جوان بزن کنار!

جوان بزن کنار!

نویسنده :

از بچگي يادمان داده بودند که پله‌هاي ترقي را بايد يکي‌يکي طي کنيم، بعضي وقت‌ها هم طي بکشيم تا بقيه طي کنند و بالا بروند، قرارمان اين بود و همه‌مان وقتي مي‌ديديم که يک نفر يکهو اين پله‌ها را به صورت آسانسوري بالا مي‌رود، تعجب مي‌کرديم و انگشت به دهان مي‌مانديم که «ياللعجب!»

مدير‌شدن و بالا رفتن توي خدمات و سيستم دولتي براي يک جوان هم از همين دسته بالارفتن‌هاي آسانسوري است، مگر چه بشود و چه اتفاقي بيفتد که يک جوان بتواند ره صد ساله را نه يک شبه، که يکي دو ساله طي کند به بالاي قله برسد، البته مي‌توان آقازاده بودن را در اين مورد جزء استثناها قرار داد... مدير شدن مهرداد بذرپاش به عنوان دانشجويي که با مشاور جواني شهردار شروع شد قسمتي از اين قصه بود، قصه جواني که در عرض 6 سال از مشاور جوان شهردار به رئيس فرهنگسرايي، مشاور جوان رئيس جمهوري، مدير عاملي شرکت سايپا، صاحب امتيازي يک روزنامه و بالاخره رئيس سازمان ملي جوانان رسيد. هر کدام از اين پست‌ها و مقامات مذکور براي خودشان برو و بيايي داشتند و از همه اين‌ها مهم‌تر و تأثيرگذارتر رياست سازمان ملي جوانان بود که تکيه زدن بر جاي بزرگاني بود که ايده‌ها و طرح‌هاي مهمي را مطرح کرده بودند، با همه اين تفاسير مهندس مهرداد بذرپاش توانست با مطرح کردن طرح‌هايي مثل سامانه ازدواج جوانان، گواهينامه ازدواج و جشنواره زوج خوشبخت ايراني نام و نشان سازمان ملي جوانان را در ذهن و فکر عموم مردم و مخصوصا جوانان زنده نگه دارد و در عين حال نام و نشاني هم براي يکي از جوان‌ترين مديران دولت دست و پا کند. به هر حال سازمان ملي جوانان با مدير جوان و جوياي نامش و با حرکات نوظهورانه‌اش در عرصه ازدواج جوانان پيش رفت و به اين‌جايي که هست رسيد. سازماني که در مورد نوع وظايف وعملکردش هميشه حرف‌هاي زيادي بوده و هست، سازماني که هنوز براي جوانان يعني مهم ترين قشري که قرار است از خدمات و تصميم‌گيري‌هايش بهره‌مند شوند نامفهوم و دور از دسترس است و احتمالا فقط به بهانه همايشي يا جشنواره‌اي هر چند سال يک بار با فعاليت‌هايش به صورت مستقيم روبه‌رو شوند. شايد اين شعارهاي جوان‌محوري و مديريت جوانانه و سازماني براي جوانان جايي براي کارهاي اساسي نگذاشته باشد، اما بد نيست در اين زمان يعني وقتي يک مدير جوان از يک سيستم بزرگ کنار مي‌رود يا کنار گذاشته مي‌شود درباره صحت و سقم اين دست شعارها تفکر بيشتري بکنيم....

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
«خودافشاگری» چه ربطی به فرهنگ دینی و ملی ما دارد؟

جای خالی «الحمد لله» در زندگی ما

٩٦/٠٤/٠١
فصل دوم سریال «شهرزاد» در برهوت سریال پخش شد

موتور «شهرزاد2» روشن نشد!

٩٦/٠٤/٠١
آنتن

جیم نویسی آسان شد!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
درباره فصلِ نقل و انتقالات لیگ برتر و اشکالاتی که به آن وارد است

ما بلد نیستیم!

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات