از جنون است و صاحب آن پشیمان می‌شود. خصوصا آقایان این نکته را باید خیلی توجه کنند چون ممکن است در اوج عصبانیت کاری کنند یا حرفی بزنند که جبران نشدنی باشد.

 

9

نفر سومی لازم است

گاهی اوقات که دوطرف نمی توانند اختلافات را حل کنند و برای هر کدام شائبه جانبگیری و تعصب پیش می آید، باید پای نفر سومی به میدان باز شود که او هیچ سهمی در این اختلاف ندارد و می تواند بر مبنای حرف های دو طرف تصمیم درست را بگیرد و آن ها را راهنمایی کند. حالا اسمش می تواند ریش سفید، میانجی یا مشاور و یا هر چیز دیگری باشد. حتی شما در دعواهای بین فرزندان کوچک خانواده ها می-بینید که وقتی نتوانند از پس هم برآیند، به پدر و مادر خود رجوع می کنند تا آن ها نظر دهند. البته باید این نکته را هم گفت که این نفر سوم در بعضی شرایط بهترین راه است و در بعضی شرایط نه. 

 

10

وعده سرخرمن ندهید!

گاهی اوقات آدم جوگیر می شود و قول و وعده ای می دهد که بعدا در آن می ماند. اگر در این اختلافات همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد وخواستید قول و وعده بدهید، قولی بدهید که می دانید از پس آن بر می آیید. چرا که ممکن است این وعده های سرخرمن، خودش کم کم باعث اختلافات بعدی شود. حتما دیده اید که در جلسه مهریه خواستگاری وقتی می خواهند اختلافات پیش آمده را حل کنند، وعده هایی می دهند که خودش بعدا آتشی می شود.

 

11

امتیاز الکی ندهید!

اگر بخواهیم حقوقی تر به مسئله نگاه کنیم باید گفت در این جلسات مذاکره، ببینید دقیقا شما چه می-خواهید و طرف مقابل در قبال آن از شما چه می خواهد. حتما سیاست داشته باشید و به سادگی و بدون دلیل امتیاز ندهید. ببینید طرف مقابل در قبال این امتیازات چه امتیازاتی به شما می دهد. باید موازنه ای در کار باشد.

 

12

بنویسید و پایش امضا بزنید

اگر مسئله خیلی جدی است، آن را جدی بگیرید و بعد از رفع اختلافات، مشروح کارهایی که شما موظف به انجام شدید و طرف مقابل هم همین طور، بنویسید. این نوشتن هم ذهن ها را منسجم می کند و هم این که سندی است که بعد از آن دیگر کسی نمی تواند در آن حرفی در بیاورد. به نوعی سند یک توافق جمعی است. حتی می توان قبل از این که هر گونه اختلاف نظری پیش آید؛ برای جلوگیری از آن و برای این که یک وقت بعدا در رودربایستی نیفتید این سند را تهیه کنید. نمونه خیلی مشهودش می تواند دربین هم‌خوابگاهی ها باشد.

نظرات کاربران
کد امنیتی