بستن پرونده بستنی
شاخ هفته

بستن پرونده بستنی

نویسنده : زهرا آقایی - ایمان فروزان نیا

بستن پرونده بستنی

زهرا آقایی

31/03/94

یادداشت کاربران – پایان نامه

ساعت 20

 

شما باید خیلی انسان خوش شانسی باشید که علایق‌تان با علایق مادر من جور باشد! به دلیل‌ها و دلول‌ها! چون مادر من انسان قدرتمندی است و اگر به همان چیزی علاقه داشته باشد که شما علاقه‌مند هستید، هیچگاه حسرت آن چیز بر دل شما نمی‌ماند! مثلا مادر من به بستنی علاقه‌ی فراوانی دارد و این امر باعث شده که بستنی قوت غالب ما شود؛ به صورتی که ما حداقل روزی دو وعده بستنی روی شاخ‌مان باشد! و لذا در اعیاد فطر، پول 4 کیلو بستنی را به عنوان فطریه پرداخت می‌کنیم!

اما همان‌طور که مستحضر هستید، قیمت بستنی همراه با قیمت طلا و دلار و چه بسا با سرعت بالاتر از آن‌ها رو به رشد است؛ و از آن‌جایی که ما جزو قشر مرفه جامعه محسوب نمی‌شویم و زیر ِ فقر، خط می‌کشیم (!) و نسبت خود را با هرگونه رفاه و آسایش تکذیب می‌کنیم، با اعضای شورای خانواده، نشست فوق‌العاده‌ای را ترتیب دادیم تا درباره‌ی این مهم، تصمیمی جدی اتخاذ کنیم! بنا بر این شد که نتایج حاصل از این نشست را خبرنگار واحد مرکزی خانه که بنده باشم، به سمع و نظر اهالی پایگاه خبری گردو نیوز برساند.

نتایج حاصله از این قرار است: مادر بنده طی نطقی قرا خاطرنشان کرد: «مسئله بستنی امروزه به یک مسئله‌ی حیاتی تبدیل شده است و ما باید آن را مدیریت کنیم.» وی افزود: «اگر امروز راه حلی برای بستنی پیدا نشود، در سال آتی ما با بحران بستنی مواجه می‌شویم...» وی کمی به افق‌ها خیره شد و ناگهان بیان کرد: «خانه را می‌فروشیم!»

چند لحظه‌ای اعضای شورا، با بهتی آغشته به ترس یکدیگر را نگریستند... بنده تمام جرئتم را در صدایم جمع کردم، میکروفن را مقابل دهان او گرفتم و پرسیدم: «یعنی شما معتقدین خانه را بفروشیم و با آن بستنی بخریم.»

وی نگاه غضبناکی به بنده انداخت و افزود: «آخه من نمی‌دونم تو به کی رفتی که انقدر ضریب هوشیت پائینه؟! میگم خونه رو بفروشیم بریم تو کوچه‌ی بعضی‌ها خونه بخریم. اگه بستنی بقالی سر کوچه‌شون ارزون نبود، میوه که ارزونه... اینجوری یه پولی رو ماه به ماه می‌تونیم پس‌انداز کنیم واسه بستنی...»

و اینگونه بود که ما دوباره به درایت و مدیریت مادرمان پی بردیم و هی به او رأی دادیم. لذا ختم جلسه اعلام شد.

ایمان فروزان نیا
ماجرای خیلی خنده‌داری بود، نوع روایت هم به مزه‌اش اضافه کرده بود. ولی راستش وقتی داشتم این مطلب را می‌خواندم بیشتر از این‌که بخندم، حسرت می‌خوردم! حسرت این‌که بچه‌های مردم چه شانس‌ها دارند! در خانه ما پدرم رئیس کل بود و از بد روزگار عاشق پیاز بود! بله؛ پیاز! یعنی ما باید با صبحانه، نهار، شام، عصرانه، چاشت مدرسه و خلاصه با همه چیز پیاز می‌خوردیم. تازه اگر همه پیازها را نمی‌خوردیم، پدرم آن‌ها را قاچ و در اطراف خانه مستقر می‌کرد! (نکات بهداشتی و فنگ شویی دارد پیاز). خلاصه ما به همین روال مشغول زندگی بودیم و قوت غالب‌مان نان و پیاز، برنج پیاز، هندوانه و پیاز، شیر پیاز و این چیزها بود که خیلی ملایم و طوری که نفهمیدیم چطور، همه چیز گران شد و خانواده با بحران مالی روبه‌رو شد. ما در خانواده‌مان دموکراسی نداشتیم، پس طبق اعلام پدرم و برای حفظ بودجه خانواده، غذاهای دو بخشی ما تک بخشی شد و مثلا برنج و پیاز شد پیاز خالی. بگذریم؛ این چیزها گفتن ندارد، وقت خوردن بستنی ما را هم یاد کنید!
نظرات کاربران
کد امنیتی
M_MAHFASH
M_MAHFASH
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
من علایقم با علایق مادر شما در این امر جور است، ولی الحق و الانصاف آدم خوش شانسی نمی باشم، چون باید علایقم با علایق مادر خودم جور باشد که خداروشکر سر پاره ای از مسائل مهم به توافق رسیده ایم و چند موضوع کوچک در راه است که در حال توافق هستیم و امیدواریم به یک راه حل جامع دست پیدا کنیم! ولی مادر در پی تصویب یک پروتکل الحاقی است و من زیر بار این پروتکل نمی روم، و ما بعد از هر به توافق نرسیدن شب ها افطار نداریم و چهرمان ناخواسته به حلیم بادمجان شبیه شده! این تمدید مذاکرات با مادر یک ظلمی است که نه تنها به من بلکه کل افراد خانواده را درگیر کرده است، البته که انشاا... به لطف دعای شما ها به یک جایی برسیم و من امیدوارم به یک جایی برسیم هر چند بستنی را هم تحریم کند!
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 536

٩٧/٠٣/٠٣
فتوچاپ

فتوچاپ 536

٩٧/٠٣/٠٣
داستان انتخاب سفرها و ایرانگردی‌های جواد قارایی، مستندساز

بیایید همه ایرانگرد باشیم!

٩٧/٠٣/٠٣
چهره هفته

کارلوس کی روش

٩٧/٠٣/٠٣
جانونی

ضرورت ایجاد رشته خرمالوژی و پختن زولبیای خانگی

٩٧/٠٣/٠٣
ساختنیجات

انگیزه مطالعه زیر یک نور نرم و یواش!

٩٧/٠٣/٠٣
درباره فصل سوم «شهرزاد» که با پیچش داستانی در اپیزود چهاردهم، انتظار برای دو قسمت پایانی هیجان انگیزش را

فرضیه هایی برای پایان شهرزاد

٩٧/٠٣/٠٣
یادداشت

علیه نون دونی‌ها

٩٧/٠٣/٠٣
درباره لیگ ملت‌‎های والیبال و بازی‌های تیم ملی کشورمان در این رویدادها

باز هم لیگ جهانی

٩٧/٠٣/٠٣
به بهانه رمضان کریم، درباره نان نوشتیم و فرهنگی که این خوردنی محترم با خودش به مردم کشورمان سنجاق کرده اس

خدا نان داد

٩٧/٠٣/٠٣
پایان نامه

پیامکی از دیار فانی!

٩٧/٠٣/٠٣
به بهانه ساخت سری جدید و قدرتمند انیمیشن کاپیتان سوباسا، محبوب‌ترین شماره 10 دنیای فوتبال

بازگشت فوتبالیست ها

٩٧/٠٣/٠٣
جارچی

جارچی 536

٩٧/٠٣/٠٣
تا جام جهانی

پر حاشیه مانند فهرست بازیکنان حاضر در روسیه

٩٧/٠٣/٠٣
یادداشت

عصبانی کننده!

٩٧/٠٣/٠٣
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و رفع فیلتر

٩٧/٠٣/٠٣
شگرد

قابلیت‌های جدید استوری اینستاگرام

٩٧/٠٣/٠٣
توییتری ها

اعزام تیم ملی به جام جهانی

٩٧/٠٣/٠٣
گفت‌و‌گوی جیم با فرهاد سال افزون، پاسور تیم ملی والیبال

می رویم و نهایت زورمان را می زنیم

٩٧/٠٣/٠٣
نگاهی کوتاه به پیوند نان با آداب و رسوم شهرهای مختلف کشورمان

نان و ادب

٩٧/٠٣/٠٣