ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

سخن عشق تو بی‌آن که برآید به زبانم 

رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم 

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم 

نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت 

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم 

سعدی

606-691

 

شب همه بی‌تو کار من شکوه به ماه کردن است 

روز ستاره تا سحر تیر به آه کردن است 

متن خبر که یک قلم بی‌تو سیاه شد جهان 

حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است 

چون نه تو در مقابلی عکس تو پیش رو نهیم 

این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است

شهریار

1285-1367

 

عشق شیر شد

آهوی دل مرا که دید

آهو از میان سینه‌ام رمید

هی دوید و هی دوید و هی دوید...

عشق آخرش به او رسید

آهوی دل مرا درید

عرفان نظرآهاری

1353

 

دنیا بدون عشق چه دنیای مضحکی‌ست

شطرنج مسخره‌ست زمانی که شاه نیست

افسرده می‌شوی اگر ای دوست حس کنی

جز میله‌های سرد قفس تکیه گــاه نیست

در عشق آن که یکسره دل باخت، برده است

در این قمار صحبتی از اشتبـاه نیست...

علیرضا بدیع

1364

 

از تمام راز و رمزهای عشق

جز همین سه حرف

جز همین سه حرف ساده میان تهی 

چیز دیگری سرم نمی‌شود 

من سرم نمی‌شود

ولی راستی دلم که می‌شود

قیصر امین پور

1338-1386

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات