با کاروان اشک

با کاروان اشک

نویسنده :

* از خودم مي‌پرسم اگر «عاشورا» نبود و اگر «کربلا»يي وجود نداشت يا آن 72 نفر نمي‌بودند، جاي چه شعرهايي در ادبيات‌مان خالي مي‌شد؟! نه از ترکيب‌بند مشهور محتشم کاشاني خبري بود و نه از مثنوي زيباي «عمان ساماني» و نه از خيلي آثار ديگر... بعد به خودم پاسخ مي‌دهم که معمولا هر فرهنگي و هر تمدني براي خودش اسطوره‌هايي دارد که شاعرانش را به خود مشغول کند! اما آيا واقعا چنين اسطوره‌هايي، با اين‌چنين عظمتي در ديگر فرهنگ‌ها وجود دارد؟ و اصلا آن «اسطوره‌هاي افسانه‌اي» کجا و اين «حقيقت اسطوره‌اي» کجا؟!

* «با کاروان نيزه» عنوان اثري است از «عليرضا قزوه» شاعر پرآوازه‌ معاصرمان که آثارش هر کدام بارها تجديد چاپ شده‌اند. با کاروان نيزه فقط يک ترکيب‌بند معمولي نيست، روضه‌اي است پر سوز و گداز؛ سفري است با کاروان اشک و آه که از چهارده زاويه -چهارده بند- صورت مي‌گيرد و البته اين شعر با نظر و تاثيري از ترکيب‌بند مشهور محتشم کاشاني و عمان ساماني و حتي با نگاهي انتقادي که شايد بي‌تاثير از شريعتي نباشد، همراه است. کار او هم تصويري است و هم تاريخي و نکته قابل توجه اين‌جاست که گويا در ذهن قزوه، برخي از صحنه‌هاي کربلا تاثير ويژه‌اي داشته که با زبا‌ن‌هاي مختلف و از زاويه‌هاي جديد تکرار مي‌شود اما اين نه تنها مايه ملال، دل‌زدگي نگشته است، بلکه باعث توجه و تاثير بيشتر مخاطب مي‌شود. او گريزها و تلميحات زيبايي به وقايع عاشورا و آثار ديگر شاعران نيز دارد. استاد علي معلم دامغاني مقدمه‌اي فاخر و زيبا بر کتاب دارد که بسيار خواندني است و همچنين معرفي و موخره‌اي که عبدالجبار کاکايي ديگر شاعر معاصرمان نوشته است. بهتر است به جاي پرگويي و پرنويسي، دوازدهمين بند اين کتاب را با هم بخوانيم:

* گودال قتلگاه، پر از بوي سيب بود

تنهاتر از مسيح کسي بر صليب بود

سرها رسيد از پي هم، مثل سيب سرخ

اول سري که رفت به کوفه، «حبيب» بود

مولا نوشته بود، بيا اي حبيب ما

تنها همين، چقدر پيامش غريب بود

مولا نوشته بود: بيا دير مي‌شود

آخر حبيب را، ز شهادت نصيب بود

مکتوب مي‌رسيد فراوان، ولي دريغ

خطش تمام کوفي و مهرش فريب بود

اما حبيب رنگ خدا داشت نامه‌اش

اما حبيب جوهرش «امن يجيب» بود

يک دشت سيب سرخ به چيدن رسيده بود

باغ شهادتش به «رسيدن» رسيده بود

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
گپ وگفتی با «پیمان خاکسار»، مترجمی که در بازار کساد نشر کارهایش با استقبال مواجه می‌شود

از تدوین «شیار ۱۴۳» تا ترجمه «جزء از کل»

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات