نگاهی به مفهوم طنز در آثار چخوف با بهانه صد و یازدهمین سال درگذشتش
لبخند تلخ چخوف به دردهای روسیه!

نگاهی به مفهوم طنز در آثار چخوف با بهانه صد و یازدهمین سال درگذشتش

نویسنده : الهام یوسفی

دنیای ادبیات دنیای غیرقابل پیش‌بینی و عجیبی است. یک نفر، همه عمرش را می‌گذارد و در دبیرستان و دانشگاه ادبیات می‌خواند تا از تکنیک و سبک و زاویه دید گرفته تا جزئی‌ترین امور عرصه نویسندگی سر درآورد، اما هیچ‌وقت نمی‌تواند یک نویسنده اثرگذار و خلاق باشد. از آن طرف، یک نفر دیگر که سراغ رشته‌ای کاملا غیرمرتبط رفته است، ناگهان در سیاه‌چاله‌ی ادبیات با آن قوه جاذبه سحرآمیزش گرفتار می‌شود. انگار که ادبیات، این پیرِ خنیاگر و فریبنده، شهروندانش را خودش انتخاب می‌کند و نه آن‌ آدم‌ها سرزمین او را... حالا دست برقضا، گاهی حتی یک ادیب کامل نمی‌تواند نسلی را وام‌دار کلمات خود کند، اما یک پزشک می‌تواند... چنان‌که «آنتوان پاولوویچ چخوف» توانست. کسی که او را از مهم‌ترین داستان‌نویس‌های کوتاه دنیا می‌دانند و در نمایشنامه با شکسپیر مقایسه‌اش می‌کنند.

 

عمله‌ای در سرزمین ادبیات روس!

چخوف همه عمرش را، یعنی درست از زمانی که فهمید استعداد نوشتن دارد، به نوشتن گذراند. به قول یک چخوف‌شناس؛ مثل یک عمله در سرزمین ادبیات کار کرد! اما چرا وقتی اسم چخوف به میان می‌آید همه به یاد نوعی طنز می‌افتند؟ چخوف – دهقان‌زاده‌ای تنگدست- نوشتن را خیلی تفننی آغاز کرده بود. در واقع آن‌قدر زندگی سخت و عجیبی داشت که نوشتن در آن شرایط برای آدمی مثل او نوعی شکم‌سیری محسوب می‌شد. اما او می‌نوشت، در سخت‌ترین شرایط و زیر شکننده‌ترین فشارها، شب‌ها وقتی پس از خستگی بسیار از مدرسه پزشکی باز می‌گشت اولین کارش نوشتن بود. چرا که ادبیات او را به خود خوانده بود و او باید علاوه بر طبابت جسم، پزشک روح و روان و دردهای جامعه‌اش هم می‌شد.

 

از داستان‌های هزل، تا خلق لحظه‌های چخوفی...

چخوف، ابتدا برای مجلات مختلف داستان‌های هزل می‌نوشت. اما اواخر سال 1880 که فهمید استعداد ادبی‌اش را تحسین می‌کنند نوشتن برایش جدی شد. نگاه طنزآمیزش به زندگی باعث شد تقریبا در همه آثارش رگه‌هایی از طنز به چشم بخورد. طنزی که با گذشت زمان از گسیختگی و بلاتکلیفی بیرون آمد و رفته‌رفته قوام گرفت و قالب مشخصی یافت تا جایی که در 1885 یعنی در بیست و پنج- شش سالگی دیگر او نویسنده داستان‌های خنده‌آور نبود بلکه از هزل و هجو مستقیم و بی‌پرده فاصله گرفت و به نوعی طنز چخوفی رسید. طنزی که به قول ادبای دیگر خالق «لحظه‌های چخوفی» بود. همین سال‌ها بود که درباره خودش نوشت: «موضوعات طنز مثل چاه‌های نفت باکو در من می‌جوشد.» در واقع طنز چخوف لبخندی اندوهناک بود به زندگی بیهوده، مبتذل و تهوع‌انگیز کسانی که غرق در ابتذال بودند. زندگی از دیدگاه چخوف با همه اندوه و رنج انسانی و فساد و ابتذال پوچش، یک کمدی بود و در حقیقت تلاش چخوف برای در هم آمیختن طنز و کمدی با درام و تراژدی اصل اساسی کار هنری او را شکل می‌داد. چخوف برای خنداندن نمی‌نوشت، بلکه موقعیت تراژیکی را ترسیم می‌کرد که جز با خنده‌ای تلخ نمی‌شد با آن روبرو شد. تا جایی‌که در داستان‌های جدی چخوف هم طنز به شکل شوخ‌طبعی پنهانی خود را نشان می‌داد.

 

طنزی که نزاکت دارد...

آثار چخوف آینه‌ تمام‌نمای زندگی مردم روس بود، با همه سایه‌روشن‌هایش و با همه فساد و دروغ‌گویی و رسوایی و اختناق، اما در آثار او همواره نیروی طنز و تمسخر پهلو به پهلو با داستان واقعی و لحظه‌های دراماتیک و حتی غم‌انگیز پیش می‌رفت. چخوف از نخستین داستان کوتاه خود به نام «نامه یک ملاک ناحیه دون» که هجو محض بود یا داستان «سیب‌ها»، فاصله کوتاه چهارساله‌ای را طی کرد تا با آثاری چون «حربا»، «سرگروهبان پریشی بی‌یف» و «در کالسکه» به طنزی پخته رسید و در داستان «ماسک» و «عطسه» نیش‌دارترین نوع طنز خود را به مخاطب عرضه کرد. در واقع با این دو اثر نشان داد که یکی از عوامل موثردر پروش طنز او نمایش نوکرصفتیِ سراپا حقارت کارمندان روشنفکرنمای دولت است. اما آثار چخوف ویژگی‌هایي دارد که طنز او را دل‌نشین و اثر بخش می‌کند: طنزی که رو، مستقیم و بدون پرده نیست؛ طنزی که اتفاقی نیست و از ابتدای داستان طرح کم‌رنگی از آن وجود دارد؛ طنزی که پنهان ظریف و زیرکانه است؛ و در نهایت طنزی که به هیچ قیمتی نزاکت را زیرپا نمی‌گذارد. 

 

بهترین کاکتوس‌های چخوفی!

شخصیت‌های داستان‌های چخوف، که معمولا از دل روستاها و شهرهای کوچک درآمده‌اند، مردمانی ساده‌ اما مبتذل‌اند که در موقعیت‌های خاص فقط باید به آن‌ها خندید؛ مانند دوگانه «شبیلسکی» و «بورکین» در نمایشنامه «ایوانف». حتی گاهی یک شخصیت در یک داستان کوتاه چنان اثری در مخاطب می‌گذارد که عمق آن اثر را فقط می‌توان با اثر شخصیت یک رمان بلند مقایسه کرد مانند سرگروهبان پریشی بی‌یف در نمایشنامه‌ای با همین نام . اما در میان آثار او نمایش‌نامه «ایوانف»، «سالگرد»، «خواستگاری»، «تاتیانا ریپین»، «سه خواهر»، «مرغ دریایی» و «باغ آلبالو» و داستان‌هایی چون «مرگ یک کارمند» و «بانو و سگ ملوس» را می‌توان در زمره بهترین داستان‌های طنز چخوف دانست. دراین میان نمایشنامه باغ آلبالو، یعنی آخرین اثر چخوف، یک کمدی تمام‌عیار است که فقط می‌تواند از نبوغ نویسنده‌ای چون چخوف ناشی شده باشد.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨