باادب‌هـــــــا مقرب‌ترنــــــــد!
3 گام مودبانه بــــــــــــــــــرای ورود به شبی که هــــــــــــــــــــزار سال است

باادب‌هـــــــا مقرب‌ترنــــــــد!

نویسنده : حمیده زمانی

همانا در طول زندگی شما نسیم‌هایی از سوی پروردگارتان می‌وزد. آگاه باشید که خود را در معرض آن‌ها قرار دهید، باشد که چنین نسیمی سبب شود برای همیشه بدبختی از شما دور ماند.../ پیامبر اکرم(ص) (جامع الصغیر، سیوطی، ج1 ، ص95) شب‌های قدر یکی از مهم‌ترین نسیم‌هایی است که از جانب رحمت خدا وزیده می‌شود و فرصتی است برای دور ماندن از بدبختی... در مورد شب قدر و اهمیتش چه می‌دانیم؟ چند سال است که شب قدر را از دست داده‌ایم، به خاطر نداشتن برنامه‌ریزی درست و حسابی، نداشتن حال و هوای معنوی، تنبلی یا خواب آلودگی یا حتی دغدغه‌های خانوادگی یا هر دغدغه‌ای که برایمان مهم بوده است؟ این مطلب تلنگری است برای اینکه امشب را، شب بیست و سوم را که به تعبیری شب قدر اصلی است از دست ندهیم... 

 

فرصتی برای سوختن و ساختن

با ما همان کاری را می‌کند که باران پاییزی با گرد و غبار هوا و سنگ داغی که حرارتش را از خورشید گرفته است با پا... باران پاییزی هوا را از گرد و غبار پاک می‌کند و سنگ داغ پا را می‌سوزاند. رمضان نیزگناهان‌مان را می‌سوزاند و وجودمان را از گرد وغبار گناه پاک می‌کند. اصلا به همین خاطر است که رمضان نام گرفته است این ماه! به همین دلیل است که صدای «یا مجیر» مان در دل شب‌های آن بلند می‌شود و «اجرنا من النار» می‌خوانیم؛ چون دل به رحمت میزبانی بسته‌ایم که می‌دانیم ما را از سوزاندن نجات می‌دهد تا ساخته شویم! از سوزش نارهایی که ما را زمین گیر کرده‌اند. از سوزش نارِ غفلت، نارِ پشیمانی، نارِ مردم، نارِ شهرت، نارِ... ؛ و برای این نجات یافتن، شب‌هایی را در این ماه قرار داده است تا در آن راه چند ساله را یک شبه برویم و آن شب‌ها شب قدر است! و سفارش شده‌ترین شب‌های قدر شب بیست و سوم یعنی امشب است.

 

برای ورود به قلب رمضان، مودب باش!

امام صادق(ع) گفتند شب قدر قلب ماه مبارک رمضان است. با قلب باید چه طور برخورد کرد؟ قلب‌ها نیاز به مراقبت دارند و توجه! برای مراقبت کردن از قلب باید خودمان را ملزم به انجام کارهایی بکنیم و مبادی آدابی باشیم. مراقبت از قلب ماه رمضان یعنی شب قدر هم آداب خاص خودش را دارد. آدابی که اگر مبادی آن باشیم بی‌شک ره صدساله را یک شبه رفته‌ایم، اما چگونه؟! چگونه می‌توانیم مودبانه به قلب ماه مبارک قدم بگذاریم؟!

 

شناخت صاحب امشب، صاحب الامر!

زمان صاحب دارد، امر صاحب دارد، ما صاحب داریم... امام زمان صاحب زمان و امر و ماست! امام زمان(عج) صاحب شب قدر هم هست! آدمی که صاحب دارد اصل و نسب دارد، بی‌ریشه نیست تا فریب دنیا را بخورد. بی‌ریشه نیست تا اسیر لغزشگاه‌های دنیا شود. آدمی که ریشه دارد دنیا در نظرش از برگ جويده شده‌اي که در دهان ملخي باشد، بی‌ارزش‌تر و خوارتر است، از استخوان بی‌گوشت خوک در دست بيماري که گرفتار جذام باشد، خوارتر و بي‌ارزشتر است، آدمی که ریشه دارد شب قدرش را به دست صاحبش می‌سپارد و می‌داند که در شب قدر کسی هست که باید امورش را به دست او بسپارد. می‌داند که ملائکه و روح «امر» را پیش صاحبش می‌برند تا امضای حضرتش را بگیرند و بروند تا سال دیگر و قدر دیگر... «امر» همان روزی، طول عمر، اعمال، زندگانی، مرگ، علم غیب آسمان‌ها و زمین و معجزاتی است که جز برای خداوند، برگزیدگان و فرستادگانش امکان پذیر نیست... امر همان چیزهایی است که قرار است برای کل دنیا، برای کل زمین و زمان، برای کل زندگی تک تک ما اتفاق بیفتد... از افتادن برگ درختی تا مرگ آدم بزرگی... همه و همه را در شب قدر دست امام زمان می‌دهند تا بگوید بشود یا نشود! امام زمان خلیفه خداست روی زمین... خلیفه حق دارد که بگوید بشود یا نشود! خدا خودش گفته است که من به هر چه می‌گویم «باش»، «می‌شود»، مرا در آنچه به تو امر کرده‌ام اطاعت کن، تا تو را چنان قرار دهم که به هر چیزی بگویی «باش»، « بشود». امام زمان چنان اطاعت امر کرده است که خدا می‌خواهد به هر چیزی بگوید باش، بشود! برای همین تنها کسی است که در آخرالزمان، صاحب الامر است! قرار است نامه اعمال‌مان را در شب قدر ببینند و سرنوشت‌مان رقم بخورد. صاحب امشب قرار است زیر سرنوشت یک ساله ما را امضا بزند که بشود...برای ورود به امشب از صاحبش اذن بخواه؛ ءَاَدْخُلُ يا حُجَّهَ  ا...؟ ءَاَدْخُلُ يا مَلآئِكَهَ  ا...؟ اجازه ورود می‌دهید آقا؟!

 

شناخت خودت، شناخت عبدبودنت!

فرض کن که خیلی تشنه‌ای، عطش زیادی داری، قرار است ببرندت لب چشمه‌ای که سیراب شوي! چه ظرفی را با خودت می‌بری؟ هر چقدر ظرفت بزرگ‌تر باشد، بهره بیشتری می‌بری و سیراب‌تر می‌شوی. امشب شب اندازه‌گیری‌هاست! قرار است خط‌کش بگذاری و خودت را اندازه بگیری؛ اندازه‌ات چه قدر است؟ اندازه تو به تعداد سال‌های عمرت است؟ قرار است تا کجا ادامه دهی؟ آیا ادامه داری؟ به نیازهایت فکر کن، به توانمندی‌هایت، به فرصت‌هایی که مثل ابر می‌گذرد و داری از دست‌شان می‌دهی، به خودت و ادامه دار بودنت فکر کن، به داشته‌هایت، به تجربه‌هایت، به اموری که در گذرند، به دنیا و اتفاقاتی که دارد در آن می افتد، به نقشی که در دنیای کوچک اطرافت داری یا به اثری که در جهان هستی می‌گذاری... به همه این‌ها فکر کن تا بتوانی بفهمی قدر تو کجاست و چه اندازه‌ای هستی؛ مطمئنا برای به دست آوردن قدر و اندازه واقعی‌ات، برای فهمیدن جایگاه بندگی‌ات نیاز به خط‌کشی فرا انسانی داری! خط‌کشی که ساخته دست من و تو نیست و فقط کسی که ما را آفریده می‌تواند این خط‌کش را در اختیارمان بگذارد؛ پس برای ورود به شب قدر باید به خودت و اندازه‌هایت فکر کرده باشی تا بتوانی از آفریدگارت، از کسی که عبد او هستی و تو را آفریده است درخواست کنی و بهترین‌هایی را که با قدرِ تو متناسب است از او بخواهی...کسی که خودش را بشناسد، شب قدر را هم می‌شناسد! و می‌داند در شب قدر بابت چه چیزهایی از خدا طلب بخشش کند و چه چیزهایی را از رحمت خدا بخواهد...

 

استفاده از ابزارهای شب قدری، توبه و دعا!

مهم‌ترین حالتی که باید امشب، شب بیست و سوم با خودمان به مجلس احیا ببریم، احساس شرمندگی و پشیمانی است. به فرض که از اول ماه مبارک از همه فرصت‌هایتان استفاده کرده‌اید و یک عبد به ظاهر واقعی بوده‌اید؛ اما چیزی که می‌تواند شب قدر را برای شما مبارک کند همین احساس شرمندگی است، همین پشیمانی است. آدمی که شرمنده است، منیتی ندارد و می‌داند که در هر صورت در برابر پروردگارش تقصیر و کوتاهی کرده است و خواهان بخشش است. در واقع عملش را می‌گذارد پشت در و می‌آید داخل! چرا؟ چون نمی‌خواهد عملش سد راهش شود و مانع دعا کردنش. پس شب قدر دو ابزار اصلی دارد برای ارتباط با عالم بالا، برای ارتباط با خدایی که این فرصت شب قدر را به امت پیامبر آخرالزمانش داده است تا ره صد ساله را یک شبه طی کنند، برای ارتباط با فرشتگان مقرب پروردگار و آن دو، توبه و دعاست... پیامبر به خدا فرمود: «این عمر کوتاهی که برای امت من قرار دادی، چه چیز برای تدارک قرار دادی تا امت من بتوانند به تو برسند؟ بالاخره این راه طولانی در وادی توحید را چگونه طی کنند؟» سوره قدر نازل شد که به احترام تو شب قدر را به امتت داده‌ایم که راه کوتاه شده است... یعنی نه تنها فرصت کشف بسیاری از حقایق در این شب امکان‌پذیر است، بلکه فرصت توبه و بازگشت و حتی درخواست هم فراهم است! باشد که موثر افتد...

 

توبه کنیم از:

اینکه سال‌های عمرمان می‌گذرد و ما هنوز خودمان را آن طور که باید نشناخته‌ایم و ارزش واقعی خودمان را به عنوان یک عبد نفهمیدیم.

اینکه فرصت‌های زیادی را برای بندگی کردن داشتیم و از دست دادیم.

دورویی‌هایی که داشتیم.

نقش‌هایی که بازی کردیم و دیگران را فریب دادیم.

منفعت‌هایی که طلبیدیم و حق دیگری ضایع شد.

کارهایی که می‌توانستیم راه بیندازیم و سستی کردیم.

دل‌هایی که رنجاندیم یا شکاندیم.

اشک‌هایی که در آوردیم.

چشم و دل‌هایی که اسیر خودمان، حرف‌هایمان یا رفتارمان کردیم.

بی‌تفاوتی‌هایی که نسبت به دیگران داشتیم.

 طلب خواهش نیازمندی که جواب ندادیم.

بستن چشم‌هایمان به روی حقیقت...

نگرفتن دست رفیقی که نیاز به همراهی‌مان داشت.

نگاه محبت‌آمیزی که به پدر و مادرمان نکردیم.

اُف‌هایی که به مادرمان گفتیم و بی‌توجهی که به حرف پدرمان داشتیم.

جواب دادن‌های سر بالایی که به خواهر یا برادر کوچک‌ترمان از سر بی‌حوصلگی دادیم.

نسبت‌های ناروایی که به این و آن زدیم.

دروغ‌هایی که برای بزرگ جلوه‌دادن خودمان یا شانه خالی‌کردن از بار مسئولیتی گفتیم.

ندانم کاری‌ها و جهالت‌هایمان.

جایی که باید حرف می‌زدیم و سکوت کردیم.

حرف‌هایی که پشت سر مومنی گفتیم.

دو به هم زنی‌ها و زیر آب زدن‌هایی که برای دل‌خودمان کردیم.

نمازهایی که بی‌توجه خواندیم.

روزه‌هایی که به اجبار و اکراه گرفتیم.

قرآنی که روی کتابخانه اتاق خاک می‌خورد!

بارهایی که بر زمین مانده بود و بر نداشتیم.

و هزار و یک چیز دیگر...

 

دعا کنیم برای:

آمدن حضرت و صاحب امرمان.

توفیق بندگی کردن‌مان.

عاقبت‌بخیری و سعادت‌مان.

آزادی مظلومانی که روزانه در سراسر جهان مورد ظلم قرار می‌گیرند.

آزادی از بندها و اسارت‌هایمان.

آزادی از بنده شهرت، مقام و پول شدن.

آرزوهای طول و درازمان.

و هزار و یک چیز دیگر...

نظرات کاربران
کد امنیتی