کاش زنــــــــــدگی دنده عقـــــــب داشت
حکایتی از چند جـــــــــدایی و آدم‌هایی که فقط از روزگار شــــــــــــــکایت می‌کنند

کاش زنــــــــــدگی دنده عقـــــــب داشت

نویسنده : زهرا خنداندل

طلاق، کلمه‌ای که قدیمی‌ترها از گفتنش هم شرم داشتند، حالا برای ما جوان‌ترها حتی در کوچکترین دعواهای زناشویی هم به عنوان گزینه روی میز مطرح می‌شود! گاهی هم همینطور الکی الکی (فرض کنید به بهانه دعوا به خاطر اتو نشدن لباس) می‌رویم دادگاه خانواده، درخواست طلاق توافقی و بعد از اندکی دوندگی، خداحافظ زندگی! 

بد نیست اگر بدانید که بیشترین آمار طلاق سال 93 در کشورمان، بین زنان و مردان 25 تا 29 ساله واقع شده است. این یعنی درصد قابل توجهی از زوج‌های جوان‌ در بهترین روزهای عمرشان دچار بزرگترین صدمات روحی و عاطفی ‌شده‌اند. گزارش این هفته جیم با بیان آمارهایی از طلاق به کارهایی که دولت برای پیشگیری از این واقعه تلخ انجام داده، نگاهی انداخته ‌است، همچنین گفت‌وگویی دارد با افرادی که این راه را رفته‌اند یا به عنوان گزینه اصلی درصدد انتخابش هستند، با ما همراه باشید...

 

گفت‌وگو با آن‌هایی که فکر می‌کردند دیگر به آخر خط رسیده‌اند!

وقتی برای گفتن ای کاش دیر شده است

برای این‌که از حال و وضع خانم‌ها و آقایانی که جدا شده‌اند باخبر شویم و بدانیم دلیل – و شاید بهانه – جدایی‌شان چه بوده است. سراغ سه دسته از افراد رفتیم، در شرف طلاق‌ها، کمی بعد از طلاق‌ها، و چند سال بعد از طلاق‌ها. و چون دوست نداشتند که حتی اسم‌شان هم چاپ بشود از آن‌ها خواستیم تا اسم مستعاری برای خودشان انتخاب کنند.

 

در آستانه فروپاشی

 دفتر مشاوره کمی شلوغ است، دوست مشاورم یکی از اتاق‌های دفترش را در اختیارم می‌گذارد تا با خانم و آقای جوانی که بوی عطرِ لباس‌های‌شان فضای اتاق را پر کرده است، صحبت کنم. رضا 31 ساله و مرجان 22 ساله است و یک سال است که ازدواج کرده‌اند، بدون مقدمه می‌پرسم چرا می‌خواهید طلاق بگیرید؟ مرجان در حالی که از شدت استرس، پایش را مدام تکان می‌دهد می‌گوید: «به خاطر مامانش» 

رضا که شاید از خشم یا نگرانی صورتش قرمز شده است می‌گوید: « به خاطر مادر من نه، به خاطر بی‌جنبه بازی‌های تو، به خاطر تحمل پایینت، می‌میری اگه روزی یک‌بار بهش زنگ بزنی؟!» مرجان که تکان‌های پایش شدیدتر شده است می‌گوید: «به خاطر تو زنگ زدم، هروقت تو زنگ می‌زنی جواب تلفنت رو میده اونم با جانم و گلم و مهربونم، اما من که زنگ می‌زنم جواب نمی‌ده تازه اگرم بده – صدایش را کمی کلفت می‌کند و صدای مادر شوهرش را تقلید می‌کند- سلام خانوم، کاری داشتید تماس گرفتین؟»

به مشت‌های گره کرده رضا نگاه می‌کنم و احساس می‌کنم الان است که منفجر شود برای همین می‌گویم، بچه‌ها آرام باشید، این فقط یک مصاحبه است. 

کمی بعد سوال بعدی‌ام را می‌پرسم: به مشکلات بعد از جدایی فکر کرده‌اید؟ آیا واقعا این آدمی که می‌خواهید از او جدا شوید هیچ خوبی، هیچ نقطه مثبتی، هیچ عشق و علاقه‌ای برای شما نداشته است؟

رضا که حسابی داغ کرده است می‌گوید:« نه خانوم، از اول هم به خاطر پول، زن من شد! عشق کیلویی چنده؟ اگه عاشق بود که هرچی من می‌گفتم، می‌گفت چشم» چشم‌های مرجان پر از اشک شده و می‌گوید: «به خدا دوستش داشتم، همین الانم دارم، این‌ها حرف‌های مامانشه براي این‌که تحمل عشق بین ما رو نداشت، اینقدر تو گوشش حرف خونده که اینجوری شده، منم خیلی لجبازم و کوتاه نمیام، دوست ندارم برده کسی باشم. کاش مامانش می‌فهمید که من پسرش رو دوست دارم و می خوام باهاش زندگی کنم، ما خودمون از پول چیزی کم نداریم که به خاطر پول، زن رضا شده باشم. ما...» 

دیگر به هق هق افتاده است و صورتش را بین دست‌هایش پنهان کرده است. انگار اشک‌های مرجان، رضا را تحت تاثیر قرار داده، ساکت است و به صورت خیس از اشک همسرش نگاه می‌کند نگاهش نه حالت تمسخر دارد و نه حالت بی تفاوتی، به نظر می‌آید عاشقانه به صورت زنش نگاه می‌کند، به خوبی می‌شود فهمید چیزی درونش شکسته شده است شاید غرورش و من دلیل این جدایی عاشقانه را نمی‌فهمم! لجبازی دختر، دخالت مادر شوهر و پسری که سر یک دو راهی مانده است. بین این‌که مادرش را انتخاب کند یا همسرش را، چون نمی‌داند چگونه بین این دو نفر تعامل باید برقرار کند.

 

گوشی‌ام را چک کرد، طلاق گرفتم

شبنم، دختر 26 ساله‌ای که یک ماه و بیست روز پیش از همسرش جدا شده است، از طریق یکی از همکارانم با او آشنا شدم و خواستم تا درمورد طلاقش با او صحبت کنم، از او درباره دلیل جدایی‌اش می‌پرسم: «خیلی بهانه‌گیر شده بود، هرکاری که می‌کردم دنبال بهانه می‌گشت، تا نصف شب با دوستانش بیرون بود و مدام از من و رفتارم و خانواده‌ام ایراد می‌گرفت، این‌ها دلیل طلاق من بود. اما علت طلاقمون این شد که گوشی‌ام را گرفت تا چک کند من هم به شوخی گفتم گوشیم رو بده، گفت مگه توش چی داری و همین تبدیل به یک دعوای بزرگ و در نهایت طلاق توافقی‌مان شد.»

می‌پرسم پشیمان نیستی، با لبخند پاسخ می‌دهد: «نمی‌دانم! احساس می‌کنم داشت به من خیانت می‌کرد، ضمن این‌که این بار آخر دستش هم رویم بلند شد، اما دلم برایش تنگ می‌شود، 5 سال زندگی مشترک داشتیم، این همه خاطره شوخی نیست! شاید اگر به جای طلاق یک ماه می‌رفتیم مشاوره، زندگی‌مان خیلی بهتر می‌شد. به نظر من یک افسوس همیشه همراهم خواهد بود آن‌هم این‌که چرا برای زندگی‌ام بیشتر از این نجنگیدم.»

 

زنم را پای اعتیادم باختم

48 سال دارد، 20 سال پیش از همسرش جدا شد و دیگر ازدواج نکرد، می‌خواهد ابراهیم صدایش کنم.

می‌پرسم چه شد که جدا شدی؟ پاسخ می‌دهد: «معتاد که شدم اول از همه کارم را از دست دادم، زنم سه بار مرا ترک داد و من باز برگشتم سوی مواد. یک روز که خمار بودم و زنم سرکار بود پسر دوساله‌ام را در خانه تنها گذاشتم تا بروم و مواد تهیه کنم، زنم به خاطر اینکه وسیله‌ای را در خانه جا گذاشته بود، به خانه بر می‌گردد، وقتی در را باز می‌کند متوجه می‌شود که من نیستم و پسرمان لای نرده‌های تراس گیر کرده و آنقدر گریه کرده که از حال رفته است. به آتش‌نشانی و اورژانس زنگ می‌زند، خدا را شکر مامورها پسرمان را نجات می‌دهند، وقتی رسیدم خانه و چشم‌های به خون نشسته زنم را دیدم فهمیدم که زندگی‌ام از دستم رفته است. فردای آن روز طلاق گرفت و حضانت بچه را هم به او دادم.» 

می‌پرسم بعدش چه شد؟ انگار بغض به گلویش نشسته است ادامه می‌دهد: «بیشتر به دام اعتیاد افتادم، زنم هم سه سال بعد که دید دیگر امیدی به من نیست با یکی از همکارانش ازدواج کرد، وقتی ازدواج کرد دنیا روی سرم خراب شد، دیدم زنم، پسرم و زندگی‌ام را سر این لعنتی باختم. اراده کردم و با توکل به خدا توانستم ترک کنم. گاهی پسرم را می‌بینم، الان 22 ساله است و آقا مهندسی شده برای خودش، پدر ناتنی‌اش برایش چیزی کم نگذاشته، اما هرگز خاطره زنم و مهربانی‌هایش فراموشم نمی‌شود، پرمعناترین جمله زندگی‌ام را پشت یک کامیون خواندم که نوشته بود، کاش زندگی دنده عقب داشت!»

 

 

نگاهی به راهکارهای دولتی برای پیشگیری از طلاق

هزار راه رفته و دست خالی برگشته!

طلاق در کشور ما دلایل مختلفی دارد، از جمله مهم‌ترین آن‌ها می توان به، اعتیاد، خیانت، اختلال روابط زناشویی، دخالت خانواده‌ها، امید به تغییر زوج پس از ازدواج و نداشتن شناخت از طرف مقابل اشاره کرد. با توجه به این علت‌ها و همین‌طور رشد سرسام‌آور هر ساله طلاق، طرح‌های مختلف ضربتی از سوی دولت برای جلوگیری از جدایی همسران  مطرح شده و بعضا به انجام رسیده است که البته در برخی موارد نتیجه آن چنانی هم در پی نداشته است. مثل طرح «مطلع مهر» که چندی پیش شروع شد و پایان ثمر بخشی هم نداشت. ماهیت اصلی این طرح اساسا آموزشی بود، اما نگاهی جامع و کامل به مقوله طلاق در جامعه نداشت، مهم‌ترین دلیل برای کم‌اثر بودن (اگر نگوییم بی‌اثربودن) این طرح، افزایش آمار طلاق در استان فارس بود، یکی از هشت استانی که این طرح در آن انجام شد. عمر «مطلع مهر» البته آن‌قدر کم بود که رد قابل توجهی درباره عملکرد مثبت آن در رسانه‌ها قابل پیگیری نیست. طرح «خانواده پایدار» که به صورت پایلوت در استان خراسان رضوی به اجرا درآمد، جزو طرح‌های نسبتا موفق بود ولی بنا به دلایلی نیمه تمام رها شد. به طور قطع پیگیری نکردن جدی این قبیل طرح‌ها، از جمله دلایل کاهش نیافتن آمار طلاق در کشور است.

هر سه دقیقه یک طلاق
در مجموع 163 هزار و 572 مورد طلاق در سال 93 در کشور به ثبت رسیده که این رقم نسبت به سال قبل (1392)، افزایش 5/3 درصدی داشته است. در سالی که گذشت در هر ساعت 19 طلاق اتفاق افتاده است، یعنی تقریبا هر سه دقیقه و یک ثانیه
 یک صیغه طلاق جاری شده است. از آنجایی که شهری‌ها همیشه رکورددار این‌دست موضوعات هستند 149 هزار و 647 مورد از این طلاق‌ها مخصوص شهرنشین‌ها است و 13 هزار و 935 مورد طلاق هم در مناطق روستایی به ثبت رسیده است. زوجین خراسان رضوی هم که در این زمینه حسابی ترکانده‌اند و پرچمدار جایگاه یک طلاق در کشور هستند. پس از خراسان رضوی، گیلانی‌ها و پس از آن پایتخت‌نشین‌ها بیشترین آمار طلاق را به خود اختصاص داده‌اند.
بشارتی که طرح بشیر می‌دهد
اما به تازگی طرح دیگری مطرح شده است. طرح «بشیر» از آن‌دست طرح‌هایی است که با موفقیت خوبش، امیدی را برای مقابله با شبه سونامی طلاق، ایجاد کرده است. اولین آزمایش این طرح که توسط بهزیستی ارائه شده است در استان یزد اجرایی شد و باعث کاهش 63 درصدی طلاق در این استان شد. به عبارتی از هر 100 زوج یزدی که قصد طلاق داشته‌اند، 63 زوج با مشاوره‌هایی که در مراکز مشاوره وابسته به بهزیستی دریافت کرده‌اند از تصمیم خود منصرف شده و تصمیم گرفتند باقی عمر را در کنار هم سپری کنند.
برای اجرای فاز دوم این طرح  که قرار است در کل کشور اجرایی شود 40 میلیارد تومان اختصاص داده شد و 1200 مرکز دولتی و غیر دولتی مشاوره در سطح کشور در نظر گرفته شده است که از این میان 120 مرکز مشاوره تخصصی به افرادی که متقاضی طلاق می‌باشند خدمات مشاوره‌ای ارائه می‌دهد. یکی از نکات مثبت این طرح این است که اگر خانواده‌ای بی‌بضاعت باشد به او یارانه برای مشاوره پرداخت می‌شود. این طرح مشاوره‌های پیشگیرانه خودش را از زمان ازدواج فرد آغاز کرده و در حین زندگی آن را ادامه خواهد داد. «بشیر» در سه مرحله قبل از ازدواج (انتخاب همسر)، مرحله بعد از ازدواج (مدیریت حل تعارض، عشق و صمیمیت، فرزندپذیری) و مرحله طلاق (مداخله‌ به‌هنگام و مشاوره تلفنی و حضوری) به سه گروه از افرادی که در سن ازدواج‌اند، ازدواج کرده‌اند، یا در آستانه جدایی و طلاق قرار دارند، خدمات مشاوره‌ای ارائه می‌دهد. آن‌چه امیدها به «بشیر» را افزایش داده، تعامل قوه قضاییه و سازمان بهزيستی، منظم بودن فرآیند تصمیم‌گیری و طرح‌ریزی ساختار و به قول معروف استخوان‌دار بودن این طرح است. همین موضوع هم باعث شده تا علاوه بر پیش‌گیری از وقوع طلاق، مواردی مانند برنامه‌ریزی برای بدترین حالت‌ها یعنی شرایط پس از طلاق نیز در برنامه‌های این طرح قرار بگیرد تا آثار سوء طلاق که منجر به بروز برخی مفاسد می‌شود، کمتر شود. به عنوان مثال حمایت مالی از زن مطلقه یا سرپرستی برای فرزند طلاق و مواردی از این قبیل در این طرح دیده شده است. کار اصلی که در مرحله طلاق توسط «بشیر» صورت می‌گیرد این است که برای زوج‌هایی که درخواست طلاق دارند یک پرونده و مددکار تعریف می‌شود و بعد به مراکز مشاوره ارجاع داده می‌شوند. اگر احتیاج به مشاوره و آموزش تکنیک‌های زندگی مشترک باشد، این آموزش‌ها به آن‌ها داده می‌شود، اگر در مسیر بازتوانی، زوج‌ها مشکل معیشتی داشته باشند، بررسی و کمک‌های لازم صورت می‌گیرد. اگر مشکل اعتیاد داشته باشند، فرد معتاد را به مراکز ترک اعتیاد می‌برند و...
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌و‌گو با «ساراسادات خادم‌الشریعه»

در آن لحظه به نتایجم فکر نکردم

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
چهره هفته

جینگولک بازی غربی‌ها

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
اینترنت و سر و شکل جدیدی که به بازار کالا و خدمات ایران داده است

#تقابل_مدرنیته_سنتی

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨