چالش بزرگ رفتن یا نرفتن!
بررسی دلایلی که حضور منصوریان و گل‌محمدی در استقلال و پرسپولیس می‌تواند خوب یا بد باشد؛

چالش بزرگ رفتن یا نرفتن!

نویسنده : علیرضا گرانپایه -مازیار حکاک

وضعیت مبهم بازگشت برانکو به ایران و نتیجه ضعیف استقلال با قلعه‌نویی زمزمه‌های حضور منصوریان و گل‌محمدی را روی نیمکت سرخابی پایتخت به اوج رسانده است. حضور این دو مربی در استقلال و پرسپولیس می تواند آبستن اتفاقات برای خودشان و دو قطب فوتبال کشورمان باشد. در این مطلب با ذکر چند دلیل اصلی به بررسی باید و نبایدها در خصوص رفتن یا نرفتن این مربیان به تیم‌های محبوب پایتخت پرداخته‌ایم.


4 دلیلی که منصوریان و گل‌محمدی باید به استقلال و پرسپولیس بروند

1| حمایت؛ وقتی سایه هوادار بالای سرت هست!

درست همان روزهایی که شیب نزولی نتایج استقلال در حال اوج گرفتن بود و در مقابل نفت تهران به همراه علیرضا منصوریان در صدر جدول یکه تازی می‌کردند. جرقه‌های حضور علی منصوریان بر روی نیمکت استقلال از روی سکوهای تماشاگران زده شد. از سمت دیگر هوادارن پرسپولیس نیز که فصل کابوس‌واری را سپری کرده بودند، بارها و بارها در شبکه‌های اجتماعی از علاقه خود به بازگشت یحیی گل‌محمدی به نیمکت تیم‌شان حرف زده بودند. علاقه‌ای که شاید یکی از دلایل مهم رای آوردن یحیی در نظرسنجی بهترین مربی سال در برنامه نود شد. حمایت میلیون‌ها هوادار یک باشگاه برای شروع به کار یک مربی بهترین بسته حمایتی محسوب می‌شود. تجربه نشان داده مربی که هواداران به باشگاه بیاورند به این راحتی‌ها اخراج بشو نیست و مدیران جرات کنار گذاشتن آن‌ها را ندارند. 

 

2| ریسک کردن برای رسیدن به آینده‌ای روشن

سال 82 و اولین سال حضور امیر قلعه‌نویی بر روی نیمکت استقلال را به خاطر بیاورید. قلعه‌نویی جوان که تا آن روز کسی او را بر روی نیمکت سرمربی‌گری یک تیم بزرگ ندیده بود، ادعاي یک برنامه 3 ساله برای قهرمانی استقلال را داد و درست همین اتفاق افتاد. پس از یک مقام نائب قهرمانی و یک قهرمانی، لیگ 84-85 اولین قهرمانی استقلال در لیگ برتر اتفاق افتاد تا قلعه‌نویی بر روی سکوي پرش قرار بگیرد. به نظر می‌رسد علیرضا منصوریان و یحیی گل‌محمدی نیز هم این فرصت را دارند که به کمک انگیزه بالاي خودشان و با یک برنامه بلند مدت بتوانند سناریو گذشته را تکرار کنند. سناریویی که اولین پیامد آن برای قلعه‌نویی رسیدن به نیمکت تیم ملی و تبدیل شدن به پرافتخارترین مربی لیگ برتر بود.

 

3| در آرزو کهکشانی شدن

علیرضا منصوریان برای حضور در بین 8 تیم برتر آسیا و فینالیست شدن در جام حذفی و همچنین کسب سهمیه آسیا در لیگ برتر کلی جوان بی‌اسم و رسم را در کنار چند بازیکن با تجربه مثل ایمان مبعلی و غلامرضا رضایی که روزگاری در لیست سیاه سرخابی‌ها حضور داشتند، به کار گرفته بود. در ذوب‌آهن هم نیز خبری از بازیکنان میلیاردی نبود تا کاوه رضایی جوان تبدیل به موتور گلزنی شاگردان گل‌محمدی در اصفهان شود. ذوب‌آهن به کمک همین بازیکنان توانست زیباترین بازی‌های لیگ را به نمایش بگذارد تا علاوه بر قهرمانی در جام حذفی بهترین تیم فصل دوم لیگ برتر نیز رقم بگیرد. حالا فرض کنید این دو مربی به کمک بودجه میلیاردی باشگاه‌های پایتخت با خودشان کلی ستاره لیگ برتری را به تیم بیاورند. ستاره‎هایی که نتوانسته بودند توسط مربیان فصل گذشته به کار گرفته شوند این بار کلی ظرفیت برای مربیان جدید تیم محسوب می‌شوند. ظرفیتی که در باشگاه‌های گذشته‌شان تا حدودی از آن محروم بودند.

 

4| مربی با دانش امروزی 

وقتی در گزینه‌های نیمکت استقلال کمی جست‌وجو می‌کنیم با اسامی مربیان خارجی روبه‌رو می‌شویم که شاید به سختی نام کشور ما را هم تا به امروز شنیده باشند. حالا آن‌ها قرار است به ایران بیایند و هدایت استقلال پرحاشیه را برعهده بگیرند. هرچند این موضوع نمی‌تواند دلیل محکمی برای نتیجه نگرفتن آن‌ها بشد ولی حداقل می‌توان گفت علیرضا منصوریان جوان که سال‌ها در لیگ برتر حضور داشته و با تمام جوانب باشگاه آشنایی دارد از شانس بیشتری برای موفقیت برخوردار است. در کنار این گزارش تمرینات تیم نفت تهران در آخرین برنامه 90 نشان داد نه تنها دانش علیرضا منصوریان جوان نسبت به دیگر مربیان لیگ برتر یک سرگردن بالاتر است و می‌تواند با مربیان خارجی که در لیست انتظار استقلال حضور دارند نیز برابری کند. در خصوص یحیی هم نتیجه‌گیری تیم‌اش و آمار عجیب تعداد پاس‌های ذوب‌آهن نشان می‌دهد این مربی چقدر به دانش روز فوتبال آگاه است و توانایی پیاده‌سازی آن را در تیم‌اش دارد. جدای از این مسئله هر دو مربی بدون حاشیه هستند و از منش اخلاقی خوبی برخورداند و به همین خاطر محبوب هواداران شده‌اند. کاریزمای خاص این دو مربی به دلیل توجه رسانه‌ها به استقلال و پرسپولیس ادبیات جدیدی را وارد فوتبال ایران کند.

 

 

4 دلیلی که منصوریان و گل‌محمدی نباید به استقلال و پرسپولیس بروند

1| سرخابی بلا تکلاتیف‌تر از بلاتکلیفی!

استقلال و پرسپولیس بعد از ماجرای عجیب و در واقع سرکاری خصوصی‌سازی دوباره تیم دولتی هستند و ماجرای هر ساله انتخاب هیئت مدیره و مدیر عامل برای این تیم‌ها امسال با داستان اجاره دادن 3 ساله رنگ و بویی تازه به خود گرفته است. در هر دو باشگاه تیم مدیریت قبلی مشغول به کار هستند و حتی در حالی که سرمربی شان معلوم نیست بعضا با بازیکنان هم مذاکره می‌کنند اما در سایه چندین هیئت مدیره و مدیرعامل ادعای تشکیل کادری مجرب را برای فصل آینده دارند. در این آشفته بازار استقلال و پرسپولیس، فصل نقل و انتقالات شروع شده و باشگاه‌های زرنگ‌تر مثل سپاهان کارشان را با فرکی قطعی کردند و حتی بر اساس لیست او در روزهای بی رقیبی بازار نقل و انتقالات به فکر جذب بازیکنان مستعد برای تقویت تیم‌شان هستند. با چنین شرایطی و در واقع بی ثباتی سرخابی نسبت به تیم‌های قبلی منصوریان و گل‌محمدی، آن‌ها با حضورشان در این تیم‌ها یک هیچ نسبت به بقیه تیم‌ها عقب هستند.

 

2| حاشیه‌ها و توقعات از این تیم بالاست

استقلال و پرسپولیس مرکز حاشیه هستند. کسی که سرمربی این تیم‌ها می‌شود باید بیشتر انرژی خودش را صرف جمع و جور کردن حاشیه‌ها بگذارد. جدای از آن توقعات از این تیم‌ها بالاست، هواداران از این تیم‌ها فقط برد می‌خواهند. این موضوع از جهات مختلف می‌تواند فشار زیادی را به مربیان جوان وارد کند. در فصل گذشته درست در همان روزهایی که علی دایی در پرسپولیس نتیجه نمی‌گرفت یحیی به تیم ذوب‌آهن كه جزو تیم‌های پایين جدول بود و اصلا اوضاع خوبی نداشت رفت و اعتماد مسئولان ذوب‌آهن باعث شد این تیم به مرور مسیر خود را پیدا کند و کم‌کم به جمع مدعیان اضافه شود، در حالی که عوض کردن مربیان برای پرسپولیس هیچ سودی نداشت. از طرفی یکي از علل موفقیت منصوریان و گل‌محمدی جوان‌گرایی و اعتماد به بازیکنان کم نام و نشان بوده است که قطعا بازی دادن این طور بایکنان در پرسپولیس و استقلال با هجمه زیادی از سوی هواداران همراه است. واقعیت این است که نفت و ذوب‌آهن اصلا هوادار آن چنانی ندارند که بخواهند حاشیه‌سازی کنند برای همین یحیی اگر حدادی‌فر یا رجب‌‌زاده را در این تیم نیمکت‌نشین کند کسی به او خرده‌ای نمی‌گیرد. در حالی که همین یحیی زمان سرمربی‌گری‌اش در پرسپولیس به خاطر بازی ندادن مهدوی‌کیا محبوبیتش را از دست داد و شاید همان تصمیمات زمینه خروجش از تیم را فراهم کرد.

 

3| سری که درد نمی‌کند

منصوریان و گل‌محمدی تیم‌های‌شان هر دو در اوج هستند. ساختاری دارند که اگر از عهده حفظ آن بربیایند سال آینده هم می‌‎توانند جز مدعیان باشند. این در حالی است که آن‌ها باید استقلال پرسپولیس را بکوبند و از نو بسازند. سبک بازی هر دو مربی و استراتژی‌شان در بازی‌های فصل گذشته نیازمند بازیکنانی در پست‌های مختلف است که در شرایط فعلی در استقلال و پرسپولیس نیستند. شاید حضور مربیان در استقلال و پرسپولیس زمینه جذب بازیکنان سابق‌شان را فراهم کند اما ساختن تیمی جدید بسیار سخت و زمان‌بر است. از سوی دیگر دو تیم نفت و ذوب‌آهن سهمیه آسیایی فصل بعد را دارند و حتی نفت به جمع 8 تیم برتر راه یافته است. درست است که تقویم AFC مشکلات زیادی را برای تیم‌های ایرانی دارد ولی در عوض حضور در لیگ قهرمانان آسیا هم فرصتی برای عرض اندام در عرصه بین‌الملی است.

 

4| در خطر محو شدن هستن

تجربه نشان داده است نتیجه نگرفتن در استقلال و  پرسپولیس عواقب سنگینی دارد و اگر کسی در این تیم‌ها زمین بخورد احیا شدن بسیار سخت و شاید محال باشد. از سویی هر دوي این مربیان به ویژه منصوریان کاریزمای اسطوره‌ای برای باشگاه استقلال دارند، عدم نتیجه گیری می‌تواند محبوبیت او را دچار خدشه کند، اتفاقی که پیشتر برای پروین و حجازی و همین فصل قبل برای درخشان و قلعه‌نویی افتاد.

نظرات کاربران
کد امنیتی