اندر حکایت ابوجارچی و مفت فروشی آب
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و مفت فروشی آب

نویسنده : ایمان فروزان نیا

 آورده‌اند که روزی مریدان گرد هم جمع شده بودند و از خود جملات سنگین فلسفی در می‌کردند. یکی می‌گفت: «بی شک عشق نفسانی از جمله فضایل است لیكن از نوع فضایلی ست كه بین فضایل عقل مفارق محض و نفس حیوانی قرار دارد و لذا این نوع فضیلت بطور مطلق در هر وقت و در هر مكان و بر هر حال ممدوح نیست...» پس با شنیدن این حکمت، مریدان جامه‌ها دریدند و نعره‌ها زدند.

مرید دیگری گفت: « آخرین حیرت زمانی ست که پی می‌بری دیگر چیزی تو را به حیرت وا نمی‌دارد!» مریدان باز نعره زدند و فریاد یا خفنا سردادند.

پس دیگری باز گفت: «همانا بزرگان ما درست گفتند که آن ممه را لولو برد.» پس مریدان با شنیدن این حکمت نیز نعره‌ها زدند و سر بر در و دیوار کوفتند و خون بر زمین جاری شد. 

در این بین ابوجارچی ابن جیم ابن خراسانی به میان‌شان آمد، پس چون حال مریدان را دید، گفت: یا اصحاب، خواهید که شما را حکمتی گویم بس خفن و ناب. مریدان گفتند بلی استاد. پس ابن جیم گفت: هما حمید چیت‌چیان (وزیر نیرو) کلید حل مشکل کم‌آبی را توقف مفت‌فروشی آب دانسته و گفته «۷۲درصد خانوارهای کشور ماهانه در حدود ۱۰هزار تومان قبض آب پرداخت می‌کنند در حالی که متوسط رقم پرداختی هر خانوار به مخابرات ۱۰۰ هزار تومان است.»

مریدان با شنیدن این حکمت نعره‌ها زدند و سر به بیابان گذاشتند و نقل است چون بیم گرانی آب داشتند، دیگر به بلاد خویش برنگشتند و تا آخر عمر ریگ بیابان و کاکتوس خوردند و این از کرامات مریدان بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی