اندر حکایت ابوجارچی و تیم داری خودرو سازان
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و تیم داری خودرو سازان

نویسنده : ایمان فروزان نیا - محمد حسین وکیلی

 آورده‌اند که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسان در بیابان می‌چرخید و خار مغیلان و آب کاکتوس می‌خورد و خدای را شکر می‌کرد. ناگاه گرد و غباری از دور دست بلند شد و از میان آن مریدان پدیدار گشتند، در حالی نعره می‌زدند و جامه می‌دریدند.

ابن جیم مریدان را به گرد خویش جمع کرد و علت ناراحتی و شیون آن‌ها پرسید. مریدان گفتند: یا خفن؛ ما در کار خصوصی‌سازی استقلال و پرسپولیس مانده‌ایم. از یک طرف همه خریداران یا رد شدند یا جا زدند و از طرف دیگر وزارت ورزش قصد دارد این دو تیم را به سایپا و ایران خودرو بدهد.

پس چون سخن به این‌جا رسید یکی از مریدان نعره‌ای جانانه زد و سرش را چنان به زمین کوبید که کله‌اش 50 سانت در زمین فرو رفت. پس مرید دیگری نعره زنان خواست سرش را به زمین بکوبد که ابن جیم گفت: اول بگو چه مرگته بعد بکوب. آن مرید گفت: یا استاد؛ در این گیر و دار، مدیر عامل استقلال می‌گوید خودرو سازان بدهکارند و این کار ثواب نیست، از آن طرف خودروسازان می‌گویند ما بدهکار نیستیم و استقلال و پرسپولیس کلش واس ماس. حال تو بگو که این دیگر چطور خصوصی سازی باشد.

چون سخن مریدان تمام شد، ابوجارچی خنده‌ای کرد و گفت: این طریق به خصوصی سازی نزدیک‌تر است و عمرا از این مستقیم‌تر نمی‌شود هزینه‌های تیمداری را از مردم گرفت.

مریدان چون این حکمت شنیدند و به کنه خصوصی‌سازی نیک اندیشیدند و دست از نعره زدن کشیده،  در بیابان سرگردان شدند و نقل است کاکتوس را چونان آدامس می‌جویدند.

نظرات کاربران
کد امنیتی