سوژه‌ها پشت در است؛ در گشودن هنر است
jeem.ir

سوژه‌ها پشت در است؛ در گشودن هنر است

نویسنده : مدیر سایت

مشکل خیلی از ما در نوشتن؛ نداشتن یک سوژه خوب و تر و تازه است و در جواب دوستان‌مان که می‌پرسند چرا نمی‌نویسی؟! می‌گوییم: خب از چی بنویسم. باید بدانید لازم نیست جهانگرد  یا ماجراجو باشید تا بتوانید از چیزهای جالب بنویسید، فقط کافی است چشمان‌تان باز باشد و درست نگاه کنید، اگر دقت کنید خواهید دید خیلی از چیزهایی که نویسندگان موفق از آن می‌نویسند، یک زمانی، یک جایی و به یک طریقی از کنار شما هم رد شدند، منتها شما به آن‌ها بی توجه بودید.

***

بیمه‌ام را تمدید نمی‌کنم!

j_hoseinpoor

صفحه اصلی | پنجره | یادداشت کاربران

تاریخ انتشار : 1394-04-16 

 

وارد مطب که می‌شوی و با قیمت‌های یکسان ویزیت دکتر مواجه می‌شوی حالت دگرگون می‌شود. ویزیت دکتر با دفترچه و بدون دفتر چه فقط دو هزار تومان تفاوت دارد. وقتی وارد داروخانه می‌شوی و متوجه می‌شوی که داروهای مربوط به بیماری‌ات طرف قرارداد بیمه نیست و قرار است پول همه را آزاد پرداخت کنی حالت بیشتر دگرگون می‌شود.

از بیماری جسمی‌ات فراموش می‌کنی و به یک بیماری روحی دچار می‌شوی. هی با خودت کلنجار می‌روی که اگر قرار باشد با این بیماری روزگار را بگذرانی باید از تمام اقوامت درخواست کنی که فقط برای هزینه بیماری‌ات کار کنند.

چشم امیدت به اخبار تلوزیون است تا گزارشی ببینی برای تهیه داروی بیماری‌های خاص ولی فقط خبرنگار را می‌بینی و گزارش سنجش علمی‌اش.

وقتی آدم معروفی را روی تخت بیمارستان می‌بینی و گزارشگران اطرافش را، لعنت می‌فرستی به دفترچه بیمه‌ات که حتی نتوانسته دارویت را نیم بها حساب کند. لعنت می‌فرستی به خودت که نتوانسته‌ای چند خیّر مدرسه ساز پیدا کنی تا محلی را برای دریافت وام بلاعوض بسازند که دیگر برای بیماری‌های خاص نیازی به دفترچه بیمه نباشد و بتوانی با خیال راحت بیمار شوی!

***

کشف غفلت ...

yekta_b 

صفحه اصلی | محرمانه | یادداشت کاربران

تاریخ انتشار : 1394-04-28


سال‌ها پیش که پدربزرگم در آخرین سال‌های عمرش در هر وعده‌ی غذایی کلی قرص‌ در ابعاد و رنگ‌های متنوع را یک جا می‌خورد و من با تعجب و کمی ترس به این فرآیند زل می‌زدم به من مي‌گفت: «آدم‌ها وقتی احساس پیری و ناتوانی بکنند مجبورند قرص بخورند.»

و من تازه متوجه شدم حق با پدربزرگم بود. آدم‌ها از همان لحظه‌ای که احساس ناتوانی کنند و سپر بیاندازند و دست از جنگ بکشند، شروع به پیر شدن می‌کنند. حالا من سپرم را دوباره در دست گرفته‌ام و مدتی‌ست از شر این قرص‌های لعنتی خلاص شده‌ام .

***

نهنگ 52 هرتزی

رویا خانوم

صفحه اصلی | محرمانه | یادداشت کاربران

تاریخ انتشار : 1394-04-28

 

خود کشی دسته جمعی یک گله نهنگ را چند سال پیش یادت هست؟

محقق‌ها خیلی تلاش کردند تا توانستند یکی از آن نهنگ‌ها را به دریا برگردانند. می‌خواستند تحقیق کنند ببینند چی باعث خودکشی نهنگ‌ها شده و علت مشخص شد

آن نهنگ‌ها صداها با فرکانس بالای 52 هرتز را می‌شنیدند. یعنی یک چیزهایی بیشتر از بقیه نهنگ‌ها می‌فهمیدند. شاید آن دانسته‌های ناخواسته آنقدر دردناک بوده که ترجیح دادند بمیرند اما دیگر نشنوند!

همیشه آن‌هایی که متمایزند، حالا به هر دلیل و هر مقدار، زندگی‌های دردناک‌تری نسبت به اکثریت عادی دارند. از خودم بدم می‌آید وقتی می‌بینم هیچ کاری برای تغییر شرایطی که ناخواسته درگیرش شدم نمی‌توانم بکنم. حال این روزهای من شبیه حال مادری است که دارد بچه‌ای را که ناخواسته باردار شده به دنیا می‌آررد و همه سعی می‌کنند حرام زاده بودن بچه را به رویش نیاورند.

دلم تنگ شده برای روزهای رویا بودن...

***

گوشی چُغُکیا به بازار آمد

Mamzi

صفحه اصلی | پایان نامه | یادداشت کاربران

تاریخ انتشار : 1394-04-28


چغکی گلگوریا انترتینمنت و اینا تقدیم موکونه.

بالاخره انتظارا به پایان رسید، به زودی در تمام پاساژای موبایل احمدآباد. طبق قولی که به کسی ندده بودوم و بریه رقابت با ای گوشی‌های سیب کخی (اپل) سری اول گوشیای چوغوکیا به بازار آمد.

قابلیت‌ها :

حافظه داخلی : خیلی

سیستم عامل: از همونا

رم : چخچخی

دوربین عقب: انااا هموجوور مگاپیکسل (با قابلیت تشخیص شله از بقیه غذاها)

دوربین جلو: قابلیت بالا در ای که هم مزنی رو دوربین جلو قیافته مثل زیبای خفته نوشون نمده، در حد سرندی پیتی نووشون مده.

صفحه کلید: لمسی (کلیتاشه لمس موکونی شماره مگیره دگه)

شماره چغک هم کلا کارخانه روش ریخته

ترمز ای.بی.اس و ایربگ دره که ولی خب استفاده نمشه همجور بریه قشنگیه

منتظر سیری‌های جیدید چوغوکیا باشن

چغکی گلگوریا  انترتینمنت و اینا تقدیم کرد دگه

***

نزدیک‌های تولدم که می‌شود خوب می‌شوم!

r_zeyghami

صفحه اصلی | محرمانه | یادداشت کاربران

تاریخ انتشار : 1394-04-24


از وقتی یادم می‌آید همیشه وقتی ماه تیر می‌رسید من یک آدم دیگر می‌شدم! بچه که بودم آرام، حرف گوش کن، مظلوم می‌شدم و تمام صفاتی که فکر می‌کردم یک دختر خوب باید داشته باشد را در خودم ایجاد می‌کردم تا آخر ماه و روز ۲۹ تیر! کار سختی بود اما تمام تلاشم برای خوب بودن این بود که مثلا دارم بزرگ می‌شوم و تغییر کردم، شما که غریبه نیستید پیش خودمان بماند، دختر خوبی می‌شدم که برایم هدیه بخرند!

بزرگ‌تر که شدم واقعا نزدیک تولدم که می‌شد حال و هوایم عوض می‌شد، حس خاصی می‌آمد سراغم که قابل توصیف نیست، غم کوچکی که تمام خانم‌ها دارند! ای وای یک سال به سنم اضافه شد، ترس غریبی که ای وای یک سال دیگر هم گذشت و عمرم دارد مثل باد می‌گذرد و یک حس ناشناخته عجیبی که باعث می‌شد من فرو بروم در فکر! باید حفظ قرآن را شروع کنم، وای یک سال دیگر هم گذشت و من کلاس زبانم را ادامه ندادم، حتما آشپزی یاد می‌گیرم، باید اخلاقم را بهتر کنم، بروم موسسه خیریه سر کوچه و مبلغی را هدیه کنم و هزار تا آرزو و فکر و برنامه...

شاید به هیچ کدام عمل نکنم اما یک جورایی دست خودم نیست، انگار تولد من خیلی چیزها را قرار است عوض کند! الان هم نزدیک تولدم شده، امیدوارم ۲۳ سالگی پر از اتفاق‌های خوب باشد. همین...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات