دانش‌گاه يا پاس‌گاه
وقتي دغدغه درس به باد داده شده

دانش‌گاه يا پاس‌گاه

نویسنده :

اول مي‌خواستم مطلب تند و تيزي بنويسم و شما را به صلابه بکشم. مي‌خواستم محاکمه‌تان کنم و بگوييم چه وضعي است. مي‌خواستم در لفافه بپرسم چرا خجالت نمي‌کشيد. بگويم چرا تکاني به خودتان نمي‌دهيد. مي‌خواستم بپرسم چرا اين همه بي‌خياليد و دنيا و مافي‌ها برايتان هيچ است. اما پشيمان شدم. فکر کردم چرا اين‌طور قضاوت مي‌کنم. فکر کردم از کجا معلوم که اين‌طوري باشد. تازه اگر اين طوري باشد هم کي مي‌تواند بگويد که به اين جور نگاه ‌کردن اعتراض کنم و محاکمه کنم و محکوم کنم. به چه حقي؟ من، خودم را مي‌گويم.

مي‌گويند فضاي دانشگاه‌ها عوض شده، ديگر آن چيزي نيست که در تصور جامعه از دانشگاه وجود داشت. اين را دانشجويان ترم اولي که براي قبول شدن در کنکور، سال‌ها سرشان در درس و کتاب بوده، وقتي فضاي دانشگاه توي ذوقشان مي‌زند، بهتر از ديگران درک مي‌کنند.

فقط کافي است سر کلاس‌ها حاضر شوي، جز بعضي استادها که کار عملي مي‌خواهند و رس دانشجو را مي‌کشند، بقيه استادها کاري به کارتان ندارند، همان چند روز امتحان که جزوه‌ها و کتاب‌ها را بخواني و گاهي هم فرصت تقلب دست بدهد، مدرک گرفتنت تضمين شده است.

کتابخانه دانشگاه زياد شلوغ نيست، فقط بخش پايان‌نامه‌ها طرفدار دارد. هر وقت بيايي عده‌اي نشسته‌اند و از روي پايان‌نامه‌هاي ديگراني کپي مي‌زنند که بيشتر آن‌ها هم براي نوشتن پايان‌نامه چنين رنجي را متحمل شده‌اند. البته به روز نبودن بيشتر کتابخانه‌هاي دانشگاهي را هم بايد يک دليل اين استقبال نکردن دانست.

از راه‌پله‌هاي شلوغ که پايين بيايي، دانشجويان را مي‌بيني که با خيال راحت در حياط، روي سکوها و نيمکت‌ها نشسته‌اند، گپ مي‌زنند و شيطنت مي‌کنند. يکي از اين جمعيت دغدغه درس ندارد، اگر هم اضطرابي در چهر‌ه‌شان باشد از مشکلات اداري است که پيدا مي‌شود!

اين تصوير دانشگاهي است که همواره از آن به عنوان نهادي تاثيرگذار در فعاليت‌هاي علمي ياد شده، تصوير دانشجوياني که به عنوان گروه‌هاي مرجع جامعه بر ساير افراد تاثير گذارند.

نياز جامعه، افراد را بار مي‌آورد. هر دوره‌اي ميدان خاص خودش را باز مي‌کند. يک دوره انقلاب است، يک دوره سازندگي، يک دوره جنگ و يک دوره... افراد هر دوره بر اساس نيازها و پيچيدگي‌هاي خاص آن دوره رشد مي‌کنند. جامعه امروز ايران به دانشجوياني نيازمند است که در عرصه علمي تلاش کنند و از جريان‌هاي مختلف کشور و جهان هم آگاهي کامل داشته باشند. نياز امروز، جهاد در حوزه علم است. مي‌توان گفت با وضعيتي که وجود دارد، ما دچار تغيير ذائقه دانشجويي شده‌ايم.

دانشجويان اوقاتشان را به بطالت مي‌گذرانند. در کلاس 50 نفره هر کس کار خودش را انجام مي‌دهد. فقط دو سه نفر به درس گوش مي‌دهند، بعضي‌ها با موبايل بازي مي‌کنند، بعضي‌ها مي‌گويند پايه درسي‌شان از مدرسه خوب نيست، بنابراين درس را نمي‌فهمند و گوش نمي‌دهند، بعضي‌ها هم لحظه حاضر غايب در کلاس پيدايشان مي‌شود. به جاي همه مسائل مربوط به درس، بانک اطلاعات همکلاسي‌هايشان هستند. بسياري از بچه‌ها در دانشگاه بيشتر به فکر مخ‌زني‌اند، قرارهاي بيرونشان را مي‌گذارند، از استادي هم که سخت بگيرد بدشان مي‌آيد و زيرآبش را مي‌زنند.

تعدادي از شيطنت‌هاي دانشجويي به طبيعت جواني‌ باز مي‌گردد و در همه دوره‌ها هم در دانشگاه‌ها وجود داشته است، ولي اين شيطنت‌ها وقتي به حدي بيش از معمول مي‌رسد و منجر به فاصله گرفتن آن‌ها از درس مي‌شود، نگران کننده است. در مقابل بعضي دانشگاه‌ها به روش سختگيرانه‌اي مثل اخراج دست مي‌زنند، ‌اما اين راه‌حل مسئله نيست.

اين افزايش ظرفيت متناسب با توانايي علمي ما نبوده و فضاي دانشگاهي مديريت نشده است. بنابراين به سمت فضايي رفته‌ايم که دانشگاه‌ پاس‌گاه شده است؛ يعني مکاني براي گرفتن واحد و پاس کردن، نه دانش‌آموزي.

بحران بزرگ شدن قاعده هرم جمعيتي در نيمه اول دهه 60 به دانشگاه رسيده و افزايش ظرفيت دانشگاه‌ها را درمان مشکل بيکاري دانشجويان دانسته‌اند. چنان که يکي از مديران دانشگاهي کشور گفته بود حداقل فايده افزايش ظرفيت دانشگاه‌ها اين است که بحران بيکاري را 4 سال عقب بيندازيم. احتياجي نيست به دانشجويان بگوييم چه کنند، مهم‌ترين وظيفه بستر سازي است. اگر اين اقدام صورت بگيرد، دانشجويان جز ميداني براي عرصه کار و خلاقيت چيز ديگري نمي‌خواهند. اگر بسترسازي شود اين فعاليت‌ها صورت مي‌گيرد ولاغير.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧