خوب شد ريش گذاشت!
در باب اندروني جلدهاي جيم 12

خوب شد ريش گذاشت!

نویسنده : طراح جلد

«رضا عطاران» تضمين فروش گيشه اين روزهاست. «نهنگ عنبر» عليرغم ايرادات فيلمنامه‌اي و شخصيت‌پردازي خوب مي‌فروشد و علاوه بر نوستالژي‌بازي، بخش زيادي از اين استقبال را مديون مهره مار عطاران است. تابستان پارسال كه به بهانه «رد كارپت» طرحي از او روي جلد رفتيم، نگران شناخته شدنش در پس اضافات تصويرسازي بوديم. بخش زيادي از چهره‌اش، زير يك فقره عينك پهن خلباني پنهان شده بود. ريسك نكردم و عليرغم قوانين حرفه‌اي پرواز با هواپيماي ملخي، كلاه ايمني پرواز را سرش نگذاشتم. فكر كردم بخش زيادي از كاراكترش به كله بي‌مويش وابسته است. و بعد از پنهان كردن چشم‌ها اين پارامتر را نبايد از دست داد. 

اما نگراني‌ها بي‌مورد بود. عطاران خيلي وقت پيش به اين قضيه فكر كرده بود و خودش راه حل را روي صورتش پياده كرده بود. جايي گفته بود: «آخرین جایی که با موی کامل بودم، نقش دایی در سریال «دنیای شیرین» بود. بعد از آن دیگر موهایم شروع به ریختن کرد. در مجموعه بعدی که «قطار ابدی» بود، دیگر جلو هایش کم کم داشت می‌ریخت که به زور ماساژ و پف دادن و این چیزها سعی می‌کردم حفظش کنم. آن موقع خیلی هم برایم مهم بود تا این‌که یک روزی در آینه به خودم نگاه کردم و فهمیدم این مو در نهایت ۳ سال دیگر دوام می‌آورد و باید یک فکر اساسی برای آن بکنم. چون آدم اهل دارو مصرف کردن و این چیزها هم نبودم، دیدم بهترین کار این است که بروم در آن وادی. دیگر از «خانه به دوش» به این شمایل جدید رسیدم. من چون کچل هستم، اگر ریش و سبیلم را هم بزنم شبیه کله پاچه عجیب و غریبی می‌شوم که اصلا قشنگ نیست. بعد آن ریش پروفسوری را پیدا کردم و فکر کردم جالب‌تر است.»

نظرات کاربران
کد امنیتی