ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

دوست داشتم از تو دروغی بشنوم 

زیرا انسان تنها 

زمانی دروغ می‌گوید

که ترس از دست دادن چیزی 

او را آشفته کند.

اورهان پاموک/1952


سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی

با تیغ مدارا کنی و سنگ نباشی

سخت است دلت را بتراشند و بخندی 

هی با تو بجنگند و تو در جنگ نباشی

وقتی که قلم داد به من حضرت استاد

می‌گفت خدا خواسته دلتنگ نباشی...

نغمه مستشار نظامی/1359


از جنون این عالم بیگانه را گم کرده‌ام

آسمان سیرم زمین خانه را گم کرده‌ام 

نه من از خود نه کسی از حال من دارد خبر

دل مرا و من دل دیوانه را گم کرده‌ام 

طفل می‌گرید چون راه خانه را گم می‌کند

چون نگریم من که صاحب خانه را گم کرده‌ام؟

صائب تبریزی/1000-1080

 

عطرها بی رحم‌ترین عناصر زمین‌اند

بی‌آنکه بخواهی

تو را تا قعر خاطراتی می‌برند

که برای فراموشی آن‌ها

تا پای غرور جنگیدی...

آناگاوالدا/1970


آوخ! هنوز زخمیم و رنج می‌برم

دنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر سرم

مردم چه می‌کنند که لبخند می‌زنند

غم را نمی‌شود که به رویم نیاورم

تو آنقدر شبیه به سنگی که مدتی‌ست

از فکر دیدن تو ترک می‌خورد سرم

نجمه زارع/1361-1384


ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای

دشمن از دوست ندانسته و نشناخته‌ای

من ز فکر تو به خود نیز نمی‌پردازم

نازنینا تو دل از من به که پرداخته‌ای

هر که می‌بیندم از جور غمت می‌گوید

سعدیا بر تو چه رنجست که بگداخته‌ای

سعدی/606-671


عاشق که باشی شعر شور دیگری دارد 

لیلی و مجنون قصه‌ی شیرین‌تری دارد 

دیوان حافظ را شبی صد دفعه می‌بوسی 

هر دفعه از آن دفعه فال بهتری دارد 

حتی سوالات کتاب تست کنکورت 

عاشق که باشی بیت‌های محشری دارد 

بهمن صباغ‌زاده/1358

 

حالم بد است مثل زمانی که نیستی

دردا که تو همیشه همانی که نیستی

عاشق که می‌شوی نگران خودت نباش

عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی

من بی‌تو در ‌غریب‌ترین شهر عالمم

بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟

غلامرضا طریقی/1356


از مترسکی سوال کردم: آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده‌ای؟

پاسخم داد و گفت: در ترساندن و آزار دیگران لذتی بیادماندنی است. پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم. 

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم: راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم. 

گفت: تو اشتباه می‌کنی، زیرا کسی نمی‌تواند چنین لذتی را ببرد، مگر آن که درونش از کاه پر شده باشد. 

جبران خلیل جبران

 

نظرات کاربران
کد امنیتی