نیازهای اساسی‌ات را بشناس!
با اجازه بزرگترها

نیازهای اساسی‌ات را بشناس!

نویسنده : حمیده زمانی

همه ما بر اساس نیازهایی که داریم دست به انتخاب می‌زنیم. بسته به ژنتیک و ساختاری که خدا برای وجود ما در نظر گرفته است، شدت نیازهای ما متفاوت است. مثلا بعضی از ما نیاز به آزادی بیشتری داریم و بعضی نیاز به عشق و تعلق بیشتر! اینکه شدت کدام نیاز کمتر و یا بیشتر باشد برای ما خوشبختی نمی‌آورد یا حتی بدبختی!  این نوع رفتار و واکنش ما نسبت به ارضای آن نیاز است که خوشبختی ما را به دنبال دارد. بیشترین جایی که شدت نیازهای ما بر ملا می‌شود و محلی برای شناخت عمیق خودمان است؛ ازدواج و زندگی مشترک است! دو آدم از دو دنیای متفاوت قرار است عمیق‌ترین رابطه را داشته باشند و این یعنی پستی و بلندی زیادی را پیش رو دارند. در اکثر ازدواج‌هایی که اتفاق  می‌افتد افراد اصلا شدت نیازهایشان را معیاری برای انتخاب قرار نمی‌دهند؛ بنابراین وارد مرحله‌ای از زندگی می‌شوند که علاوه بر تازگی، ممکن است تنش نیز به همراه داشته باشد. حالا ببینیم بنابر تئوری انتخاب ما چه نیازهای اساسی داریم که شناختن آن‌ها در خودمان و دیگری به انتخاب بهترمان در ازدواج کمک می‌کند: نیاز به بقا، نیاز به قدرت، نیاز به آزادی، نیاز به عشق و تعلق خاطر، نیاز به تفریح! هر کدام از این نیازها می‌تواند شدتی از خیلی کم تا خیلی زیاد داشته باشد. این‌که ما بدانیم کدام نیاز در ما شدتش زیادتر است و کدام یکی شدت کمتری دارد خیلی کمک‌مان می‌کند تا اولا انتخاب بهتری در ازدواج داشته باشیم و دوما رابطه بهتری با همسر آینده‌مان برقرار کنیم. به عنوان مثال زوجی را در نظر بگیریم که یکی از آن‌ها شدت نیازش به تفریح خیلی زیاد است و دیگری شدت نیازش کم است. خیلی زیاد یعنی نیاز به گردش و طبیعت‌گردی و بازی و شوخ طبعی و دور هم بودن در اولی زیاد است و در دومی کم! تا حدی که شاید دومی دوست داشته باشد بیشتر وقتش را در خانه باشد یا با تعداد افراد کمی در ارتباط باشد و پای تلویزیون نشستن یا خواب را ترجیح دهد! یا مثلا زوجی را در نظر بگیرید که شدت نیاز به آزادی در یکی بیشتر از حد متوسط است و در دیگری کمتر از حد متوسط! مثلا یکی نیاز دارد ساعات بیشتری را تنها باشد یا برای خودش برنامه‌های شخصی نیز داشته باشد و تحت فرمان یا سلطه دیگری نباشد و کسی او را کنترل نکند و برای زندگی‌اش نسخه‌ای نپیچد ولی دیگری وابسته باشد و مدام کنترل کننده و...! این گونه ازدواج‌ها مطمئنا به مشکل بر می‌خورند، مخصوصا اگر از شدت نیاز هم با خبر نباشند و نخواهند برای بهبود آن کاری کنند. حالت نرمالش این است که قبل از ازدواج سخت‌گیری لازم را انجام دهید و خوب وارد ریز جزییات شوید تا به این مشکلات بر نخورید ولی اگر هم برخوردید نگران نباشید بالاخره راه حلی دارد! این تفاوت در نیازها ریشه در ژنتیک دارد، بنابراین نباید خیلی به تغییر بنیادی افراد در این پنج حوزه امیدوار بود، فقط می‌شود در یک رابطه دونفره برای حفظ زندگی مشترک آن‌ها را به تعادل رساند! اگر شما از الان که مجرد هستید در مورد این نیازها و چگونگی تشخیص‌شان مطالعه داشته باشید و به دنبال شناخت بیشتر خودتان در این زمینه باشید شک نکنید که ازدواج موفق‌تری خواهید داشت. برای آگاهی بیشتر می‌توانید کتاب‌های «ازدواج بدون شکست» و «هشت درس برای ازدواج شادتر» از دکتر ویلیام گلسر صاحب نظریه انتخاب و ترجمه دکتر علی صاحبی را مطالعه کنید و در آنجا با مفاهیم بنیادی‌تری آشنا شوید که تا به حال نشنیده‌اید و به تغییر شما منجر می‌شود.

نظرات کاربران
کد امنیتی