اندر حکایت ابن جیم و طرح مبارزه با قلیان
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و طرح مبارزه با قلیان

نویسنده : مهدیه جوادی- مریم غلامزاده

 آورده‌اند که روزي ابوجارچي ابن جيم خراسانی، آن شير ژيان، آن پير پيران، آن چاق كننده قليان، در محفل ياران وارد شد و مريدان را خطاب فرمود: آقايون داداشام، دعوت مُو بِرم قليون...

مريدان چون اين دعوت بشنيدند به جای احساس ذوق مرگي مفرط، من باب زيادت جود و سخا و بخشش آن هم از جانب ابوجارچی، چون كود حيواني (تاپاله) در جاي بماندند و دست‌ها به گريبان برده و جامه دریدند و نعره‌های جانانه زدند!

پيرنا چون اين حركت بديد مریدان را گفت: شما را چه پيش آمده كه دعوت مفتكي از کف بدهید و از این دست فرصت‌ها زیاده دست ندهد و رفته‌اند که بیاورند.

پس مریدی برخاست و گفت: یا خفن؛ عبدا... ارجاعی معاون سیاسی و امنیتی فرماندار مشهد گفته، موضوع مبارزه با قلیان در چهار سطح در دستور کار قرار گرفته و آخرین مهلت واحدهای عرضه قلیان یا چایخانه‌های سنتی غیر مجاز در سطح شهرستان 15 خرداد ماه خواهد بود و ما می‌ترسیم که با طناب پوسیده تو به چاه برویم و جوری ما را جمع کنند که کار به سطح 5 برسد. 

ابن جیم چون این سخن بشنید خنده‌ها کرد و آن‌قدر خندید که دل و روده‌اش کف اتاق ریخت و جان به جان آفرین تسلیم کرد و فرصت نشد که علت خنده‌اش را بیان کند! و گند زد به حکایت ما! راویان گفته‌اند احتمالا به خاطر این بوده که مدت‌ها قرار است قلیان جمع شود ولی بزک نمیر بهار میاد...

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات