ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

پرواز اندازه آدم رو بر ملا می‌کنه، هر چی بالاتر میری هر چی بالاتر و بالاتر میری... دنیا از دید تو بزرگتر میشه و تو از دید دنیا کوچکتر...

سریال «شوق پرواز»/ یدا... صمدی


شازده کوچولو پرسید: غمگین‌تر از این که بیایی و کسی از اومدنت خوشحال نشه چیه؟ روباه گفت: بری و کسی متوجه رفتنت نشه! 

کتاب «شازده کوچولو»/ آنتوان دوسنت اگزوپری 


از من حمایت کرده‌ای اما چه سان ای دوست؟

من ابر پایینم تو هستی آسمان ای دوست!

لبخندهای تو اگر آبی اگر یک دست

لبخندهای من شده رنگین کمان ای دوست! 

تو عادت خوشحال دیدن‌های من بودی 

یعنی تماشایی‌ترین جهان ای دوست! 

وحید دانا/ 1348


مثل شهابی در شب صحرا صدایم کن

ای موج! از چنگال این دریا رهایم کن 

در خویش پوسیدم غرورم خاک شد، ای دوست

کاری برای این دل درد آشنایم کن

ای ابتدای هر چه پایان! ای تو بی آغاز! 

بی‌انتها، بی‌انتها، بی‌انتهایم کن

سعید یوسف بینا/ 1344


تشنه لطف تو را جرعه آبی نرسید

ما سلامی به تو کردیم و جوابی نرسید

پنجره سهم حریفان شد و بر این دیوار

به نگاه من بی‌خاطره قابی نرسید

معنی ما که غریب است بماند حتی 

لفظ ما نیز به تعلیق کتابی نرسید

مصطفی محدثی‌خراسانی/ 1340


از دست‌های گرم تو ایمان به من رسید

از چشم‌های سبز تو باران به من رسید

در من طلوع کردی و در من رها شدی 

تا... روزگار بی‌سر و سامان به من رسید

آهو شدم به معجزه چشم‌های تو 

پروای جان و خار بیابان به من رسید

ناصر حامدی/ 1355


رنجه از بیم شکستن، دل شیدای من است

عشق، سنگی‌ست که در طالع مینای من است

هر دم از جذبه ماهی گسلم بند از پای 

وه که در خواب چه توفان، شب دریای من است

ای که منظور جهانی شدی از غایت لطف

شهرت روی تو مرهون تماشای من است

بهمن صالحی/ 1316


من از عهد آدم تو را دوست دارم

از  آغاز عالم تو را دوست دارم 

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح 

سرودیم نم نم، تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم

به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

قیصر امین‌پور/ 1338-1386


بیا که آینه‌ی روزگار زنگاری‌ست

بیا که زخمِ زبان‌های دوستان، کاری‌ست

 به انتظار نشستن در این زمانه‌ی یأس

برای منتظران، چاره نیست؛ ناچاری‌ست

 به ما مخند اگر شعرهای ساده‌ی ما

قبول طبع شما نیست؛ کوچه بازاری‌ست

سعید بیابانکی/1347

 

نظرات کاربران
کد امنیتی