نمایش هنجار شکنی در ویترین
روایتی میدانی از آن‌چه در ویترین مغازه‌های شهرمان می‌گذرد

نمایش هنجار شکنی در ویترین

نویسنده : سارا سروش

مانکنی با ژستی زننده، لباس‌های خاص زنانه و مردانه در ویترینی که حتی رهگذران آن را با احتیاط و زیرچشمی نگاه می‌کنند، نمایش علنی چاقو و قمه، قلیان و... همه این‌ها چيزهايي هستند که هر روز در پشت ویترین برخی فروشگاه‌ها می‌بینیم. ویترین‌هایی که برازنده شهر نیستند اما صاحبان مغازه‌ها، ترجیح می‌دهند راه خود را بروند، با این توجیه که «با این ویترین توجه مشتری بیشتر جلب می شود».

حتی انبوه طرح‌های پیشگیرانه و بازرسی‌های مداوم ناظران نیز مانعی نشده برای گروهی تا كار خود را انجام دهند و به طمع سود بیشتر، ویترینی ساختارشکنانه بچینند. در گزارش پیش رو چشم چرخانده‌ایم سمت ویترین‌هایی که نگریستن به آن‌ها دشوار است.


از رقص یک مانکن تا قمه‌های ویترینی
زرق و برق ویترین‌ها در بالا و پایین این شهر فرق می‌کند. خلاصه بقال و چقال، زرگر و کفشگر، هرچه هنر داشته‌اند برای چیدن ویترین خود به خرج داده‌اند و نتیجه‌اش برای بعضی زیبا و چشم‌نواز و برای عده‌ای هم شلوغ و شلخته است. اما صرف نظر از اصول چیدمان ویترین، رعایت نکردن برخی آداب در ویترین، نهایتا ختم می‌شود به بعضی از خطوط قرمز.
این خطوط قرمز شامل ظاهر مانکن‌ها، زننده نبودن اقلام به نمایش درآمده، آسیب‌زا نبودن اجناس و... می‌شوند. خطوطی که بعضی از واحدها به راحتی از آن عبور می‌کنند.
بازار شمایل‌های ممنوع
توقف اول ما در یکی از پاساژهایی است که به زنجيره اطراف حرم مطهر رضوی منتهی می‌شود. عمده واحدها به فروش اقلامی اختصاص یافته‌اند که مطلوب زائران هستند. البته بعضی واحدهای صنفی از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را پشت ویترین شان چیده‌اند. این را به روایت تبلیغی می‌گوییم که یکی از مغازه‌ها پشت ویترین مغازه‌اش چسبانده و همین ضرب‌المثل را بر روی آن نوشته است.
پایین پله‌ها، مغازه‌ای شمایل منسوب به ائمه (ع) را حراج کرده است. شمایلی که مدت‌هاست استفاده از آن‌ها به واسطه نمایش چهره‌های نقاشی شده، ممنوع اعلام شده است.
فروشنده می‌گوید: بالاخره همین‌ها هم مشتری دارند. زائر که کاری به قانون ندارد. دلش می‌کشد یکی از این‌ها را بخرد. او مدعی می‌شود بازار فروش این شمایل خوب است.
ویترین تیز و بُرنده

در حاشیه یکی از خیابان‌هایی که می‌رسد به یکی از میدان‌هاي اصلی شهر، مغازه قدیمی فروش چاقو و خنجر و قمه است. ویترین پُر شده با انبوه چاقوها و قمه‌هایی که روی هم تلنبار شده‌اند. مغازه‌دار حوصله بحث ندارد. اصلا از دیدن یک مشتری خانم شوکه می‌شود. هنوز سوالی نپرسیده‌ام که فوری می‌گوید: «چاقو تیز نمی‌کنیم خانوم» و بی‌هیچ حرف اضافه‌ای سر می‌چرخاند سمت مرد دیگری که روی صندلی در مغازه نشسته است. گرفتن عکس از ویترین این مغازه کار دشواری است، چون در کمتر از چند دقیقه چند چشم کنجکاو خیره می‌مانند به دوربین که ببینند چه خبر است...
درآمدی که کفاف نمی‌کند

چند قدم بالاتر واحد صنفی دیگری البسه زیر زنانه و مردانه را روی پیشخوان چیده است. فروشنده هم آقای میانسالی است که در گوشه دیگر مغازه مشغول چیدن یک ردیف جوراب زنانه داخل یکی از قفسه‌هاست.
تظاهر می‌کنم که قصد خرید کالایی را دارم و می‌گویم: کاش فروشنده خانم داشتید که خریداران معذب نمی‌شدند. او توضیح می‌دهد: والا درآمد مغازه کفاف اجاره این واحد رو نمی‌کنه، چه برسه به شاگرد و فروشنده کمکی.
از مانکن‌های بی سر تا ویترین‌های 18

اوضاع در بعضی پاساژهای مشهور و سرشناس شهر هم بهتر از این نیست. البته خط قرمزی که فروشندگان این واحدها رد می‌کنند، اغلب ظاهر و ژست‌های مانکن‌های آن‌هاست. همچنین مراکز عرضه لباس‌های زیرزنانه و مردانه، بی هیچ ممانعتی اجناس و اقلام خود را پشت ویترین‌ها قرار داده‌اند. 
فروشنده یکی از این مغازه‌ها خانم جوانی است که در خصوص شرایط ویترینش توضیح می‌دهد: ورود آقایان به مغازه ممنوع است اما آن اوایل که این واحد صنفی را راه انداخته بودم، چند باری برای خودم مزاحمت پیش آمد که ناچار پای حراست مجتمع وسط کشیده شد اما حالا اوضاع بهتر است. در آن دوره و با بروز آن مشکلات، حراست مجتمع از من خواست تا جنسی را در ویترین نمایش ندهم اما خب نمی‌شد، بالاخره اجاره‌ای که من بابت این واحد تجاری می‌پردازم؛ از بابت ویترین آن هم هست. الان فقط چند قلم کالا را در ویترین گذاشته‌ام.
او ادامه می‌دهد: بالاخره هر مغازه‌ای جنسی را عرضه می‌کند و ویترینش هم محل تبلیغ همان جنس است. این هم جنسی است که برای تبلیغ به ویترین نیاز دارد. خریدار تا جنس مورد نظرش را در ویترین نبیند و نپسندد، پا در مغازه نمی‌گذارد. 
مغازه دیگری از مانکنی استفاده کرده که ژست رقص به خود گرفته است. صاحب مغازه می‌گوید: چند وقتی به ما اعلام شد که مانکن‌های‌تان نباید سر داشته باشند، اما بعدا دیگر خیلی این موضوع را جدی پیگیری نکردند.
اونی که عشقِ قلیونه جنسش رو جور می‌کنه

دور یکی از میدان‌های مرکزی شهر، چند واحد به عرضه ادوات قلیان مشغولند. اینجا از قلیان‌های 80 هزار تومانی تا چند میلیون تومانی عرضه می‌شوند. البته قانون حُکم داده به تعطیلی این واحدها به واسطه ممنوعیت عرضه قلیان و ادواتش. فروشندگان حاضر به صحبت نیستند. فقط یکی از آن‌ها می‌گوید: هزارتا قانون هم که بگذارند، مردم کار خودشون رو می‌کنن.
نظرات کاربران
کد امنیتی