اندر حکایت ابوجارچی و شعبده 5 میلیاردی
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و شعبده 5 میلیاردی

نویسنده : مهدیه جوادی-مریم غلامزاده

روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در خیابان می‌رفت. چندی از مریدان را دید که خود را به دیوار می‌کوبند و مانند خمیر، له و په شده‌اند. پیرنا متعجب شد پس رو به مریدان گفت: ای اصحاب؛ چه غلطی می‌کنید؟! مریدان گفتند: یا خفن؛ می‌خواهیم به مانند دیوید کاپرفیلد از دیوار رد شویم. و خود چونان به دیوار کوبیدند که دیوار بر سرشان خراب شد و جملگی مردند!

ابن جیم به راهش ادامه داد و به جمعی از مریدان رسید که شمشیر در شکم هم فرو می‌کردند و هلاک می‌شدند! گفت: ای ابلهان؛ این حمام خون از چه سبب راه انداخته‌اید؟! نکند تاثیر فیلم‌های مخرب هالیوود لعنتي است؟! مریدان گفتند: یا خفن؛ ما می‌خواهیم مانند کریس آنجل شمیر در بدن‌مان فرو کنیم که همانا او شعبده بازی خفن است.

ابوجارچی چون این سخن بشنید خنده‌ای مستانه سر داد و گفت: می‌خواهید بدانید که اصل شعبده چیست؟ مریدان گفتند بله. استادنا گفت: شعبده یعنی این‌که بانک مرکزی حساب‌های یکی از موسسات مالی و اعتباری غیر مجاز را بررسی کرده و مشخص شده که این موسسه 12 هزار میلیارد تومان سپرده مردمی جذب کرده است. نکته این‌جاست که در بررسی‌های انجام شده تنها نشانی 7 هزار میلیارد تومان از این پول‌ها پیدا شده است و 5 هزار میلیارد تومان از این منبع ناپدید شده است!

مریدان با شنیدن این کرامت تف به روی کریس آنجل و دیوید کاپرفیلد انداخته و از مریدان موسسات مالی و اعتباری غیر مجاز شدند و این از بازی‌های زمانه بود!

نظرات کاربران
کد امنیتی